205
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

هرگاه درخواست كردى، از خداوندْ درخواست كن و هرگاه طلب كمك كردى ، از خدا مدد بگير. قلم تقدير ، به آنچه تا قيامتْ اتفاق مى افتد، رقم خورده است. اگر همه خلايق بكوشند تا سودى به تو برسانند كه خداوند برايت تقدير نكرده، نخواهند توانست ، و اگر خلايقْ تلاش كنند كه به تو ضررى بزنند كه خداوند برايت ننوشته، نخواهند توانست .
همچنين از ابو هريره نقل شده است كه مى گويد :
قُلتُ : يا رَسولَ اللّهِ إنّى رَجُلٌ شَابٌ ، وَ أَنَا أَخَافُ عَلى نَفسِي العَنَتَ ، وَ لَا أَجِدُ ما أَتَزَوَّجُ بِهِ النّساءَ ، فَسَكَتَ عَنّى ، ثُمَّ قُلتُ مِثلَ ذلِكَ ، فَسَكَتَ عَنّى ، ثُمَّ قُلتُ مِثلَ ذلِكَ ، فَسَكَتَ عَنّى ، ثُمَّ قُلتُ مِثلَ ذلِكَ ، فَقالَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله : «يا أَبا هُرَيرَةَ ، جَفَّ القَلَمُ بِمَا أَنتَ لاقٍ ، فَاختَصِ عَلَى ذلِكَ أَو ذَرْ» . ۱

گفتم : اى پيامبر خدا! من مردى جوانم و از فلاكتم نگرانم و توش و توانى براى ازدواج ندارم . پيامبر صلى الله عليه و آله ساكت شد. من حرفم را تكرار كردم. باز هم پيامبر صلى الله عليه و آله ساكت ماند و بار سوم ، همان حرف را زدم . پيامبر صلى الله عليه و آله همچنان ساكت ماند تا اين كه بار چهارم گفتم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى ابو هريره! قلم تقدير ، آنچه را تو با آن مواجه مى شوى، رقم زده است . خويشتن را اَخته كنى يا نكنى» .
و نيز از عبداللّه بن عمر ، روايت شده كه مى گويد :
سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : «إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ خَلقَهُ فى ظُلمَةٍ ، فَألقى عَلَيهِم مِن نُورِهِ ، فَمَن أَصابَهُ مِن ذلِكَ النُّورِ اهتدَى ، و مَن أخطَأَهُ ضَلَّ ، فلِذلِكَ أقُولُ : جَفَّ القَلَمُ عَلى عِلمِ اللّهِ . ۲
از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمود : «خداوند ، مخلوقاتش را در تاريكى آفريد و نور خود را بر آنها تاباند . هر كس از آن نور برخوردار شد، هدايت گرديد و هر كس آن را گم كرد، گم راه شد. به اين جهت مى گويم : قلم تقدير ، بر اساس علم خدا

1.صحيح البخارى : ج ۵ ص ۱۹۵۳ ح ۴۷۸۸ .

2.سنن الترمذى : ج ۵ ص ۲۶ ح ۲۶۴۲ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
204

توضيحى درباره احاديثى كه به ظاهر ، قضاى غير حتمى را نفى مى كنند

احاديث فصلى كه گذشت ، به روشنى دلالت دارند بر اين كه قضاى خداوند و مقدّرات او ، دو گونه اند : قضاى محتوم كه غير قابل تغيير است و قضاى غير محتوم كه مى تواند تغيير نمايد؛ ليكن در مقابل اين احاديث، احاديث ديگرى نيز هستند كه به ظاهر ، دلالت بر نفى وجود قضاى موقوف يا غير محتوم و در نتيجه ، انحصار قضاى الهى در قضاى محتوم دارند.

دسته بندى اين احاديث

اين احاديث را به چند دسته مى توان تقسيم كرد :
دسته اول ، احاديثى هستند كه تأكيد مى كنند قلم تقدير الهى ، آنچه را تا قيامت پديد مى آيد ، رقم زده و نوشته آن نيز خشك شده است (اشاره به اين كه مقدّرات الهى ، تا قيامت ، مشخّص و غير قابل تغييرند) . به اين دسته از احاديث ، احاديث «جَفُّ القلم» گفته مى شود، مانند اين كه ابن عباس از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه به او فرمود :
إذا سَأَلتَ فَسَلِ اللّهَ وَ إذا استَعَنتَ فَاستَعِن بِاللّهِ ، فَقَد جَفَّ القَلَمُ بِما هُوَ كائِنٌ إلى يَومِ القِيامَةِ فَلَو جَهَدَ الخَلائِقُ أن يَنفَعُوكَ بِشَيءٍ لَم يَكتُبهُ اللّهُ لَكَ لَم يَقدِرُوا عَلى ذلِكَ ، وَلَو جَهَدَ الخَلائِقُ أن يَضرُوكَ بِشَى ءٍ لَم يَكتُبهُ اللّهُ عَلَيكَ لَم يَقدِرُوا عَلى ذلِكَ . ۱

1.المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۱۷۸ ح ۱۱۵۶۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7249
صفحه از 643
پرینت  ارسال به