379
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم

«و انسان [ همان گونه كه ] خير را فرا مى خواند، [ پيشامد ] بد را مى خواند و انسان همواره شتاب زده است» .

«تا بنده اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده بوديم و از نزد خود بدو دانشى آموخته بوديم. موسى به او گفت: آيا تو را ـ به شرط اين كه از بينشى كه آموخته شده اى ، به من ياد دهى ـ پيروى كنم؟ گفت: تو هرگز نمى توانى همپاى من صبر كنى. و چگونه مى توانى بر چيزى صبر كنى كه به شناخت آن احاطه ندارى؟ گفت: ان شاء اللّه ، مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ كارى تو را نافرمانى نخواهم كرد. گفت: اگر مرا پيروى مى كنى، پس ، از چيزى سؤال مكن، تا [ خود ] درباره آن با تو سخن آغاز كنم. پس ره سپار گرديدند، تا وقتى كه سوار كشتى شدند، [ وى ] آن را سوراخ كرد. [ موسى ] گفت: آيا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشينانش را غرق كنى؟ واقعاً به كار ناروايى مبادرت ورزيدى. گفت: آيا نگفتم كه تو هرگز نمى توانى همپاى من صبر كنى؟ [ موسى ] گفت: به سبب آنچه فراموش كردم، مرا مؤاخذه مكن و در كارم ، بر من سخت مگير. پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند. [ بنده ما ] او را كشت. [ موسى به او ، ] گفت: آيا شخص بى گناهى را بدون اين كه كسى را به قتل رسانده باشد ، كشتى؟ واقعاً كار ناپسندى مرتكب شدى. گفت: آيا به تو نگفتم كه هرگز نمى توانى همپاى من صبر كنى؟ [ موسى ] گفت: اگر از اين پس ، چيزى از تو پرسيدم، ديگر با من همراهى مكن [ و ] از جانب من قطعاً معذور خواهى بود. پس رفتند تا به اهل قريه اى رسيدند. از مردم آن جا خوراكى خواستند، و [ لى آنها ] از مهمان نمودن آن دو خوددارى كردند. پس در آن جا ديوارى يافتند كه مى خواست فرو ريزد، و [ بنده ما ] آن را استوار كرد. [ موسى ] گفت: اگر مى خواستى ، [ مى توانستى ] براى آن مزدى بگيرى. گفت: اين [ بار، ديگر وقت ] جدايى ميان من و توست. هم اينك ، تو را از تأويل آنچه كه نتوانستى بر آن صبر كنى ، آگاه خواهم ساخت: اما كشتى، از آنِ بينوايانى بود كه در دريا كار مى كردند، خواستم آن را معيوب كنم، [ چرا كه ] پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [ ـِ درستى ]را به زور مى گرفت. و اما نوجوان، پدر و مادرش [ هر دو ] مؤمن بودند، پس ترسيديم [ مبادا ]آن دو را به طغيان و كفر بكَشد. پس خواستيم كه پروردگارشان آن دو را به [فرزندى] پاك تر و مهربان تر از او عوض دهد. و اما ديوار، از آنِ دو پسر [ بچه ] يتيم در آن شهر بود، و زيرِ آن، گنجى متعلّق به آن دو بود، و پدرشان [ مردى ] نيكوكار بود، پس پروردگار تو خواست آن دو [ يتيم ] به حدّ رشد برسند و گنجينه خود را ـ كه رحمتى از جانب پروردگارت بود ـ بيرون آورند. و اين [ كارها ] را من خودسرانه انجام ندادم. اين بود تأويل آنچه نتوانستى بر آن شكيبايى ورزى» .

حديث

۴۵۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا نيكى ، آن است كه به خاطر خدا انجام شود و طبق آنچه خداى متعال فرمان داده است ، عمل گردد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم
378

« وَ يَدْعُ الْاءِنسَـنُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كَانَ الْاءِنسَـنُ عَجُولًا » . ۱

«فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا ءَاتَيْنَـهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَ عَلَّمْنَـهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا * قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا * قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًا * وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا * قَالَ سَتَجِدُنِى إِن شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَ لَا أَعْصِى لَكَ أَمْرًا * قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِى فَلَا تَسْألْنِى عَن شَىْ ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا * فَانطَـلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِى السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْـئا إِمْرًا * قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًا * قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِى بِمَا نَسِيتُ وَ لَا تُرْهِقْنِى مِنْ أَمْرِى عُسْرًا * فَانطَـلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَـمًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْـئا نُّكْرًا * قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًا * قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَىْ ءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَـحِبْنِى قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّى عُذْرًا * فَانطَـلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْاْ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا * قَالَ هَـذَا فِرَاقُ بَيْنِى وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا * أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَـكِينَ يَعْمَلُونَ فِى الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَ كَانَ وَرَاءَهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا * وَ أَمَّا الْغُلَـمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَـنًا وَ كُفْرًا * فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَوةً وَ أَقْرَبَ رُحْمًا * وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَـمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِى الْمَدِينَةِ وَ كَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَ كَانَ أَبُوهُمَا صَــلِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ يَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِى ذَ لِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا» . ۲

الحديث

۴۵۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّمَا الخَيرُ ما اُريدَ بِهِ وَجهُ اللّهِ تَعالى ، وعُمِلَ عَلى ما أمَرَ اللّهُ تَعالى [ بِهِ] . ۳

1.الإسراء : ۱۱.

2.الكهف : ۶۵ ـ ۸۲ .

3.التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص ۲۸۵ ح ۱۴۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۱۶۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7908
صفحه از 608
پرینت  ارسال به