515
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

ج ـ پيام او به پادشاه روم

۲۰۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در نامه اى به امپراتور روم ـ: به نام خداوند مِهر گستر مهربان . از محمّد ، فرستاده خدا ، بنده و فرستاده او به هِرَقل ، بزرگ روم . درود بر كسى كه راه هدايت بپويد! امّا بعد ، من تو را به اسلام فرا مى خوانم . اسلام بياور تا به سلامت مانى . مسلمان شو تا خداوند ، اجر تو را دو برابر دهد . اگر نپذيرى ، گناه رعيّت به عهده توست . «اى اهل كتاب! بياييد بر سر سخنى بِايستيم كه ميان ما و شما يكسان است : جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و هر يك از ما ديگرى را به جاى خداوند يكتا ، خدايگان نگيرد» .

۲۰۵۶.الطبقات الكبرى :پيامبر خدا ، دِحية بن خليفه كلبى را ـ كه يكى از آن شش سفير بود ـ به سوى قيصر روانه كرد تا او را به اسلام ، دعوت كند . ايشان ، نامه اى همراه دحيه كرد و به او فرمود آن نامه را به فرماندار بُصرا دهد تا او آن را تسليم قيصر كند .
فرماندار بصرا ، نامه را به قيصر داد . در آن روز ، قيصر در حِمص به سر مى برد و نذر كرده بود كه اگر روم بر ايران پيروز شود ، پياده و با پاى برهنه از قسطنطنيه به ايليا (بيت المقدّس) برود . قيصر ، نامه را خواند و به بزرگان روم كه همراه او در صومعه اش در حِمص بودند ، گفت : اى بزرگان روم! آيا مى خواهيد به رستگارى و هدايت برسيد و پادشاهىِ شما استوار بماند و از فرمان عيسى بن مريم ، پيروى كرده باشيد؟
روميان گفتند : پادشاها! چه بايد كرد؟
قيصر گفت : از اين پيامبرِ عرب ، پيروى كنيد .
آنان ، همچون گورخرها رميدند و هياهو به راه انداختند و صليب ها را برافراشتند . هِرَقل ، چون اين عكس العمل را از آنان ديد ، از اسلام آوردنشان نوميد گشت و نسبت به جان و حكومت خود ، احساس خطر كرد . از اين رو ، آنان را آرام ساخت و گفت : آنچه به شما گفتم ، در حقيقت براى اين گفتم تا اندازه پايدارى شما را در دينتان بيازمايم و ديدم چنانيد كه من مى خواهم .
در اين هنگام ، آنان در برابر قيصر به خاك افتادند .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
514

ج ـ رِسالتُهُ إلَى مَلكِ الرّومِ

۲۰۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فيما كَتَبَ إلى مَلِكِ الرُّومِ ـ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ، مِن مُحَمَّدٍ عَبدِ اللّهِ ورَسولِهِ إلى هِرَقلَ عَظيمِ الرُّومِ ، وسَلامٌ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الهُدى . أ مَّا بَعدُ ، فَإنِّي أدعوكَ بِدِعايَةِ الإسلامِ ، أسلِم تَسلَم ، وأسلِم يُؤتِكَ اللّهُ أجرَكَ مَرَّتَينِ ، فَإن تَوَلَّيتَ فَعَلَيكَ إثمُ الأريسيِّينَ . ۱ ويا «يَـأَهْلَ الْكِتَـبِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلِمَةٍ سَوَآء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَا نَعْبُدَ إِلَا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْـئا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» ۲ . ۳

۲۰۵۶.الطبقات الكبرى :بَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله دِحيَةَ بنَ خَليفَةَ الكَلبيَّ ـ وهُوَ أحَدُ السِّتَّةِ ـ إلى قَيصَرَ يَدعوهُ إلَى الإسلامِ ، وكَتَبَ مَعَهُ كِتابا وأمَرَهُ أن يَدفَعَهُ إلى عَظيمِ بُصرى لِيَدفَعَهُ إلى قَيصَرَ ، فَدَفَعَهُ عَظيمُ بُصرى إلَيهِ وهُو يَومَئِذٍ بِحِمصَ ، وقَيصَرُ يَومَئِذٍ ماشٍ في نَذرٍ كانَ عَلَيهِ : إن ظَهَرتِ الرُّومُ عَلى فارِسَ أن يَمشِيَ حافِيا مِن قُسطَنطينيَّةَ إلى إيلياءَ .
فَقَرَأ الكِتابَ وأذَّنَ لِعُظَماءِ الرُّومِ في دَسكَرَةٍ لَهُ بِحِمصَ ، فَقَالَ : يا مَعشَرَ الرُّومِ ، هَل لَكُم فِي الفَلاحِ وَالرُّشدِ ، وأن يَثبُتَ لَكُم مُلكُكُم وتَتَّبِعونَ ما قالَ عيسَى بنُ مَريَمَ ؟
قالَتِ الرُّومُ: وما ذاكَ أيُّهَا المَلِكُ ؟ قالَ : تَتَّبِعونَ هذا النَّبِيَّ العَرَبِيَّ .
قالَ : فَحاصُوا حَيصَةَ حُمُرِ الوَحشِ وتَناحَزوا ورَفَعوا الصَّليبَ . فَلَمّا رأى هِرَقلُ ذلِكَ مِنهُم يَئِسَ مِن إسلامِهِم وخافَهُم عَلى نَفسِهِ ومُلكِهِ ، فَسَكَّنَهُم ثُمَّ قالَ : إنَّما قُلتُ لَكُم ما قُلتُ أختَبِرُكُم لِأنظُرَ كَيفَ صَلابَتُكُم في دِينِكُم ، فَقَد رأيتُ مِنكُمُ الَّذي أُحِبُّ . فَسَجَدوا لَهُ . ۴

1.قال المجلسيّ رحمه الله : قوله : «إثم الأريسيّين» هكذا أورده جلّ الرواة، وروي «اليريسين» وروي «الأريسين» ... معناه : أنّ عليك إثم رعاياك ممّن صددته عن الإسلام (كما في بحار الأنوار) .

2.آل عمران : ۶۴ .

3.صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۰۷۶ ح ۲۷۸۲ عن ابن عبّاس ؛ بحار الأنوار : ج ۲۰ ص ۳۸۶ ح ۸ نقلاً عن الكازروني في المنتقى عن محمّد بن إسحاق .

4.الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۲۵۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6980
صفحه از 643
پرینت  ارسال به