۲۲۰۶.بحار الأنوارـ به نقل از عبد اللّه بن بُرَيده ، از پدرش ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فال بد نمى زد ؛ امّا فال خوب مى زد . زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله ره سپار مدينه شد ، قريش براى كسى كه پيامبرِ صلى الله عليه و آله را دستگير كند و تحويل آنان دهد ، يكصد شتر جايزه تعيين كردند . [پدرم] بُرَيده [ابن حصيب اَسلَمى] با هفتاد سوار از خاندان خود از بنى سهم ، به راه افتاد و پيامبر صلى الله عليه و آله را پيدا كرد . پيامبر خدا به او فرمود : «تو كيستى؟» .
گفت : من بُرَيده هستم .
پيامبر خدا ، رو به ابو بكر كرد و فرمود : «اى ابو بكر! كار ما آسان و رو به راه شد» .
سپس [به بريده] فرمود : «از كدام طايفه اى؟» .
گفت : از اسلم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «به سلامت رستيم» .
سپس فرمود : «از كدام قبيله اى؟» .
گفت : از بنى سهم .
فرمود : «تير (قرعه) تو بيرون آمد» .
بُرَيده به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : تو كيستى؟
فرمود : «من محمّد بن عبد اللّه ، پيامبر خدا هستم» .
بريده گفت : گواهى مى دهم كه معبودى جز خدا نيست و گواهى مى دهم كه تو بنده و فرستاده او هستى . پس بريده و تمام همراهانش مسلمان شدند . صبح كه شد ، بريده به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : به مدينه ، جز با در دست داشتن پرچم ، وارد نشويد .
سپس دستار خود را باز كرد و آن را روى نيزه اى بست و پيشاپيش پيامبر صلى الله عليه و آله به راه افتاده و گفت : اى پيامبر خدا! آيا بر من وارد مى شوى؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين ناقه من ، مأمور است» .
بريده گفت : ستايش ، خدا را كه بنى سهم ، با رغبت و بدون اكراه ، مسلمان شدند .