ج ـ كيفر مبلّغ بى عمل
۵۱۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در شب معراج به مردمى برخوردم كه لب هاى آنان را با قيچى هايى از آتش مى بُريدند و هرچه بُريده مى شد ، جايش پُر مى شد . گفتم : «اى جبرئيل! اينها چه كسانى اند؟» .
گفت : سخنوران امّت تو اند كه بدانچه مى گويند ، عمل نمى كنند و كتاب خدا را مى خوانند ؛ امّا آن را به كار نمى بندند .
۵۱۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شب معراج به مردمى برخوردم كه لب هاى آنان را با قيچى هايى از آتش مى بُريدند . من گفتم : اينان ، چه كسانى اند؟
گفتند : سخنورانى از مردم دنيا هستند كه مردم را به نيكوكارى فرمان مى دهند ؛ امّا خود را فراموش مى كنند ، در حالى كه قرآن مى خوانند . آيا نمى انديشند؟
۵۱۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در جهنّم ، آسياب هايى است كه با عالمان مى چرخند . آنان كه در دنيا ايشان را مى شناخته اند ، چون آنان را مى بينند ، مى گويند : چه كسى شما را بدين جا كشانده ، در حالى كه ما از شما دانش آموخته ايم؟
مى گويند : ما شما را به كارى فرمان مى داديم و خود ، با انجام دادن كارى ديگر با شما مخالفت مى كرديم.
۵۱۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! گروهى از بهشتيان ، گروهى از جهنّميان را مى بينند. به آنان مى گويند : چه چيزى شما را در آتش افكنده است ، در حالى كه ما به يُمن ادب و علم آموزى از شما به بهشت وارد شده ايم؟
در پاسخ مى گويند : ما شما را به نيكى فرمان مى داديم ؛ امّا خود به آن ، عمل نمى كرديم.
۵۱۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شخصى را روز قيامت مى آورند و در آتش ، افكنده مى شود و روده هاى او در آتش ، فرو مى افتند و چنان كه الاغ به دور آسيابش مى چرخد ، دورِ خود مى چرخد . جهنّميان به دور او گِرد آمده ، مى گويند : فلانى! تو را چه شده است؟ آيا تو ما را به معروف ، فرمان نمى دادى و از منكر ، بازمان نمى داشتى؟
مى گويد : شما را به معروف ، فرمان مى دادم ؛ امّا خود ، بدان عمل نمى كردم و از منكرْ نهى تان مى كردم ؛ امّا خود از آن اجتناب نمى نمودم.