189
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۱ . تمسّك به قضا و قدر

مهم ترين دليل متكلّمان جبرى مذهب، قضا و قدر خداوند است . در عبارات احمد بن حنبل ديديم كه وى اختيار انسان را منافى با عموميّت قضا و قدر خداوند مى داند. وى معتقد است كه اگر خداوند براى انسان ، كارى مثل خوردن شراب را تقدير كرده باشد ، ولى انسانْ آزاد باشد كه آن را ترك كند و اين كار را انجام ندهد، خداوند ، مغلوب و انسان ، غالبْ فرض مى شود .

نقد دليل نخست

در پاسخ اين دليل ، بايد گفت كه قضا و قدر در افعال اختيارى انسان ، به معناى مجبور كردن او به اعمال خاصّى نيست ؛ بلكه تقدير خداوند در اين باره ، به اين معناست كه خداوند ، براى قدرت و توانايى انسان ، حدّى قائل شده و به اندازه معيّنى به انسان ، قدرت بخشيده است .
قضاى خداوند نيز به اين معناست كه خداوند به اين محدوديت ، حكم كرده و آن را ايجاد نموده است . البتّه به كار بردن اين قدرت محدود نيز ، مشروط به اذن خداست . بنا بر اين اگر انسان معصيت كند، خداوند ، مغلوب نمى شود ؛ چرا كه خود خداوند ، قدرت معصيت را به انسان داده و در هنگام معصيت نيز ، تكوينا مانع صدور معصيت نشده است ، هر چند تشريعا و از طريق پيامبرانش به انسان ها اعلام كرده است كه به معصيت ، رضايت تشريعى ندارد .

۲ . تمسّك به توحيد اَفعالى

دليل ديگر طرفداران جبر (از جمله اشعرى) بر نظريّه جبر ، توحيد اَفعالى خداوند است كه بر اساس آن ، فاعل همه افعال ، خداست . او در اين باره به اين آيه استدلال كرده است : «وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ مَا تَعْمَلُونَ» ۱ و «ما تعملون» را همه افعال انسان ها

1.صافّات : آيه ۹۶ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
188

حقيقتاً جز خداوند ، هيچ فاعلى براى آن نيست . ۱
وى براى اين كه از جبر ، رهايى يابد و براى انسان ، نقشى در نظر بگيرد ، «نظريّه كسب» را مطرح مى كند. به اعتقاد او فقط قدرت قديم ، در خلق و ايجاد فعل ، مؤثّر است و اين قدرت ، از آنِ خداست ؛ امّا انسان نيز از قدرت حادث ، برخوردار است و اثر قدرت حادث ، احساس آزادى و اختيار است ، نه انجام دادن كار .
مقصود از «كسب» ، مقارنت ايجاد فعل در انسان با ايجاد قدرت حادث در انسان است ؛ امّا از آن جا كه هم فعل و هم قدرت حادث ، هر دو ، به وسيله خدا انجام مى پذيرند ، «كسب» نيز مخلوق خدا خواهد بود . وى مى گويد :
اگر كسى بگويد : «چرا شما مى پنداريد كه دستاورد بندگان ، آفريده خداوند والاست؟»، به او گفته مى شود : اين را از اين رو گفتيم كه خداوند متعال گفته است : «و خداوند ، شما و كردارتان را آفريده است» ۲ . ۳
بنا بر اين ، اشاعره ، انسان را داراى قدرت حادثى مى دانند كه اثرى در ايجاد فعل ندارد، و اين ، همان نظريّه جبرگرايى ميانه است .
دليل اين كه اشاعره ، «كسب» را به انسان نسبت مى دهند ، اين است كه فعل و قدرت حادث ، در وجود انسانْ حادث مى شود، همان طور كه به چيزى كه حركتْ در آن حلول كرده، متحرّك مى گويند . ۴

دلايل نظريّه جبر و نقد آنها

طرفداران نظريّه جبر ، به دو دليل ، تمسّك كرده اند كه اجمالاً به طرح و نقد آن دو مى پردازيم :

1.اللمع : ص ۳۹ .

2.صافّات : آيه ۹۶ .

3.اللمع : ص ۴۰ .

4.ر.ك : اللمع : ص ۳۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6853
صفحه از 643
پرینت  ارسال به