17
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم

حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم
16

پايه تقويم هجرى قمرى

در سال هاى نخستين بعثت پيامبر اسلام ، آنچه براى مسلمانان به عنوان تاريخ مطرح بود ، «رفتن به خانه اَرقَم» بود ، كه فلان حادثه پيش از رفتن به خانه ارقم بوده يا بعد از آن . ۱ پس از شكل گيرى جامعه اسلامى در مدينه ، هجرت پيامبر خدا به اين شهر ـ كه مبدأ تأسيس دولت اسلامى و گسترش اسلام در جهان شد ـ به عنوان مبدأ تاريخ اسلام ، مورد توافق جامعه اسلامى قرار گرفت ؛ امّا درباره اين كه دقيقا از چه زمانى ، هجرت به عنوان مبدأ تاريخ تعيين شد ، دو نظريه وجود دارد :

۱ . پيامبر اسلام ، پايه گذار تاريخ هجرى است

نظريه اوّل ، اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در همان آغاز ورود به مدينه ، شخصا دستور تعيين تاريخ را از هجرت ، صادر كرد . قرائنى ، اين نظريه را تأييد مى كنند ، از جمله آنچه طبرى نقل كرده است كه :
پيامبر صلى الله عليه و آله چون به مدينه آمد ـ و آمدنش در ماه ربيع اوّل بود ـ ، دستور به تعيين تاريخ داد . ۲
محقّق معاصر ، سيّد جعفر مرتضى عاملى ، اين نظريه را برگزيده است . ۳

۲ . خليفه دوم ، پايه گذار تاريخ هجرى است

نظريه ديگر ، اين است كه در سال هفدهم هجرى ، خليفه دوم تصميم گرفت كه مَبدأى براى تاريخ قرار دهد . پيشنهادهاى مختلفى مطرح شد . برخى تاريخ روم ، ۴ برخى تاريخ فارس ، ۵ برخى تولّد پيامبر صلى الله عليه و آله ، ۶ برخى بعثت ، ۷ و برخى وفات ايشان ۸ را پيشنهاد كردند ؛ امّا امام على عليه السلام هجرت را پيشنهاد كرد و همين ، پذيرفته شد . سعيد بن مسيّب مى گويد : عمر گفت : از كِى تاريخ بنويسيم؟ و مهاجران را گِرد آورد .
على عليه السلام به او فرمود : «از روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه هجرت كرد» . پس همان ، مبدأ تاريخ قرار داده شد .
آقاى رسول جعفريان ، ميان نظريه اوّل و دوم ، به گونه اى جمع كرده كه به نظر ، درست مى رسد . او مى گويد :
آنچه از مجموع مسائلى كه در اين زمينه نقل شده ، به دست مى آيد ، اين است كه هجرت ، به عنوان يك تحوّل مهم در دوره حيات رسول خدا ، مبدأ رخدادها به شمار مى آمده است ؛ امّا با وفات رسول خدا و پيدايش رخدادهاى ديگر ، احتمالاً از اهمّيت آن كاسته شده و يا حتّى به فراموشى سپرده شده بود . روايتى از ابن عبّاس ، بر همين دلالت مى كند . او مى گويد : «هنگامى كه نبىّ اكرم به مدينه پاى گذاشت ، تاريخى در آن سامان وجود نداشت . مردم ، يكى دو ماهى پس از ورود ايشان ، تاريخى را [كه قاعدتا بايد همان هجرت باشد] به كار مى بردند . اين تاريخ ، تا زمان وفات رسول خدا ادامه يافت و پس از آن ، قطع شد و در ايّام خلافت ابو بكر و چهار سالِ نخست خلافت عمر ، تاريخى وجود نداشت . سپس تاريخ هجرى وضع شد» . بدين ترتيب ، مى توان ميان هر دو نظر ، توافقى به وجود آورد ؛ بدين معنا كه مبدأ شدن هجرت در دوره حيات رسول خدا ، به طور طبيعى و يا به دستور پيامبر خدا صورت گرفت و اين ، به تبعِ همان قاعده پيشين بود كه رخدادى مهم ، مبدأ تاريخ قرار مى گرفت ؛ امّا بعد از رحلت رسول اكرم ، به فراموشى سپرده شد و چند سال بعد از آن ، با توجّه به نيازى كه به يك مبدأ احساس مى شد ، به پيشنهاد امام على عليه السلام [كه حسّاسيت خاصّى بر روى پيروى از شيوه رسول اكرم داشت ]احيا شد . به علاوه و شايد متأسّفانه ، مبدأ سال ـ كه قاعدتا بايد از ربيع اوّل (ماه هجرت) مى بود ـ به محرّم تبديل شد . ۹

1. . ر. ك : تاريخ المدينة : ج ۳ ص ۹۵۴، البداية والنهاية : ج ۵ ص ۳۴۹ .

2. تاريخ الطبرى : ج ۲ ص ۳۸۸ .

3. . ر. ك : الصحيح من سيرة النبىّ الأعظم صلى الله عليه و آله : ج ۴ ص ۱۸۶ ـ ۲۰۲ .

4. . تاريخ الطبرى : ج ۲ ص ۳۸۹ .

5. . تاريخ الطبرى : ج ۲ ص ۳۸۹ .

6. . كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۳۱۰ ح ۲۹۵۵۶ .

7. . كنز العمّال : ج۱۰ ص۳۱۰ ح۲۹۵۵۶ .

8. . كنز العمّال : ج۱۰ ص۳۱۰ ح۲۹۵۵۶ .

9. . تاريخ سياسى اسلام: ج ۱ ص ۳۷۵ (سيره رسول خدا) .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7085
صفحه از 568
پرینت  ارسال به