505
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

حديث

۲۰۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دانش ، جان اسلام و پشتوانه ايمان است .

ه ـ مباهله

قرآن

«پس هر كه در اين [ باره ]پس از دانشى كه تو را [ حاصل ]آمده، با تو محاجّه كند، بگو: «بياييد تا ما فرزندان خود را و شما فرزندانتان را ، ما زنان خود را و شما زنان خود را ، ما جان هاى خود را و شما جان هاى خود را فرا خوانيم ، سپس مباهله كنيم ؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان ، قرار دهيم» .

حديث

۲۰۴۶.تفسير القمّىـ پس از ذكر آيه مباهله ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله : فرمود : «با من مباهله كنيد . اگر صادق بودم ، پس نفرين بر شما! و اگر دروغگو بودم ، بر من لعنت فرود آيد» .
آنان گفتند : انصاف روا داشتى .
پس با هم قرار مباهله گذاشتند . هنگامى كه آنان به خانه هايشان بازگشتند ، بزرگان آنان ، سيّد و عاقِب و اهتَمَ گفتند : اگر مباهله با قوم او باشد ، ما حاضر به مباهله هستيم ؛ چرا كه [معلوم مى شود] او پيامبر نيست . امّا اگر قرار مباهله تنها با خاندان او باشد ، با او مباهله نمى كنيم ؛ چرا كه او خاندانش را پيش نمى فرستد ، مگر در صورتى كه در ادّعايش صادق باشد .
فردا كه شد ، پيش پيامبر خدا آمدند ، در حالى كه امير مؤمنان على و فاطمه و حسن و حسين ـ كه درودهاى خداوند بر آنان باد ـ نيز همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بودند . نصارا پرسيدند : اينان كيان اند؟
به آنها گفته شد : اين ، پسر عمو و وصى و داماد او ، على بن ابى طالب است و اين ، دختر او فاطمه است و اين دو ، پسران او ، حسن و حسين هستند .
پس آنان خاندان پيامبر را شناختند و به پيامبر گفتند : ما رضايت داديم . از مباهله گذشت كن .
پس پيامبر صلى الله عليه و آله با آنها بر پرداخت جزيه مصالحه كرد و آنان ، باز گشتند .

۲۰۴۷.دلائل النبوّة ، ابو نعيم ،ـ به نقل از جابر ـ: عاقِب و طَيّب ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند . آن دو را به اسلام فرا خواند . گفتند : اى محمّد! ما پيش از تو اسلام آورده ايم!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «دروغ مى گوييد و اگر بخواهيد ، به شما مى گويم كه چه چيز ، مانع مسلمان شدن شما مى شود» .
گفتند : آگاهمان كن .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «دوست داشتن صليب ، مى گسارى ، و خوردن گوشت خوك» .
پيامبر صلى الله عليه و آله آن دو را به نفرين كردن ، فرا خواند و آن دو براى صبح زودِ روز بعد ، قرار گذاشتند . پيامبر صلى الله عليه و آله صبحِ زود به راه افتاد و دست على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام را گرفت و در پىِ آن دو فرستاد كه بيايند ؛ ولى آن دو از آمدن ، خوددارى ورزيدند و به حقّانيت پيامبر صلى الله عليه و آله اعتراف كردند . پيامبر خدا فرمود : «سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت ، اگر آنچه گفتند ، انجام مى دادند ، اين درّه بر ايشان آتش مى بارانْد» .
جابر گفت : اين آيه ، در حقّ آنها نازل شد : «بگو: بياييد تا ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما جان هاى خود را و شما جان هاى خود را فرا خوانيم» .
شعبى از قول جابر مى گويد : مقصود از «ما جان هاى خود را و شما جان هاى خود را» ، پيامبر خدا و على عليه السلام است و مقصود از «ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را» ، حسن و حسين عليهم السلام است و مقصود از «ما زنان خود را و شما زنان خود را» ، فاطمه عليهاالسلاماست .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
504

