327
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم

۵۳۴۹.المناقب ، ابن شهرآشوبـ به نقل از ليث بن سعد ـ: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله با گروهى نماز مى خواند و حسين عليه السلام كه خردسال بود ، در كنار ايشان قرار داشت . هر گاه پيامبر خدا به سجده مى رفت ، حسين عليه السلام مى آمد و بر دوش ايشان ، سوار مى شد . سپس ، پاهايش را تكان مى داد و مى گفت : هِى ، هِى !
وقتى پيامبر خدا مى خواست سر بردارد ، او را مى گرفت و كنار خود مى گذاشت . وقتى [دوباره ]سجده مى رفت ، بر پشت پيامبر صلى الله عليه و آله برمى گشت و مى گفت : هِى ، هِى!
اين كار را همچنان ادامه داد تا اين كه پيامبر خدا ، از نماز فارغ شد . در اين هنگام ، يك نفر يهودى گفت : اى محمّد! شما با فرزندان خود به گونه اى عمل مى كنيد كه ما نمى كنيم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بدان كه اگر به خدا و پيامبرش ايمان مى آورديد ، حتما با كودكان ، مهربان مى شديد» .
گفت : من به خدا و پيامبر او ايمان مى آورم .
او مسلمان شد ؛ چون كرامت ايشان را با همه عظمت مقامش مشاهده كرد .

۵۳۵۰.المستدرك على الصحيحينـ به نقل از يعلى عامرى ـ: او (يعلى) همراه پيامبر خدا به سوى محلّ ميهمانى اى كه دعوت شده بودند ، حركت كرد . در حالى كه پيامبر خدا ، جلوى گروه حركت مى كرد، حسين عليه السلام [را ديد كه] با پسرها بازى مى كرد . پيامبر خدا خواست او را بگيرد ؛ ولى كودك ، گاهى به اين سو فرار مى كرد و گاهى به آن سو . پيامبر خدا ، او را مى خندانْد تا اين كه او را گرفت . يكى از دستانش را زير گردن او گذاشت و دست ديگر را زير چانه او و دهانش را بر دهان او گذاشت و او را مى بوسيد .
پس فرمود : «حسين ، از من است و من ، از حسينم . خداوند ، كسى كه حسين را دوست مى دارد ، دوست دارد . حسين، سبطى ۱ از اَسباط است» .

1.در متن حديث ، واژه سِبط آمده كه در فرهنگ قرآن و حديث ، اشاره به وصايت و جانشينى دارد و به احتمال فراوان ، پيامبر خدا مى خواسته تا مردم را به جانشينان پس از خود ، هدايت كند .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
326

۵۳۴۹.المناقب لابن شهر آشوب عن الليث بن سعد :أنَّ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله كانَ يُصَلّي يَوما في فِئَةٍ وَالحُسَينُ عليه السلام صَغِيرٌ بِالقُربِ مِنهُ، وكانَ النَّبِيُ إذا سَجَدَ جاءَ الحُسَينُ عليه السلام فَرَكِبَ ظَهرَهُ ثُمَّ حَرَّكَ رِجلَيهِ، وقالَ : حِل حِل .
وإذا أرادَ رَسولُ اللّهِ أن يَرفَعَ رَأسَهُ أخَذَهُ فَوَضَعَهُ إلى جانِبِهِ، فَإذا سَجَدَ عادَ عَلى ظَهرِهِ، وقالَ : حِل حِل، فَلَم يَزَل يَفعَلُ ذلِكَ حَتّى فَرَغَ النَّبِيُ مِن صَلاتِهِ.
فَقالَ يَهودِيٌ : يا مُحَمَّدُ، إنَّكُم لَتَفعَلونَ بِالصِّبيانِ شَيئا ما نَفعَلُهُ نَحنُ!
فَقالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : أما لَو كُنتُم تُؤمِنونَ بِاللّهِ وبِرَسولِهِ لَرَحِمتُمُ الصِّبيانَ.
قالَ : فَإنِّي اُؤمِنُ بِاللّهِ وبِرَسُولِهِ. فَأَسلَمَ لَمَّا رَأى كَرَمَهُ مِن ۱ عِظَمِ قَدرِهِ. ۲

۵۳۵۰.المستدرك على الصحيحين عن يعلى العامري :أنَّهُ خَرَجَ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى طَعامٍ دُعوا لَهُ، قالَ : فَاستَقبَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أمامَ القَومِ وحُسَينٌ مَعَ الغِلمانِ يَلعَبُ، فَأرادَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يَأخُذَهُ، فَطَفِقَ ۳ الصَّبِيُ يَفِرُّ هاهُنا مَرَّةً وَهاهُنا مَرَّةً، فَجَعَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُضاحِكُهُ حَتّى أخَذَهُ.
قالَ : فَوَضَعَ إحدى يَدَيهِ تَحتَ قَفاهُ ، وَالاُخرى تَحتَ ذَقَنِهِ، فَوَضَعَ فاهُ عَلى فيهِ يُقَبِّلُهُ.
فَقالَ : حُسَينٌ مِنِّي وأنا مِن حُسَينٍ، أحَبَّ اللّهُ مَن أحَبَّ حُسَينا، حُسَينٌ سِبطٌ ۴ مِنَ الأسباطِ . ۵

1.في شرح الأخبار : ج ۳ ص ۸۶ ح ۱۰۱۳ و بحار الأنوار : «مع» بدل «من» .

2.المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۷۱ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۲۹۶ ح ۵۷ .

3.طَفِقَ يفعل كذا : جَعل يفعل وأخذ (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۲۲۵ «طفق»).

4.إنّ مصطلح «سبط» في لغة القرآن والحديث تشير إلى الوصاية والخلافة ، ويحتمل قويّا أنّه صلى الله عليه و آله يريد بهذا أن يبيّن للاُمّة خلفاءه من بعده .

5.المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۹۴ ح ۴۸۲۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5686
صفحه از 524
پرینت  ارسال به