107
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

۳۱۸۶.تفسير الطبرىـ به نقل از ابو ديلم ـ: امام زين العابدين عليه السلام به مردى از شاميان فرمود: «آيا در سوره احزاب خوانده اى كه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ؟».
آن مرد گفت: آيا شما، هم ايشان هستيد؟
فرمود: «آرى».

۳۱۸۷.الأمالى ، صدوقـ به نقل از ابو نعيم، از گروهى كه همراه اسيران كربلا مى رفته اند ـ: چون به دمشق وارد شديم، زنان و اسيران را در روز روشن و با روى باز، وارد كردند. سنگ دلان شامى گفتند: اسيرانى به اين نيكويى نديده ايم. شما كيستيد؟
سُكينه، دختر حسين عليه السلام گفت: ما اسراى خاندان محمّديم.
آنها بر سكّوى مسجد، جايى كه اسيران را نگاه مى داشتند، نگاه داشته شدند، در حالى كه على بن الحسين عليه السلام كه در آن هنگام نوجوانى بود، در ميان آنها حضور داشت.
پيرمردى از شاميان نزد آنها آمد و گفت: خدايى را ستايش كه شما را كُشت و نابود كرد و شاخِ فتنه را بُريد و از نكوهش آنها كوتاهى نكرد.
چون سخنش تمام شد، امام زين العابدين عليه السلام به او فرمود: «آيا كتاب خدا را خوانده اى؟».
گفت: آرى.
امام عليه السلام فرمود: «آيا اين آيه: «بر اين رسالت، مزدى از شما جز دوست داشتن خويشاوندان نمى خواهم» را خوانده اى؟
گفت: آرى.
فرمود: «ما،همانها هستيم».
سپس فرمود: «آيا اين آيه: «و حقّ خويشاوندان را ادا كن» را خوانده اى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «ما، همانها هستيم».
سپس فرمود: «آيا اين آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» را خوانده اى؟».
گفت: آرى.
امام عليه السلام فرمود: «ما، همانها هستيم».
در اين جا مرد شامى، دست خود را به آسمان برد و سه بار گفت: خدايا! به درگاه تو توبه مى كنم. خدايا! از دشمن خاندان محمّد و قاتلان اهل بيت محمّد، به درگاه تو برائت مى جويم. من، قرآن را خوانده بودم؛ ولى تا امروز، اين حقايق را در نيافته بودم.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
106

۳۱۸۶.تفسير الطبري عن أبي الدَّيلَمِ :قالَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ لِرَجُلٍ مِن أهلِ الشّامِ : أما قَرَأتَ فِي الأَحزابِ: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» ؟ قالَ : ولَأَنتُم هُم ؟ قالَ : نَعَم . ۱

۳۱۸۷.الأمالي للصدوق عن أبي نُعيمٍ عَن جَماعةٍ خَرَجوا في صُحبَةِ اُسارى كَربَلاءَ :قالوا : فَلَمّا دَخَلنا دِمَشقَ اُدخِلَ بِالنِّساءِ والسَّبايا بِالنَّهارِ مُكَشَّفاتِ الوُجوهِ ، فَقالَ أهلُ الشّامِ الجُفاةُ : ما رَأينا سَبايا أحسَنَ مِن هؤُلاءِ ، فَمَن أنتُم ؟ فَقالَت سُكَينَةُ ابنَةُ الحُسَينِ : نَحنُ سَبايا آلِ مُحَمَّدٍ . فَاُقيموا عَلى دَرَجِ المَسجِدِ حَيثُ يُقامُ السَّبايا ، وفيهِم عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام ، وهُوَ يَومَئِذٍ فَتًى شابٌّ ، فَأَتاهُم شَيخٌ مِن أشياخِ أهلِ الشّامِ ، فَقالَ لَهُم : الحَمدُ للّهِِ الَّذي قَتَلَكُم وأهلَكَكُم وقَطَعَ قَرنَ الفِتنَةِ . فَلَم يَألُ عَن شَتمِهِم .
فَلَمَّا انقَضى كلامُهُ قالَ لَهُ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام : أما قَرَأتَ كِتابَ اللّهِ عز و جل ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : أما قَرَأتَ هذِهِ الآيَةَ : «قُل لا أسأَلُكُم عَلَيهِ أجرًا إلَا المَوَدَّةَ فِي القُربى» ۲ ؟ قالَ : بَلى . قالَ : فَنَحنُ اُولئِكَ .
ثُمَّ قالَ : أما قَرَأتَ «وآتِ ذَا القُربى حَقَّهُ» ۳ ؟ قالَ : بَلى ، قالَ : فَنَحنُ هُم .
قالَ : فَهَل قَرَأتَ هذِهِ الآيَةَ ، «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» ؟ قال : بَلى ، قالَ : فَنَحنُ هُم .
فَرَفَعَ الشّامِيُّ يَدَهُ إلَى السَّماءِ ، ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ إنّي أتوبُ إلَيكَ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ اللّهُمَّ إنّي أبرَأُ إلَيكَ مِن عَدُوِّ آلِ مُحَمَّدٍ ، ومِن قَتَلَةِ أهلِ بَيتِ مُحَمَّدٍ ، لَقَد قَرَأتُ القُرآنَ فَما شَعَرتُ بِهذا قَبلَ اليَومِ . ۴

1.تفسير الطبري : ج۱۲ الجزء ۲۲ ص۸ .

2.الشورى : ۲۳ .

3.الإسراء : ۲۶ .

4.الأمالي للصدوق : ص ۱۴۱ ح ۳ ، بحارالأنوار : ج ۴۵ ص ۱۵۵ ح ۳ وراجع : مقتل الحسين للخوارزمي : ج۲ ص۶۱ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5532
صفحه از 564
پرینت  ارسال به