545
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۵ / ۲

ويژگى هاى نام پيامبر

قرآن

«محمّد ، پيامبر خداست؛ و كسانى كه با اويند، بر كافران، سختگير [ و ]با همديگر مهربان اند. آنان را در ركوع و سجود مى بينى. فضل و خشنودى خدا را خواستارند. علامت [ ـِ مشخصّه ]آنان بر اثر سجود در چهره هايشان است. اين صفت ايشان است در تورات، و مَثَلِ آنها در انجيل چون كِشته اى است كه جوانه خود را برمى آورد و آن را مايه مى دهد تا ستبر شود و بر ساقه هاى خود بِايستد و دهقانان را به شگفت آورَد، تا از [ انبوهىِ ]آنان [ خدا ] كافران را به خشم دراندازد. خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده است» .

«و [ياد آر]هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت: «اى فرزندان اسرائيل ! من ، فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را كه پيش از من بوده ، تصديق مى كنم و به فرستاده اى كه پس از من مى آيد و نام او احمد است ، بشارتگرم . پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد، گفتند: «اين ، سِحرى آشكار است»» .

حديث

۲۰۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من ، محمّد (ستوده) هستم . من ، احمد (ستوده ترين) هستم . من ، ماحى (محو كننده) هستم كه به واسطه من ، كفرْ محو (نابود) مى شود . من ، حاشر هستم كه مردم به دنبال من ، محشور مى شوند . و من ، عاقِب هستم و عاقِب ، كسى است كه بعد از او پيامبرى نيست .

۲۰۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من ، شبيه ترينِ مردم به آدم هستم ، و ابراهيم در قيافه و اخلاق ، شبيه ترينِ مردم به من بود . خداوند از فراز عرش خود ، ده نام بر من گذاشت و اوصاف مرا بيان كرد و به زبان هر پيامبرى كه به سوى قومش فرستاد ، بشارتِ آمدن مرا داد و نام مرا در تورات آورد و معرّفى كرد و نامم را در ميان پيروان تورات و انجيل پراكند و كتاب خود را به من آموخت و در آسمان خود ، بلندمرتبه ام گردانيد .
و [خدا] از نام هاى خود ، برايم نامى مشتق ساخت : مرا «محمّد» ناميد و او نامش «محمود» است و مرا در ميان بهترين نسل از امّتم مبعوث فرمود . در تورات ، نام مرا «اُحَيد» گذاشت . پس به واسطه توحيد ، بدن هاى امّت مرا بر آتش ، حرام گردانيد . در انجيل ، مرا «احمد» ناميد . پس من در آسمان ، ستوده ام و [خدا] امّت مرا حمد كننده قرار داد . در زبور ، نام مرا «ماحى (محو كننده)» گذاشت ؛ زيرا خداوند عز و جل به وسيله من ، بت پرستى را از روى زمين محو كرد . در قرآن ، نام مرا «محمّد» ناميد . پس ، من در ميان همه [اهل] ۱ قيامت در هنگام داورى ، ستوده هستم و هيچ كس غير از من ، شفاعت نمى كند . در قيامت ، مرا «حاشر» ناميد ؛ چرا كه مردم در پيش پاى من محشور مى شوند ، و مرا «مُوقِف» ناميد ؛ زيرا مردم را در پيشگاه خداوند عز و جلمتوقّف مى كنم . مرا «عاقِب» ناميد ؛ زيرا من پس از همه پيامبران قرار دارم و پس از من پيامبرى نخواهد آمد . مرا رسولِ رحمت و رسولِ توبه و رسولِ حماسه هاى جنگى و «مُقتفى» قرار داد ؛ زيرا در قِفاى همه پيامبران آمده ام . من ، مقيم و كامل و جامع هستم . پروردگارم بر من منّت نهاد و به من فرمود : «اى محمّد! درود خداى بر تو باد! من هر پيامبرى را به زبان امّتش به سوى آنها فرستادم ؛ امّا تو را به سوى همه خلق خود ، از سفيد و سياه ، فرستادم و به واسطه رعب و وحشت ، يارى ات كردم كه هيچ كس را با اين وسيله يارى نكردم . غنيمت را براى تو حلال شمردم ، در صورتى كه پيش از تو براى هيچ كس حلال نبوده است . و به تو و امّت تو گنجى از گنج هاى عرش خود را عطا كردم : فاتحة الكتاب و آيات پايانى سوره بقره را . براى تو و امّت تو همه زمين را سجده گاه ، و خاكش را پاك و پاك كننده قرار دادم . به تو و امّت تو ، تكبير (اللّه اكبر) را عطا كردم و نام تو را قرينِ نام خود ساختم ، به طورى كه هيچ فردى از امّت تو مرا ياد نكند ، مگر اين كه در كنار نام من ، از تو نيز نام ببرد . پس ، خوشا به حال تو و امّت تو ، اى محمّد!» .

