187
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

به جمادات نسبت داده مى شوند، چنان كه گفته مى شود: «درخت، ميوه داد»، «آب، جارى شد»، «سنگ، تكان خورد»، «خورشيد، طلوع كرد و غروب كرد»، «آسمان، ابرى شد و باريد»، «زمين، لرزشى كرد و روييد» و مانند اينها. ثواب و عقاب، جبر است ، چنان كه همه افعالْ جبرند... وقتى جبرْ ثابت شد ، تكليف نيز جبر مى شود. ۱
يكى از جريان هاى مهمّ اعتقادى در اسلام ، اهل حديث هستند . اينان ، خود را جبرى نمى دانند؛ امّا لازمه سخنانشان جبر است . احمد بن حنبل در اعتقادنامه خود مى گويد :
خداوند ، حكمش را بر بندگان ، جارى ساخت و آنان نمى توانند از حكم او بيرون بروند ؛ بلكه همگى به همان سمتى در حركت اند كه برايشان قرار داده است . و ناگزير در همانى قرار دارند كه برايشان مقدر كرده است . و آن ، عين دادگرى خداوند عز و جل است . زنا ، دزدى ، مى گسارى ، آدم كشى ، حرامخوارى ، شرك به خداوند عز و جل ، و گناهان و نافرمانى ها، همگى با قضا و قدر خدا هستند، بى آن كه كسى را بر خدا حجتى باشد . بلكه خداوند بر بندگانش ، حجّت رسا دارد و «از آنچه مى كند ، پرسيده نمى شود و آنان مورد پرسش قرار مى گيرند» ... . هر كس بپندارد كه خداوند عز و جل براى بندگانى كه نافرمانى مى كنند ، خير و طاعتْ خواسته و بندگان هم براى خودشان شر و نافرمانى خواسته اند و بر اساس خواستشان عمل مى كنند ، پنداشته كه خواست بندگان بر خواست خدا ، برتر است . و كدام افترا بر خدا ، بزرگ تر از اين است؟! ۲
مصداق بارز «جبرگرايى ميانه» ، اَشاعره هستند، هر چند كه آنان خود را جبرى نمى دانند . اشاعره ، عموميّت قضا و قدر جبرى در افعال را مى پذيرند و قائل اند كه همه چيزها ، از جمله افعال اختيارى انسان ، مخلوق خدايند. ابو الحسن اشعرى (پايه گذار نظريّه اشاعره) درباره افعال اختيارى انسان مى گويد :

1.الملل و النحل : ج ۱ ص ۸۶ .

2.ر.ك : بحوث فى الملل و النحل : ج ۱ ص ۱۶۱ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
186

لحاظ مى شود . در جامعه شناسى، جبر اجتماعى ـ كه ناشى از روابط اجتماعى حاكم بر انسان هاست ـ مطرح مى شود . در روان شناسى، جبر روان شناختى ـ كه ناشى از وضعيّت جسمى و روحى فرد است ـ مطرح مى شود . در فلسفه، گروهى جبرِ علّى و معلولى را منشأ جبر مى دانند و در كلام ، جبرِ ناشى از خداوند و اراده و قدر و قضاى او مطرح است .
در اين مبحث ، جبرِ مطرح شده در علم كلام مورد نظر است، هر چند پس از اثبات بطلان اين نوع جبر ، اشاره اى هم به ردّ انواع ديگر جبر خواهيم داشت . شهرستانى در مورد جبرِ مطرح شده در كلام و اقسام آن مى گويد :
جبر ، در حقيقت ، سلب فعل از بنده و نسبت دادن آن به پروردگار متعال است . جبرگرايى ، گونه هايى دارد : جبرگرايىِ ناب كه به هيچ وجه فعل و قدرتى براى بنده قائل نيست و جبرگرايىِ ميانه كه اجمالاً قدرتى براى بنده قائل است ؛ امّا بى هيچ اثرى . ۱
در كتاب هاى مذاهب و فرق اسلامى ، نخستين فرقه اى كه «جبريّه» ناميده شده است ، مُرجئه جبريّه به رهبرى جَهم بن صفوان است . ۲ به اين گروه ، جهميّه نيز مى گويند . اينان ، «جبرگراى ناب»اند . ۳ شهرستانى ، عقيده جهم را چنين توصيف مى كند :
همانا انسان بر چيزى قدرت و به داشتن استطاعت ، توصيف نمى شود. او در كارهايش مجبور است و هيچ قدرت و اراده و اختيارى از خود ندارد. خداوند متعال، افعال انسان را خلق مى كند ، همان گونه كه [افعالِ ]همه جمادات را خلق مى نمايد؛ ولى افعالْ مجازا به انسان نسبت داده مى شوند، همان گونه كه مجازا

1.الملل والنحل : ج ۱ ص ۸۵ .

2.جهميّه، ياران جهم بن صفوان اند . او از جبرگرايانِ ناب بود و بدعتش در تِرمِذ، آشكار شد . مسلم بن اَحوزِ مازنى، وى را در مَرو، در اواخر حكمرانى بنى اميّه كشت (الملل و النحل : ج ۱ ص ۸۶) .

3.الفرق بين الفرق : ص ۲۱۱ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7257
صفحه از 643
پرینت  ارسال به