خداشناسى است. از همين رو، قرآن كريم معتقد است كه علم، عموماً ترس و خشيت از خدا را در پى دارد :
«إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَـؤُاْ . ۱ در حقيقت ، بندگان دانشمند خدا از او مى ترسند » .
از اين آيه ، دو مفهوم به دست مى آيد :
الف ـ مقصود از علم ، بصيرتِ علمى است ، به همان معنايى كه توضيح داديم؛ زيرا هر علمى (حتى علم توحيد) ، اگر روح و جوهره علم را در خود نداشته باشد، باعث خشيت نمى شود.
ب ـ رابطه ميان علم و ايمان، رابطه اى ناگسستنى است؛ به اين معنا كه امكان ندارد انسان ، جهان را چنان كه هست ، ببيند ، امّا دستِ قدرت خدا و صُنع او را نبيند.
از همين جاست كه قرآن كريم دارندگان علم را در رديف فرشتگان، به عنوان گواه بر يگانگىِ آفريننده عالم، قرار مى دهد و مى فرمايد :
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُو لَا إِلَـهَ إِلَا هُوَ وَالْمَلَـلـءِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ . ۲ خداوند، فرشتگان و دانشمندان گواهى مى دهند كه معبودى جز او نيست» .
۶ . علم ، به مفهوم پيش گفته ، فقط با ايمان به توحيد و يگانگىِ خدا توأم نيست ؛ بلكه با ايمان به نبوّت نيز همراه است؛ زيرا همان گونه كه محال است انسان ، جهان را ببيند و كارش به ايمان به خدا نينجامد، همچنين امكان ندارد كه انسان ، اين جهان و سازنده آن را ببيند و جايگاه او را در هستى بشناسد و با اين حال ، به رسالت خداوندى كه [بشر را] به حكمتِ آفرينشْ رهبرى مى كند، ايمان نياورد :