147
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

۳۲۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من، سَرور پيامبران هستم و على بن ابى طالب، سَرور اوصياست . اوصياى پس از من، دوازده تن هستند كه نخستينِ آنها على بن ابى طالب و آخرين ايشان، قائم است.

۳۲۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر پيامبرى وصى و وارثى دارد و على، وصى و وارث من است.

۳۲۳۵.المعجم الكبيرـ به نقل از سلمان ـ: گفتم: اى پيامبر خدا! هر پيامبرى وصى اى دارد. وصىّ شما كيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ من، سكوت كرد. بعداً چون مرا ديد، فرمود: «اى سلمان!».
من با سرعت گفتم: بله.
فرمود: «مى دانى وصىّ موسى كه بود؟».
گفتم: آرى ؛ يوشع بن نون.
فرمود: «چرا؟» .
گفتم: زيرا او داناترينِ ايشان بود.
فرمود: «وصى و رازدان من و بهترين كسى كه پس از خود به يادگار مى گذارم كه به وعده من تحقّق مى بخشد و قرضم را مى پردازد، على بن ابى طالب است».

۳۲۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديث معراج ـ: [گفتم:] بار خدايا! اوصياى من كيان اند؟
ندا در رسيد كه: «اى محمّد! نام اوصياى تو بر پايه عرش من، نوشته شده است».
من، در حالى كه در برابر پروردگار عز و جل قرار داشتم، به پايه عرش نگريستم و دوازده نور را ديدم كه در هر نور، سطرى سبزرنگ بود كه نام وصى اى از اوصياى من بر آن نوشته شده بود. نخستينِ آنها على بن ابى طالب و آخرينِ ايشان، مهدى امّتم بود.
گفتم: بار خدايا! اينان، اوصياى پس از من هستند؟
ندا در رسيد كه: «اى محمّد! اينان، اوليا، دوستان، برگزيدگان و حجّت هاى من بر مردم، پس از تو هستند. ايشان اند اوصيا و جانشينان تو و بهترينِ خلقم پس از تو».

۳۲۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به دختر خود، فاطمه عليهاالسلام كه از ديدن بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله كه منجر به رحلت ايشان شد، گريست و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله از هراس بر خود و نابودى دو فرزندش پس از وفات ايشان، شِكوه كرد ـ: اى فاطمه! آيا هنوز ندانسته اى ما از خاندانى هستيم كه خداوند عز و جلآخرت را بر دنياى ما برگزيده است و اين كه او، مرگ را بر همه خلايقش محتوم ساخته است؟ خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به زمين نگريسته و از ميان خلقش مرا برگزيده و پيامبر گردانيده است و پس از دومين نگريستن، همسر تو را برگزيده و به من وحى كرده است كه تو را به ازدواج او در آورم و او را ياور و دست يار خود بگيرم و او را جانشين خود در ميان امّتم قرار دهم. پس پدر تو، بهترين پيامبر و فرستاده خداست و شوهر تو، بهترينِ اوصياست و تو، نخستين كس از خاندان من هستى كه به من مى پيوندى. سپس خداوند، براى سومين بار به زمين نگريسته و تو و دو فرزندت را برگزيده است. پس ، تو بانوى زنان بهشتى هستى و دو فرزند تو، حسن و حسين، سَرور جوانان بهشتى اند و فرزندان شوهر تو، اوصياى من تا روز رستاخيز هستند و همه آنها، هدايتگر و ره يافته اند. نخستينِ اوصياى پس از من، برادرم على است و سپس حسن و در پىِ او حسين است و به دنبال او نُه تن از فرزندان حسين هستند كه منزلتى چون من دارند و در بهشت، جايگاهى نزديك تر به خدا از جايگاه من و پدرم ابراهيم عليه السلام نيست.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
146

۳۲۳۳.عنه صلى الله عليه و آله :أنَا سَيِّدُ النَّبِيّينَ ، وعَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ سَيِّدُ الوَصِيّينَ ، وإنَّ أوصِيائي بَعدِي اثنا عَشَرَ ، أوَّلُهُم عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ وآخِرُهُمُ القائِمُ . ۱

۳۲۳۴.عنه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ ووارِثٌ ، وإنَّ عَلِيًّا وَصِيّي ووارِثي . ۲

۳۲۳۵.المعجم الكبير عن سَلمان :قُلتُ : يا رَسولَ اللّهِ ، لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ فَمَن وَصِيُّكَ ؟ فَسَكَتَ عَنّي ، فَلَمّا كانَ بَعدُ رَآني فَقالَ : يا سَلمانُ ، فَأَسرَعتُ إلَيهِ قُلتُ : لَبَّيكَ ، قالَ : تَعلَمُ مَن وَصِيُّ موسى ؟ قُلتُ : نَعَم ، يوشَعُ بنُ نونٍ ، قالَ : لِمَ ؟ قُلتُ : لِأَنَّهُ كانَ أعلَمَهُم ، قالَ : فَإِنَّ وَصِيّي ومَوضِعَ سِرِّي وخَيرَ مَن أترُكُ بَعدي ويُنجِزُ عِدَتي ويَقضي دَيني عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ . ۳

