269
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم

۴۳۲۸.مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو عمره انصارى ـ: در نبردى با پيامبر خدا بوديم . مردم ، دچار كمبود شدند . از پيامبر خدا اجازه خواستند تا بعضى از شترانِ باركش خود را ذبح كنند و [ در عين حال] گفتند : خداوند ، ما را با آن [ به مقصد] مى رساند [ و در اين صورت، وسيله اى براى سوارى نخواهيم داشت].
عمر بن خطّاب ، چون ديد پيامبر خدا تصميم دارد كه به آنان اجازه دهد تا بعضى شترانشان را ذبح كنند ، گفت : اى پيامبر خدا ! چگونه خواهد شد ، اگر فردا گرسنه و پياده با دشمن رو به رو شويم؟! ولى اگر اجازه دهى كه بازمانده توشه خود را بياورند و آنها را جمع كنى و از خدا بخواهى كه به آنها بركت دهد ، خداى متعال به دعاى تو ، ما را [ به مقصد] مى رساند (و يا گفت : خداوند به دعاى شما ، براى ما بركت مى دهد) .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود تا باقى مانده توشه هايشان را بياورند . مردم ، مُشت مُشت يا بيشتر غذا مى آوردند . بيشترين مقدارى كه كسى آورد ، يك صاع خرما بود.
پيامبر خدا ، همه آنها را جمع كرد . سپس برخاست و دعا كرد . آن گاه ، سپاهيان را فرا خواند تا ظرف هاى خود را بياورند و دستور داد كه آنها را پُر كنند . در سپاه ، هيچ ظرفى نمانْد ، مگر آن كه آن را پُر كردند ، و [ باز ]به همان اندازه ماند.
پيامبر خدا ، چنان خنديد كه دندان هايش پيدا شد . آن گاه فرمود : «گواهى مى دهم كه معبودى جز خدا نيست و من ، فرستاده خدايم . هيچ بنده اى نيست كه خدا را با اين دو (توحيد و نبوّت) ديدار كند ، مگر آن كه روز قيامت ، آتش دوزخ از او دور مى شود».

۴۳۲۹.امام كاظم عليه السلامـ در بيان معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله براى گروهى از يهود ـ: ايشان به خانه اُمّ شريك رفت . وى ظرفى آورد كه اندكى روغن در آن بود. پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش از آن خوردند . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن زن دعا كرد كه بركت يابد . آن زن تا زنده بود ، آن ظرف ، از روغن پُر مى شد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم
268

۴۳۲۸.مسند ابن حنبل عن أبي عمرة الأنصاري :كُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزاةٍ ، فَأَصابَ النّاسَ مَخمَصَةٌ ، فَاستَأذَنَ النّاسُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في نَحرِ بَعضِ ظُهورِهِم ، وقالوا : يُبَلِّغُنَا اللّهُ بِهِ .
فَلَمّا رَأى عُمَرُ بنُ الخَطّابِ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد هَمَّ أن يَأذَنَ لَهُم في نَحرِ بَعضِ ظَهرِهِم قالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، كَيفَ بِنا إذا نَحنُ لَقينَا القَومَ غَدا جِياعا أرجالاً؟ ولكِن إن رَأَيتَ يا رَسولَ اللّهِ أن تَدعُوَ لَنا بِبَقايا أزوادِهِم فَتَجمَعَها ثُمَّ تَدعُوَ اللّهَ فيها بِالبَرَكَةِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ سَيُبَلِّغُنا بِدَعوَتِكَ ـ أو قالَ : سَيُبارِكُ لَنا في دَعوَتِكَ ـ .
فَدَعَا النَّبِيُ صلى الله عليه و آله بِبَقايا أزوادِهِم ، فَجَعَلَ النّاسُ يَجيؤونَ بِالحَثيَةِ مِنَ الطَّعامِ وفَوقَ ذلِكَ ، وكانَ أعلاهُم مَن جاءَ بِصاعٍ مِن تَمرٍ .
فَجَمَعَها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله . ثُمَّ قامَ فَدَعا ما شاءَ اللّهُ أن يَدعُوَ ، ثُمَّ دَعَا الجَيشَ بِأَوعِيَتِهِم فَأَمَرَهُم أن يَحتَثوا ، فَما بَقِيَ فِي الجَيشِ وِعاءٌ إلّا مَلَؤوهُ وبَقِيَ مِثلُهُ .
فَضَحِكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ . فَقالَ : أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وأنّي رَسولُ اللّهِ ، لا يَلقَى اللّهَ عَبدٌ مُؤمِنٌ بِهِما إلّا حُجِبَت عَنهُ النّارُ يَومَ القِيامَةِ . ۱

۴۳۲۹.الإمام الكاظم عليه السلامـ في بَيانِ مُعجِزاتِ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله لِنَفَرٍ مِنَ اليَهودِ ـ: إنَّهُ نَزَلَ بِاُمِّ شَريكٍ ، فَأَتَتهُ بِعُكَّةٍ فيها سَمنٌ يَسيرٌ ، فَأَكَلَ هُوَ وأصحابُهُ ، ثُمَّ دَعا لَها بِالبَرَكَةِ ، فَلَم تَزَلِ العُكَّةُ تَصُبُّ سَمنا أيّامَ حَياتِها . ۲

1.مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۲۶۴ ح ۱۵۴۴۹ .

2.قرب الإسناد : ص ۳۲۹ ح ۱۲۲۸ عن معمر عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۷ ص ۲۳۵ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8067
صفحه از 608
پرینت  ارسال به