1.به نقل از: معانى الأخبار : ص ۵۰ ح ۱ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
544

۵ / ۲

خَصائِصُهُ الاسميَّةُ

الكتاب

«مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّآءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَ نًا سِيمَاهُمْ فِى وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَ لِكَ مَثَلُهُمْ فِى التَّوْرَاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِى الْاءِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأهُ فَـازَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمَاً » . ۱

«وَ إِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَـبَنِى إِسْرَ ءِيلَ إِنِّى رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّرَاً بِرَسُولٍ يَأْتِى مِن بَعْدِى اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَآءَهُم بِالْبَيِّنَـتِ قَالُواْ هَـذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ» . ۲

الحديث

۲۰۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أنا مُحَمَّدٌ ، وأنا أحمَدُ ، وأنا الماحي الَّذي يُمحى بيَ الكُفرُ ، وأنا الحاشِرُ الَّذي يُحشَرُ النَّاسُ على عَقِبي ، وأنا العاقِبُ وَالعاقِبُ الَّذي لَيسَ بَعدَهُ نَبِيٌّ . ۳

۲۰۸۳.عنه صلى الله عليه و آله :أنا أشبَهُ النَّاسِ بِآدَمَ ، وإبراهيمُ أشبَهُ النَّاسِ بي خَلقُهُ وخُلقُهُ ، وسَمَّانِيَ اللّهُ مِن فَوقِ عَرشِهِ عَشرَةَ أسماءٍ ، وبَيَّنَ اللّهُ وَصفي ، وبَشَّرَبي عَلى لِسانِ كُلِّ رَسولٍ بَعَثَهُ إلى قَومِهِ ، وسَمَّاني ونَشَرَ فِي التَّوراةِ اسمي ، وبَثَّ ذِكري في أهلِ التَّوراةِ وَالإنجيلِ ، وعَلَّمَني كِتابَهُ ، ورَفَعَني في سَمائِهِ ، وشَقَّ لِي اسما مِن أسمائِهِ ، فَسَمَّاني مُحَمَّدا وهُوَ مَحمودٌ ، وأخرَجَني في خَيرِ قَرنٍ مِن أُمَّتي ، وجَعَلَ اسمي فِي التَّوراةِ أُحَيدَ ۴ ، فَبِالتَّوحيدِ حَرَّمَ أجسادَ أُمَّتي عَلَى النَّارِ ، وسَمَّاني فِي الإنجيلِ أحمَدَ ، فَأنا مَحمودٌ في أهلِ السَّماءِ ، وجَعَلَ أُمَّتي الحامِدِينَ . وجَعَلَ اِسمي فِي الزَّبورِ «ماحٍ» ، مَحا اللّهُ عز و جلبي مِنَ الأرضِ عِبادَةَ الأوثانِ . وجَعَلَ اسمي فِي القُرآنِ مُحَمَّدا ، فَأنا مَحمودٌ في جَميعِ أهلِ القِيامَةِ في فَصلِ القَضاءِ ، لا يَشفَعُ أحَدٌ غَيري . وسَمَّاني فِي القِيامَةِ حاشِرا ، يُحشَرُ النَّاسُ عَلى قَدَمي ، وسَمَّاني المُوقِفَ ، أُوقِفُ النَّاسَ بَينَ يَدَيِ اللّهِ عز و جل ، وسَمَّاني العاقِبَ ، أنا عَقِبُ النَّبِيِّينَ لَيسَ بَعدي رَسولٌ ، وجَعَلَني رَسولَ الرَّحمَةِ ورَسولَ التَّوبَةِ ورَسولَ المَلاحِمِ والمَقَفّي ، قَفَّيتُ النَّبِيِّينَ جَماعَةً ، وأنا القَيِّمُ الكامِلُ الجامِعُ . ومَنَّ عَلَيَّ رَبِّي وقالَ لي : يا مُحَمَّدُ صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ فَقَد أرسَلتُ كُلَّ رَسولٍ إلى أُمَّتِهِ بِلِسانِها ، وأرسَلتُكَ إلى كُلِّ أحمَرَ وأسوَدَ مِن خَلقي ، ونَصَرتُكَ بِالرُّعبِ الَّذي لَم أنصُر بِهِ أحَدا ، وأحلَلتُ لَكَ الغَنيمَةَ ولَم تَحِلَّ لِأحَدٍ قَبلَكَ ، وأعطَيتُ لَكَ ولِأُمَّتِكَ كَنزا مِن كُنوزِ عَرشي : فاتِحَةَ الكِتابِ ، وخاتِمَةَ سورَةِ البَقرَةِ ، وجَعَلتُ لَكَ ولِأُمَّتِكَ الأرضَ كُلَّها مَسجِدا وتُرابَها طَهُورا ، وأعطَيتُ لَكَ ولِأُمَّتِكَ التَّكبيرَ ، وقَرَنتُ ذِكرَكَ بِذِكري حَتَّى لا يَذكُرُني أحَدٌ مِن أُمَّتِكَ إلَا ذَكَرَكَ مَعَ ذِكري ، فَطوبى لَكَ يا مُحَمَّدُ ولِأُمَّتِكَ . ۵

1.الفتح : ۲۹.

2.الصفّ : ۶.

3.صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۲۸ ح ۱۲۴ عن جبير بن مطعم .

4.قال شارح الشِّفاء للقاضي عياض : اُحَيد بضمّ الهَمزة ، وفتح المُهمَلة ، وسُكون التَّحتيّة ، فدال مُهمَلة ، وقيل : بفتح الهَمزة ، وسُكون المُهمَلة ، وفَتح التَّحتيّة ، قالَ : سُمّيتُ اُحيدَ ؛ لأ نّي أحيدُ باُمَّتي عَن نارِ جَهَنّمَ، أيأعدِلُ بِهِم، انتهى (بحار الأنوار: ج ۱۶ ص ۹۳) .

5.معاني الأخبار : ص ۵۱ ح ۱ ، علل الشرائع : ص ۱۲۸ ح ۳ كلاهما عن جابر عبد اللّه الأنصاري ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۹۲ ح ۲۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6832
صفحه از 643
پرینت  ارسال به