الحديث

۲۰۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :العِلمُ حَياةُ الإسلامِ وَعِمادُ الإِيمانِ . ۱

ه ـ المُباهَلةُ

الكتاب

«فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَـذِبِينَ » . ۲

الحديث

۲۰۴۶.تفسير القمّيـ بَعدَ ذِكرِ آيَةِ المُباهَلَةِ ـ: فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : فَباهِلوني ، فَإن كُنتُ صَادِقاً أنزَلتُ اللَّعنَةَ عَلَيكُمُ ، وإن كُنتُ كاذِباً نَزَلَت عَلَيَّ .
فَقالوا : أنصَفتَ . فَتَواعَدوا لِلمُباهَلَةِ ، فَلَمّا رَجَعوا إلى مَنازِلِهِم ، قالَ رُؤساؤُهُم ؛ السيِّدُ وَالعاقِبُ وَالأهتَمُ: إن باهَلَنا بِقَومِهِ باهَلناهُ ، فَإِنَّهُ لَيسَ بِنَبيٍّ ، وإن باهَلَنا بِأهلِ بَيتِهِ خاصَّةً فَلا نُباهِلُهُ ؛ فَإِنَّه لا يَقدِمُ عَلى أهلِ بَيتِهِ إلَا وهُوَ صادِقٌ ، فَلَمَّا أصبَحوا جَاؤوا إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ومَعَهُ أميرُ المُؤمِنينَ وفَاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم .
فَقالَ النَّصارى : مَن هؤلاءِ ؟ فَقيلَ لَهُم : هذَا ابنُ عَمِّهِ ووَصِيُّهُ وخَتَنُهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ ، وهذِهِ بِنتُهُ فاطِمَةُ ، وهذانِ ابناهُ الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهم السلام ، فَعَرَفوا وقالوا لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله : نُعطيكَ الرِّضا فَاعفِنا مِنَ المُباهَلَةِ ، فَصالَحَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلَى الجِزيَةِ وَانصَرَفوا . ۳

۲۰۴۷.دلائل النُّبوّة لابي نعيم عن جابر :قَدِمَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله العاقِبُ وَالطَّيِّبُ فَدَعاهُما إلَى
الإِسلامِ ، فَقالا : أسلَمنا يا مُحَمَّدُ قَبلَكَ !
قالَ : كَذَبتُما ، إن شِئتُما أخبَرتُكُما ما يَمنَعُكُما مِنَ الإِسلامِ .
قالوا : فَهاتِ أنبِئنا .
قالَ : حُبُّ الصَّليبِ وشُربُ الخَمرِ وأكلُ لَحمِ الخِنزيرِ .
قالَ جابِرٌ : فَدَعاهُما إلَى المُلاعَنَةِ ، فَواعَداهُ عَلى أن يُغادِياهُ بِالغَداةِ، فَغَدا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ وفاطِمَةَ وَالحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهم السلام ، ثُمَّ أرسَلَ إلَيهِما فَأَبَيا أن يُجيباهُ وأقَرَّا لَهُ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ ، لَو فَعَلا لَأَمطَرَ الوادِي عَلَيهِما ناراً . قالَ جابِرٌ : فيهِم نَزَلَت : «فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ» ۴ .
قالَ الشَّعبِيُّ : قالَ جابِرٌ : «وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ» رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعَلِيٌّ عليه السلام ، «أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ» الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهماالسلام، «وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ» فاطِمَةُ عليهاالسلام ۵ .

1.كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۸۱ ح ۲۸۹۴۴ نقلاً عن أبي الشيخ عن ابن عبّاس .

2.آل عمران : ۶۱ .

3.تفسير القمّي : ج ۱ ص ۱۰۴ .

4.آل عمران : ۶۱ .

5.دلائل النبوّة لأبي نعيم : ج ۲ ص ۳۵۳ ح ۲۴۴ ؛ العمدة : ص ۱۹۰ ح ۲۹۱ ، بحار الأنوار : ج ۲۱ ص ۳۴۱ ح ۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6874
صفحه از 643
پرینت  ارسال به