۱ / ۳
حكايت اَجَل و آرزو
۴۱۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حكايت انسان و آرزو و اَجَل ، چنان است كه اَجَل در كنار اوست و آرزو ، پيشاپيش او: در حالى كه آرزو را پيش روىِ خود دنبال مى كند ، ناگاه ، اَجَل فرا مى رسد و او را در مى رُبايد.
۴۱۹۱.الترغيب والترهيبـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا ، خطّى كشيد و فرمود: «اين، انسان است» و در كنار آن ، خطّ ديگرى كشيد و فرمود: «اين ، اَجَل اوست» و دورتر از آن ، خطّ سومى كشيد و فرمود: «اين هم آرزوست» . در حالى كه انسان سرگرم است ، ناگهان ، آن نزديك تر ، خود را به او مى رسانَد.
۴۱۹۲.عارضة الأحوذىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله قطعه چوبى در برابر خود به زمين فرو بُرد و چوب ديگرى در كنار آن و يك چوب ديگر ، بعد از آن . سپس فرمود: «آيا مى دانيد اين چيست؟» .
گفتند : خدا و پيامبر او بهتر مى دانند .
فرمود: «اين يكى ، انسان است و اين ، آرزو . در حالى كه سرگرمِ آرزوست ، اَجَل ، او را در مى رُبايد و مانع رسيدنش به آرزو مى شود».
۴۱۹۳.عارضة الأحوذى :ربيع بن خُثَيم ، از عبد اللّه نقل كرد ـ و البته لفظ از بخارى است ۱ ـ كه : پيامبر صلى الله عليه و آله مربّعى رسم كرد و در وسط آن ، خطّى كشيد و در چهار طرف آن خط ، خطوط كوچكى رسم كرد و آن گاه فرمود: «اين ، انسان است و اين هم اَجَل اوست كه او را در ميان گرفته است و اين خطّى كه بيرون قرار دارد ، آرزوى اوست و اين خطوط كوچك ، بلايا و حوادث اند. اگر اين يكى [خط] به او نخورَد ، اين ديگرى او را مى گَزَد...» .
ابن عربى مى گويد: بخارى، اين حديث را به درستى نياورده؛ چرا كه سه معنا برشمرده است: يكى ، مربّع ؛ دوم، خطّى كه در ميان آن است ؛ و سوم ، خطوط كوچك.
ابن عربى ، سپس مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله براى هر موردى مثالش را آورده و فرموده است: «اين ، انسان است ، يك؛ اين ، اَجَل اوست كه او را در ميان گرفته است ، دو؛ اين خطّى كه بيرون از مربّع است ، آرزوى اوست ، سه؛ و اين خطوط كوچك ، بلايا و حوادث اند ، چهار» .
صورت درست اين حديث ، آن است كه ديگرانى غير از بخارى روايت كرده اند. عبد اللّه گفته است: پيامبر خدا ، براى ما مربّعى رسم كرد و در وسط مربّع، خطّى كشيد و در كناره هاى خطّ ميان مربّع ، خطوطى رسم كرد و بيرونِ مربّع نيز يك خط كشيد . سپس فرمود: «مى دانيد اين چيست؟» .
گفتند : خدا و پيامبر او داناترند .
فرمود: «اين خطِّ ميانى ، انسان است . خطوطى كه در اطراف آن هستند ، بلايا و حوادث اند، و اين بلايا و حوادث ، از هر سو او را مى گَزَند . اگر اين يكى به هدف نخورد ، آن يكى به او مى خورد . مربّع ، اَجَل است كه او را در ميان گرفته است و خطّ بيرونى و فاصله دار ، آرزوست». تصوير آن ، چنين است :