19
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

ه ـ غدير خم

۳۱۱۵.السنن الكبرى ، نسايىـ به نقل از ابو طفيل، از زيد بن ارقم ـ: چون پيامبر خدا از حَجّة الوداع باز گشت و در غدير خُم فرود آمد، دستور داد زير چند درخت تناور را جارو كردند. سپس فرمود: «گويا من فرا خوانده شده ام و بايد از ميان شما بروم. من دو چيز گران سنگ در ميانتان بر جاى مى گذارم كه يكى بزرگ تر از ديگرى است: كتاب خدا و عترتم [يعنى] اهل بيتم. پس مراقب باشيد كه پس از من، چگونه با اين دو رفتار مى كنيد؛ چرا كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند».
سپس فرمود: «خدا مولاى من است و من، مولاى هر مؤمنى».
آن گاه، دست على عليه السلام را گرفت و فرمود: «هر كه من، مولاى او هستم، اين، مولاى اوست. بار خدايا! دوستدار او را دوست بدار و هر كه را با او دشمنى كرد ، دشمن بدار».
من به زيد گفتم: تو خود ، اين را از پيامبر خدا شنيدى؟
گفت: هيچ كس در زير آن درختان نرفت، مگر اين كه با چشم خود، آن صحنه را ديد و با گوش خود، اين سخنان را شنيد.

۳۱۱۶.المستدرك على الصحيحينـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا ميان مكّه و مدينه در زير پنج درخت تناور فرود آمد. مردم زير آن درخت ها را جارو كردند. آن گاه، پيامبر خدا نماز عصر را خواند و سپس به خطبه ايستاد و خداوند را حمد و ثنا گفت و [آن گاه] پند و اندرز داد، و آنچه را خدا خواست بگويد، گفت. سپس فرمود: «اى مردم! من دو چيز در ميان شما بر جاى مى نهم كه اگر از آنها پيروى كنيد، هرگز گم راه نخواهيد شد. آن دو عبارت اند از: كتاب خدا، و اهل بيتم [يعنى] عترتم».
سپس سه بار فرمود: «آيا مى دانيد كه من به مؤمنان از خود آنان اَولى هستم؟» .
مردم گفتند: آرى.
پيامبر خدا فرمود: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست».


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
18

ه ـ غَديرُ خُمٍّ

۳۱۱۵.السنن الكبرى للنسائي عن أبي الطفيل عن زيد بن أرقم :قالَ : لَمّا رَجَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن ۱ حَجَّةِ الوَداعِ ونَزَلَ غَديرَ خُمٍّ ، أمَرَ بِدَوحاتٍ ۲ فَقُمِمنَ ۳ ثُمَّ قالَ : كَأَنّي دُعيتُ فَأَجَبتُ ، وإنّي قَد تَرَكتُ فيكُمُ الثِّقلَينِ ، أحدُهُما أكبَرُ مِن الآخَرِ : كِتابَ اللّهِ ، وعِترَتي أهلَ بَيتي ، فانظُروا كَيفَ تُخَلِّفونّي فيهِما ، فَإِنَّهُما لَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ .
ثُمَّ قالَ : إنّ اللّهَ مَولايَ وأنَا وَلِيُّ كُلِّ مُؤمِنٍ . ثُمَّ أخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَقالَ : مَن كُنتُ وَلِيَّهُ فَهذا وَلِيُّهُ ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ ، وعادِ مَن عاداهُ .
فَقُلتُ لِزَيدٍ : سَمِعتَهُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؟ فَقالَ : ما كانَ فِي الدَّوحاتِ أحَدٌ إلّا رآهُ بِعَينَيهِ ، وسَمِعَهُ بِاُذُنَيهِ . ۴

۳۱۱۶.المستدرك على الصحيحين عن زيد بن أرقم :نَزَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ مَكَّةَ وَالمَدينَةِ عِندَ شَجَراتٍ خَمسٍ ، دَوحاتٍ عِظامٍ ، فَكَنَسَ النّاسُ ما تَحتَ الشَّجَراتِ ، ثُمَّ راحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَشِيَّةً فَصَلّى ، ثُمَّ قامَ خَطيبا ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ ، وذَكَّرَ وَوَعَظَ ، فَقالَ ما شاءَ اللّهُ أن يَقولَ .
ثُمَّ قالَ : أيُّهَا النّاسُ ، إنّي تارِكٌ فيكُم أمرَينِ لَن تَضِلُّوا إنِ اتَّبَعتُموهُما ، وهُما : كِتابُ اللّهِ ، وأهلُ بَيتي عِترَتي .
ثُمَّ قالَ : أتَعلَمونَ أنّي أولى بِالمُؤمِنينَ مِن أنفُسِهِم ؟ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ قالوا : نَعَم ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ . ۵

1.في المصدر : «عن» ، والتصويب من المصادر الاُخرى .

2.الدَّوحَةُ : الشَّجَرةُ العَظيمةُ (الصحاح : ج ۱ ص ۳۶۱ «دوح») .

3.قَمَمتُ البيتَ : كَنَستُه (الصحاح : ج ۵ ص ۲۰۱۵ «قمم») .

4.السنن الكبرى للنسائي : ج ۵ ص ۱۳۰ ح ۸۴۶۴ ؛ المناقب للكوفي : ج ۲ ص ۴۳۵ ح ۹۱۹ .

5.المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۱۸ ح ۴۵۷۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5339
صفحه از 564
پرینت  ارسال به