169
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

فصل سوم : نقش تقدير در كارهاى انسان

۳ / ۱

تقدير واجبات و فضايل و گناهان

قرآن

«و اگر [ پيشامد ]خوبى به آنان برسد، مى گويند: «اين از جانب خداست»؛ و چون صدمه اى به ايشان برسد، مى گويند: «اين ، از طرف توست» . بگو: «همه از جانب خداست» . [ آخر ]اين قوم را چه شده است كه نمى خواهند سخنى را [ درست ]دريابند؟» .

«هر چه از خوبى ها به تو مى رسد ، از جانب خداست؛ و آنچه از بدى به تو مى رسد ، از خود توست؛ و تو را به پيامبرى، براى مردم فرستاديم ؛ و گواه بودن خدا بس است» .

حديث

۱۵۲۳.التوحيدـ به نقل از مُعاذ بن جبل ـپيامبر خدا فرمود : «دانش [الهى] ، پيشى گرفت و قلم ، رقم زد و قَدَر قطعى شد بر محقق شدن كتاب ، تصديق فرستادگان و خوش بختى براى مؤمنان و پرهيزگاران از جانب خداوند عز و جل ، و بدبختى دروغگويان و كافران ، و ولايت خدا بر مؤمنان و بيزارى اش از مشركان» .
آن گاه پيامبر خدا فرمود : «سخن خود را از خدا روايت مى كنم . خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد : «اى فرزند آدم! به مشيّت من است كه آنچه مى خواهى ، براى خود مى خواهى ، و به اراده من است كه آنچه اراده مى كنى ، براى خود اراده مى كنى ، و به سبب بسيارى نعمتم بر تو ، بر نافرمانى از من نيرو گرفتى ، و در سايه پاكى و يارى و آسايش من ، واجب هاى مرا براى من ادا نمودى . پس ، من به نيكى هاى تو از تو سزاوارترم و تو به بدى هايت از من شايسته ترى . پس ، خير رسيده از جانب من به تو ـ كه به خاطر سزاوارى من است ـ ابتدايى است [نه بازتاب عمل تو] ، و شرّ رسيده از جانب من به تو ـ كه به سبب جُرم توست ـ يك كيفر است ، و به سبب احسان من به تو ، بر فرمانبرى از من ، نيرو گرفتى و به جهت بدگمانى به من ، از رحمتم نوميد گشتى . پس به خاطر بيان ، ستايش ، از آنِ من و حجّت ، عليه توست ، و به جهت نافرمانى [ات] ، دستم بر تو باز است ، و به جهت احسانت ، نزد من پاداش خير دارى . هشدار دادن به تو را ترك نمى كنم ، براى سركشى ات مؤاخذه ات نمى نمايم [و هشدارت مى دهم] ، و به بيشتر از توانايى ات موظّفت نمى كنم ، و به تو تحميل نمى كنم از امانت ، جز آن مقدارى كه عليه خود اعتراف نمودى . از تو خشنودم ، به مقدارى كه پيش خودت از من خشنودى» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
168

الفصل الثّالث : دَورُ التّقدير في أفعالِ الإِنسانِ

۳ / ۱

تَقديرُ الفَرائِضِ وَالفَضائِلِ وَالمَعاصي

الكتاب

«وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَالِ هَـؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا» . ۱

«مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَـكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا» . ۲

الحديث

۱۵۲۳.التوحيد عن معاذ بن جبل :قال رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : سَبَقَ العِلمُ وجَفَّ القَلَمُ ومَضَى القَدَرُ بِتَحقيقِ الكِتابِ وتَصديقِ الرُّسُلِ وبِالسَّعادَةِ مِنَ اللّهِ عز و جل لِمَن آمَنَ وَاتَّقى وبِالشَّقاءِ لِمَن كَذَّبَ وكَفَرَ وبِوِلايَةِ اللّهِ المُؤمِنينَ وبَراءَتِهِ مِنَ المُشرِكينَ .
ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : عَنِ اللّهِ أروي حَديثي ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى يَقولُ : يَابنَ آدَمَ بِمَشيئَتي كُنتَ أنتَ الَّذي تَشاءُ لِنَفسِكَ ما تَشاءُ ، وبِإِرادَتي كُنتَ أنتَ الَّذي تُريدُ لِنَفسِكَ ما تُريدُ ، وبِفَضلِ نِعمَتي عَلَيكَ قَوِيتَ عَلى مَعصِيَتي ، وبِعِصمَتي وعَوني وعافِيَتي أدَّيتَ إلَيَّ فَرائِضي ، فَأَنَا أولى بِحَسَناتِكَ مِنكَ ، وأنتَ أولى بِسَيِّئاتِكَ مِنّي ، فَالخَيرُ مِنّي إلَيكَ بِما أولَيتُ بَداءٌ ۳ ، وَالشَّرُّ مِنّي إلَيكَ بِما جَنَيتَ جَزاءٌ ، وبِإِحساني إلَيكَ قَوِيتَ عَلى طاعَتي ، وبِسوءِ ظَنِّكَ بي قَنَطتَ مِن رَحمَتي ، فَلِيَ الحَمدُ وَالحُجَّةُ عَلَيكَ بِالبَيانِ ، ولِيَ السَّبيلُ عَلَيكَ بِالعِصيانِ ، ولَكَ جَزاءُ الخَيرِ عِندي بِالإِحسانِ ، لَم أدَع تَحذيرَكَ ، ولَم آخُذكَ عِندَ عِزَّتِكَ ، ولَم اُكَلِّفكَ فَوقَ طاقَتِكَ ، ولَم أحمِلكَ مِنَ الأَمانَةِ إلّا ما أقرَرتَ بِهِ عَلى نَفسِكَ ، رَضيتُ لِنَفسي مِنكَ ما رَضيتَ لِنَفسِكَ مِنّي . ۴

1.النساء : ۷۸ .

2.النساء : ۷۹ .

3.بالرفع خبر للخير وكذا الجملة التالية أي الخير الواصل منّي إليك مبتدء من دون استحقاقك لأنّ مبادئ الخير الذى تستحقّه بعملك أيضاً منّي ، والشرّ الواصل جزاء متفرّع على جنايتك . وفي نسخة «ب» بالنصب وهو على التمييز والخبر مقدّر (هامش المصدر : ص ۳۴۰) .

4.التوحيد : ص ۳۴۳ ح ۱۳ و ص ۳۴۰ ح ۱۰ عن عبد اللّه بن عمر ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۴۸ ح ۷۹ و ص ۹۴ ح ۱۳ ؛ الفردوس : ج ۵ ص ۲۳۰ ح ۸۰۴۳ عن أنس بن مالك نحوه .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6878
صفحه از 643
پرینت  ارسال به