۳۲۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من، على، فاطمه، حسن و حسين ، روز رستاخيز در خانه اى گنبدى زير عرش خواهيم بود.
۳۲۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«وسيله»، درجه اى است نزد خدا كه بالاتر از آن، درجه اى نيست . از خدا بخواهيد كه به من، وسيله عطا نمايد.
۳۲۲۰.امام على عليه السلام :پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت، جايگاهى است كه وسيله خوانده مى شود . پس هر گاه از خدا چيزى خواستيد ، براى من هم وسيله بخواهيد».
گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسى با تو در آن جا خواهد بود؟
فرمود: «على، فاطمه، حسن و حسين».
۳۲۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مركز بهشت، از آنِ من و اهل بيت من است.
۳۲۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من، درخت [نبوّت] هستم و فاطمه، شاخه آن است و على، [مايه ]بارورى آن است و حسن و حسين، ميوه آن اند و پيروان ما برگ هاى آن هستند. ريشه اين درخت، در فردوس برين قرار دارد و ديگر قسمت هاى آن در ديگر قسمت هاى بهشت است.
۳۲۲۳.مسند ابن حنبلـ به نقل از حُذَيفه ـ: مادرم از من پرسيد: از چه هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آله را نديده اى؟
به او گفتم: از فلان وقت.
او به من ناسزا گفت و دشنام داد. به او گفتم: رهايم كن. من نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى روم تا نماز مغرب را با او بگزارم و او را رها نخواهم كرد تا براى من و تو، طلب آمرزش كند.
خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم و نماز مغرب را با ايشان گزاردم و پيامبر صلى الله عليه و آله نماز عشا را هم خواند . سپس باز گشت و كسى در سرِ راه ، با ايشان بر خورد و با ايشان زمزمه اى كرد و رفت. من در پىِ ايشان رفتم. صداى مرا شنيد و فرمود : «تو كيستى؟».
گفتم: حذيفه ام.
فرمود: «چه مى خواهى؟».
من ماجرا را باز گفتم.
فرمود: «خداوند، تو و مادرت را بيامرزد !».
سپس فرمود: «آيا كسى را كه اندكى پيش بر سرِ راه من قرار گرفت ، ديدى؟».
گفتم: آرى.
فرمود: «او فرشته اى از فرشتگان بود كه پيش از امشب به زمين فرود نيامده بود و از پروردگار، اذن خواسته بود تا بر من سلامى بفرستد و مژده ام دهد كه حسن و حسين ، سَرور جوانان بهشتى اند و فاطمه، بانوى زنان بهشتى است. خداوند، از ايشان خشنود باد!».