249
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

۳۴۳۸.امام باقر عليه السلامـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و بر منبر رفت و مهاجران و انصار براى نماز، جمع شدند. آن گاه فرمود: «اى مردم! هر كه ما اهل بيت را دشمن بدارد، خداوند، او را يهودى محشور مى كند».
من برخاستم و گفتم: اى پيامبر خدا! اگرچه شهادت به لا إله إلّا اللّه و به پيامبرى تو دهد؟
فرمود: «آرى ، اگرچه شهادت دهد. او با شهادت دادن [به يگانگى خدا و رسالت من] فقط سبب مى شود كه خونش ريخته نشود و يا با دست خود و ذليلانه، جزيه ندهد».
سپس فرمود: «اى مردم! هر كس ما اهل بيت را دشمن بدارد، خداوند در روز قيامت، او را يهودى محشور مى كند و اگر به زمان دجّال برسد، به او ايمان مى آورد و اگر آن زمان را درك نكند، از گورش برانگيخته مى گردد تا به او ايمان بياورد. همانا پروردگارم در ابتداى خلقت كه گِل آدميان را مى سرشتند، امّت مرا برايم مجسّم نمود و نام هاى همه افراد امّت مرا به من آموخت، همان گونه كه تمام اسما را به آدم عليه السلام تعليم داد. پس پرچمداران ، از برابرِ من گذشتند و من براى على و پيروان او آمرزش طلبيدم».
حنان [بن سدير ، راوى اين خبر] مى گويد: پدرم به من گفت: اين حديث را بنويس و من، نوشتم. فردا به جانب مدينه حركت كرديم و وارد آن شديم و خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. من به ايشان گفتم: فدايت شوم! مردى از مكّيان به نام سُدَيف، حديثى از پدرتان براى من گفته است.
فرمود: «آن را از حفظ دارى؟» .
گفتم: مكتوبش كرده ام.
فرمود: «بده ببينم».
من، آن را به ايشان نشان دادم. چون به جمله «در آن هنگام كه گِل آدميان را مى سرشتند، خداوند ، امّت مرا برايم مجسّم نمود و نام هاى همه افراد امّتم را به من آموخت، همان گونه كه تمام اسما را به آدم عليه السلام تعليم داد» رسيد، فرمود: «اى سدير! چه وقت ، اين حديث را از قول پدرم برايت نقل كرد؟» .
گفتم: هفت روز است كه روايت او را از پدرتان شنيده ام .
فرمود: «من فكر مى كردم كه اين حديث، از دهان پدرم براى هيچ كس خارج نخواهد شد» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
248

۳۴۳۸.الإمام الباقر عليه السلامـ عَن جابِرِ بنِ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيِّ ـ: أقبَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى صَعِدَ المِنبَرَ ، وَاجتَمَعَ المُهاجِرونَ وَالأَنصارُ فِي الصَّلاةِ ، فَقالَ : أيُّهَا النّاسُ ، مَن أبغَضَنا أهلَ البَيتِ بَعَثَهُ اللّهُ يَهودِيًّا . قالَ جابِرٌ : فَقُمتُ إلَيهِ ، فَقُلتُ : يا رَسولَ اللّهِ ، وإن شَهِدَ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وأنَّكَ رَسولُ اللّهِ ؟ قالَ : نَعَم وإن شَهِدَ ، إنَّمَا احتَجَزَ بِذلِكَ مِن أن يُسفَكَ دَمُهُ أو يُؤَدِّيَ الجِزيَةَ عَن يَدٍ وهُوَ صاغِرٌ .
ثُمَّ قالَ : أيُّهَا النّاسُ ، مَن أبغَضَنا أهلَ البَيتِ بَعَثَهُ اللّهُ يَومَ القِيامَةِ يَهودِيًّا ، وإن أدرَكَ الدَّجّالَ آمَنَ بِهِ ، وإن لَم يُدرِكهُ بُعِثَ مِن قَبرِهِ حَتّى يُؤمِنَ بِهِ ، إنَّ رَبّي عز و جل مَثَّلَ لي اُمَّتي فِي الطّينِ ، وعَلَّمَني أسماءَ اُمَّتي كَما عَلَّمَ آدَمَ الأَسماءَ كُلَّها ، فَمَرَّ بي أصحابُ الرّاياتِ ، فَاستَغفَرتُ لِعَلِيٍّ وشيعَتِهِ .
قالَ حَنانُ [بنُ سَديرٍ راوي هذَا الخَبَرِ] : وقالَ لي أبي : اُكتُب هذَا الحَديثَ فَكَتَبتُهُ ، وخَرَجنا مِن غَدٍ إلَى المَدينَةِ فَقَدِمنا فَدَخَلنا عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ، إنَّ رَجُلاً مِنَ المَكِّيّينَ يُقالُ لَهُ سُدَيفٌ حَدَّثَني عَن أبيكَ بِحَديثٍ ، فَقالَ : وتَحفَظُهُ ؟ فَقُلتُ : كَتَبتُهُ ، قالَ : فَهاتِهِ ، فَعَرَضتُهُ عَلَيهِ ، فَلَمَّا انتَهى إلى «مَثَّلَ لي اُمَّتي فِي الطّينِ ، وعَلَّمَني أسماءَ اُمَّتي كَما عَلَّمَ آدَمَ الأَسماءَ كُلَّها» قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : يا سَديرُ ، مَتى حَدَّثَكَ بِهذا عَن أبي ؟ قُلتُ : اليَومُ السّابِعُ مُنذُ سَمِعناهُ مِنهُ يَرويهِ عَن أبيكَ ، فَقالَ : قَد كُنتُ أرى أنَّ هذَا الحَديثَ لا يَخرُجُ عَن أبي إلى أحَدٍ . ۱

1.الأمالي للطوسي : ص ۶۴۹ ح ۱۳۴۷ عن حنان بن سدير عن سديف المكّي ، بحارالأنوار : ج ۲۷ ص ۱۳۵ ح ۱۳۲ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5090
صفحه از 564
پرینت  ارسال به