197
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

سه . نظريّه «نه جبر و نه تفويض»

امامانِ اهل بيت عليهم السلام ضمن ردّ نظريّه جبر و نظريّه تفويض ، نظريّه صحيح را «جايگاهى ميان جبر و تفويض» دانسته اند . امام صادق عليه السلام در حديثى مى فرمايد :
لا جَبرَ وَ لا قَدَرَ وَ لَكِن مَنزِلَةٌ بَينَهُما . ۱
نه جبر است و نه قدر است ؛ بلكه جايگاهى ميان اين دو است .
بر اساس اين نظريّه ، انسان ها مجبور نيستند (چرا كه داراى قدرت و اختيارند) و از سوى ديگر ، كارها به طور مطلق ، به انسان ها تفويض نشده است (چرا كه خداوند نيز نسبت به مقدورات انسان ها قادر است) ؛ بلكه مالكيّت انسان در طول مالكيّت خداست و خداوند عز و جل به داشتن قدرت، مالك تر و تواناتر است . از اين رو ، هر لحظه كه بخواهد ، مى تواند از به كار گرفته شدن قدرت به وسيله انسان يا تأثير قدرتِ اعطا شده به او جلوگيرى كند و يا اصل قدرت را از انسان، سلب نمايد. در احاديث آمده است :
هُوَ ... القادِرُ عَلى ما أَقدَرَهُم عَلَيهِ . ۲
اوست .. . توانايى كه آنان را بر انجام دادن آن توانمند كرده است .
چكيده بررسى ، اين كه : بنا بر نظريّه «نه جبر و نه تفويض» ، هم آزادى و اختيار انسان ـ كه امرى بديهى و وجدانى است ـ پذيرفته مى شود (كه بر اين مبنا عدل خداوند ، نبوّت انبيا ، معاد و تكليف، معقول و منطقى اند) و هم قلمرو قدرت و سلطنت خداوند عز و جل محدود نمى گردد . بر اين اساس ، دلايل بطلان نظريّه هاى جبر و تفويض، دليل اثبات نظريّه «نه جبر و نه تفويض» نيز هستند .

1.الكافى : ج ۱ ص ۱۵۹ .

2.التوحيد : ص ۳۶۱ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
196

ضعف ، از ويژگى هاى مخلوق است و نمى توان اين صفات را به خالق نسبت داد. امام باقر عليه السلام در رابطه با بطلان نظريّه تفويض (در كنار بطلان نظريّه جبر) مى فرمايد :
لَم يُفَوِّض الأَمرَ إِلى خَلقِهِ وَهنا مِنهُ وَضَعفا ، وَ لا أَجبَرَهُم عَلى مَعاصيهِ ظُلما . ۱
خداوند ، از روى سستى و ناتوانى ، كار را به آفريده اش نسپرده و آنها را از روى ستم ، به گناهان وا نداشته است .
نقل شده است كه شخصى قَدَرى ، وارد شام شد و مردم از مناظره با او در ماندند . عبد الملك بن مروان از والى مدينه خواست تا امام باقر عليه السلام را براى مناظره با او به شام بفرستد. امام باقر عليه السلام فرزند خود ، امام صادق عليه السلام ، را براى مناظره فرستادند . قَدَرى به امام صادق عليه السلام گفت : هر چه مى خواهى بپرس . و امام عليه السلام فرمود : «سوره حمد را بخوان» .
آن شخص شروع به خواندن سوره حمد كرد تا آن كه به آيه: «تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى خواهيم» رسيد . در اين هنگام ، امام عليه السلام به او فرمود :
قِف ! مَن تَستَعينُ وَ ما حاجَتُكَ إِلى المَعونَةِ؟ إِنَّ الأَمرَ إِلَيكَ. درنگ كن ! از چه كسى كمك مى خواهى و چه نيازى به كمك دارى؟ كار ، كه به تو واگذار شده است .
قَدَرى در پاسخ فرو ماند و بُهت زده ، سكوت اختيار كرد . ۲

گفتنى است كه معتزله بر اساس همان ادلّه اى كه در ردّ نظريّه جبر گفته شد، اختيار انسان را مى پذيرند ؛ امّا چنان كه ديديم ، اختيارشان سر از تفويض در مى آورد . در نظريّه «چيزى بين دو جبر و تفويض» ضمن اثبات اختيار، تفويض نيز رد مى شود .

1.بحار الأنوار : ج ۵ ص ۱۷ .

2.ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ۹ ص ۴۲ ح ۶۱۵۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6914
صفحه از 643
پرینت  ارسال به