۳۲۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثِ المِعراجِ ـ: يا رَبِّ ، ومَن أوصِيائي ؟ فَنوديتُ : يا مُحَمَّدُ ، أوصِياؤُكَ المَكتوبونَ عَلى ساقِ عَرشي ، فَنَظَرتُ وأنَا بَينَ يَدَي رَبّي جَلَّ جَلالُهُ إلى ساقِ العَرشِ ، فَرَأَيتُ اثنَي عَشَرَ نورًا ، في كُلِّ نورٍ سَطرٌ أخضَرُ مَكتوبٌ عَلَيهِ اسمُ وَصِيٍّ مِن أوصِيائي ، أوَّلُهُم عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ ، وآخِرُهُم مَهدِيُّ اُمَّتي .
فَقُلتُ : يا رَبِّ ، هؤُلاءِ أوصِيائي مِن بَعدي ؟ فَنوديتُ : يا مُحَمَّدُ ، هؤُلاءِ أولِيائي وأحِبّائي وأصفِيائي وحُجَجي بَعدَكَ عَلى بَرِيَّتي ، وهُم أوصِياؤُكَ وخُلَفاؤُكَ وخَيرُ خَلقي بَعدَكَ . ۴

۳۲۳۷.عنه صلى الله عليه و آلهـ لِابنَتِهِ فاطِمَةَ عليهاالسلام وقَد بَكَت لَمّا رَأتهُ في مَرَضِهِ الَّذي قُبِضَ فيهِ وشَكَت إلَيهِ خَوفَها عَلى نَفسِها ووَلَدَيها الضَّيعَةَ بَعدَهُ ـ: يا فاطِمَةُ ، أما عَلِمتِ أنّا أهلُ بَيتٍ اختارَ اللّهُ عز و جل لَنَا الآخِرَةَ عَلَى الدُّنيا ، وأنَّهُ حَتَمَ الفَناءَ عَلى جَميعِ خَلقِهِ ، وأنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالَى اطَّلَعَ إلَى الأَرضِ اطِّلاعَةً فَاختارَني مِن خَلقِهِ فَجَعَلَني نَبِيًّا . ثُمَّ اطَّلَعَ إلَى الأَرضِ اطِّلاعَةً ثانِيَةً فَاختارَ مِنها زَوجَكِ ، وأوحى إلَيَّ أن اُزَوِّجَكِ إيّاهُ ، وأتَّخِذَهُ وَلِيًّا ووَزيرًا ، وأن أجعَلَهُ خَليفَتي في اُمَّتي ، فَأَبوكِ خَيرُ أنبِياءِ اللّهِ ورُسُلِهِ ، وبَعلُكِ خَيرُ الأَوصِياءِ ، وأنتِ أوَّلُ مَن يَلحَقُ بي مِن أهلي . ثُمَّ اطَّلَعَ إلَى الأَرضِ اطِّلاعَةً ثالِثَةً فَاختارَكِ ووَلَدَيكِ ، فَأَنتِ سَيِّدَةُ نِساءِ أهلِ الجَنَّةِ ، وابناكِ حَسَنٌ وحُسَينٌ سَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ ، وأبناءُ بَعلِكِ أوصِيائي إلى يَومِ القِيامَةِ، كُلُّهُم هادونَ مَهدِيّونَ، وأوَّلُ الأَوصِياءِ بَعدي أخي عَلِيٌّ ، ثُمَّ حَسَنٌ، ثُمَّ حُسَينٌ ، ثُمَّ تِسعَةٌ مِن وُلدِ الحُسَينِ في دَرَجَتي ، ولَيسَ فِي الجَنَّةِ دَرَجَةٌ أقرَبُ إلَى اللّهِ مِن دَرَجَتي ودَرَجَةِ أبي إبراهيمَ . ۵

1.كمال الدين : ص ۲۸۰ ح ۲۹؛ فرائد السمطين : ج ۲ ص ۳۱۳ ح ۵۶۴ كلاهما عن ابن عبّاس .

2.الفردوس : ج ۳ ص ۳۳۶ ح ۵۰۰۹ عن ابن بريدة عن أبيه .

3.المعجم الكبير : ج ۶ ص ۲۲۱ ح ۶۰۶۳ ؛ كشف الغمّة : ج۱ ص۱۵۷ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۳۸ ص ۱۲ ح ۱۷ .

4.علل الشرائع : ص۶ ح۱ عن عبد السلام بن صالح الهرويّ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۱۸ ص ۳۴۶ ح ۵۶ .

5.كمال الدين : ص ۲۶۳ ح ۱۰ عن سلمان الفارسي ، بحارالأنوار : ج ۲۸ ص ۵۲ ح ۲۱ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5651
صفحه از 564
پرینت  ارسال به