451
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۱۹۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه پيامبرى لباس رزم بپوشد ، او را نسزد كه جنگ افزار بر زمين نهد تا اين كه خداوند عز و جل ميان او و دشمنش داورى كند .

۱۹۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ پيامبرى حق ندارد وقتى جامه رزم پوشيد ، آن را بر زمين نهد تا آن كه بجنگد . ۱

۱۹۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ پيامبرى نيست ، مگر اين كه گوسفند چرانيده است .

۱۹۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :داوود مبعوث شد ، در حالى كه گوسفندچران بود . موسى مبعوث شد ، در حالى كه گوسفندچران بود و من هم زمانى كه مبعوث شدم ، براى خانواده خود در جياد ، گوسفندچرانى مى كردم .

۱۹۸۵.كنز العمّالـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا فرمود : «خداوند ، هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد ، مگر اين كه گوسفند چرانده است» .
گفتند : و شما ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «من نيز ، براى مردم مكّه در قَراريط ، چوپانى كرده ام» .

۱۹۸۶.قصص الأنبياءـ به نقل از عمّار ـ: من ، گوسفندان خانواده خودم را مى چراندم و محمّد صلى الله عليه و آله نيز گوسفند مى چراند . به او گفتم : اى محمّد! مى آيى به فَخ برويم ؟ چون من در آن جا چراگاه پُرعلف و شادابى سراغ دارم .
گفت : «آرى» .
فردا كه به فخ رفتم ، ديدم محمّد صلى الله عليه و آله از من زودتر رفته و ايستاده است و گوسفندانش را از چراگاه ، دور مى كند . گفت : «چون با تو وعده گذاشته بودم ، دوست نداشتم كه پيش از تو بچرانم» .

1.ابن هشام ، درباره جنگ اُحُد مى گويد :... كسانى كه شيفته رويارويى با دشمن بودند، همچنان به پيامبر خدا اصرار مى ورزيدند، تا آن كه پيامبر خدا بعد از نماز جمعه ـ آن روز جمعه بود ـ به خانه اش رفت و جامه رزم پوشيد و به ميان مردم آمد ؛ امّا مردم ، پشيمان شده بودند و مى گفتند : ما پيامبر خدا را مجبور كرديم و نبايد اين كار را مى كرديم. پس چون پيامبر خدا به ميان آنان آمد، گفتند : اى پيامبر خدا! ما شما را بر خلاف ميلتان به اين كار وا داشتيم و نبايد اين كار را مى كرديم. بنا بر اين ـ درود خدا بر شما باد ـ اگر مى خواهيد به جنگ نرويد ، اختيار با شماست. امّا پيامبر خدا فرمود : «هيچ پيامبرى را نسزد كه چون جامه رزم پوشيد ، آن را فرو گذارد ، مگر اين كه بجنگد» . پس، پيامبر خدا با هزار تن از اصحاب و ياران خود ره سپار جنگ شد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
450

۱۹۸۱.عنه صلى الله عليه و آله :ما يَنبَغي لِنَبيٍّ أن يَضَعَ أداتَهُ بعدَ أن لَبِسَها حتّى يَحكُمَ اللّهُ عز و جل بَينَهُ وبَينَ عَدُوِّهِ . ۱

۱۹۸۲.عنه صلى الله عليه و آله :إنّه لَيس لِنَبيٍّ إذا لَبِسَ لَأمَتَهُ أن يَضَعَها حتّى يُقاتِلَ ۲ . ۳

۱۹۸۳.عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن نَبيٍّ إلّا وقد رَعَى الغَنَمَ . ۴

۱۹۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :بُعِثَ داوودُ وهو راعي غَنَمٍ ، وبُعِثَ موسى وهو راعي غَنَمٍ ، وبُعِثتُ أنا وأنا أرعى غَنَما لأهلي بجِيادٍ . ۵

۱۹۸۵.كنز العمّال عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّا إلّا رَعَى الغَنَمَ . قالوا : وأنتَ يا رسولَ اللّهِ ؟ قالَ : وأنا كنتُ أرعاها لأهلِ مكّةَ بالقَرارِيطِ . ۶

۱۹۸۶.قصص الأنبياء عن عمّار :كنتُ أرعى غُنَيمَةَ أهلي ، وكانَ محمّدٌ صلى الله عليه و آله يَرعى أيضا ، فقلتُ : يا محمّدُ ، هَل لكَ في فَخٍّ ؛ فإنّي تَرَكتُها رَوضَةَ بَرقٍ ؟ قالَ : نَعَم ، فجِئتُها مِن الغَدِ وقد سَبَقَني محمّدٌ صلى الله عليه و آله وهُو قائمٌ يَذودُ غَنَمَهُ عنِ الرَّوضَةِ ، قالَ : إنّي كُنتُ واعَدتُكَ فكَرِهتُ أن أرعى قَبلَكَ . ۷

1.كنز العمال : ج ۱۱ ص ۴۷۷ ح ۳۲۲۵۰ عن ابن عبّاس .

2.ذكر ابن هشام في سيرته في غزوة اُحد : ... فلم يَزَل الناس برسول اللّه صلى الله عليه و آله ، الذين كان من أمرهم حبُّ لقاء القوم ، حتّى دخل رسول اللّه صلى الله عليه و آله بيته فلبس لأمَتَهُ ، وذلك يوم الجمعة حين فرغ من الصلاة ... ثمّ خرج عليهم ، وقد ندم الناس ، وقالوا :استكرهنا رسول اللّه صلى الله عليه و آله ولم يكن لنا ذلك . فلمّا خرج عليهم رسول اللّه صلى الله عليه و آله قالوا : يا رسول اللّه استكرَهناك ولم يكن ذلك لنا، فإن شئت فاقعد صلّى اللّه عليك، فقال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : «ماينبغي لنبيّ إذا لبس لأمَتَهُ أن يضعها حتّى يقاتل، فخرج رسول اللّه صلى الله عليه و آله في ألفٍ من أصحابه (سيرة ابن هشام : ج ۳ ص ۶۷ و۶۸) .

3.كنز العمال : ج ۱۱ ص ۴۷۵ ح ۳۲۲۳۲ عن جابر .

4.كنز العمال : ج ۴ ص ۱۱ ح ۹۲۴۲ نقلاً عن عبد بن عمير .

5.كنز العمال : ج ۱۱ ص ۴۹۴ ح ۳۲۳۲۶ عن بشر بن حزن النصري .

6.كنز العمال : ج ۴ ص ۱۱ ح ۹۲۴۳ .

7.قصص الأنبياء : ص ۲۸۵ ح ۳۷۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۲۴ ح ۲۵ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7657
صفحه از 643
پرینت  ارسال به