147
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم

حديث

۵۱۱۰.صحيح البخارىـ به نقل از عايشه ـ: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله سخنى مى گفت، اگر كسى آن را مى شمُرد ، مى توانست آن را بشمارد.

۵۱۱۱.مسند ابن حنبلـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا ، به سانِ شما ، پشتِ سر هم سخن نمى گفت . وقتى سخنى مى گفت ، بين آن ، چنان فاصله مى انداخت كه هر كس مى شنيد ، به خاطر مى سپرد.

۵۱۱۲.سنن أبى داوودـ به نقل از عايشه ـ: گفتار پيامبر خدا ، گفتارى با فاصله [و آشكار ]بود ، كه هر كس آن را مى شنيد ، مى فهميد.

۵۱۱۳.امام حسن عليه السلامـ به نقل از هند بن ابى هاله تميمى ، كه توصيف كننده زيبايى پيامبر صلى الله عليه و آله بود ـ: پيامبر خدا ... به تمام جوامع كَلِم (گفتارهاى جامع) ، آشكارا سخن مى گفت ، بى آن كه در آن ، فزونى يا كاستى باشد.

۷ / ۴

اشاره در آن جا كه صراحت ، روا نباشد

۵۱۱۴.سنن أبى داوودـ به نقل از عايشه ـ: هر گاه چيزى (سخن ناروايى) از فردى به پيامبر خدا مى رسيد ، نمى فرمود : «فلانى را چه شده كه [چنين ]مى گويد ؟!» ؛ بلكه مى فرمود : «مردم را چه شده كه چنين و چنان مى گويند؟!» .

۵۱۱۵.المعجم الكبيرـ به نقل از خوّات بن جُبَير ـ: به همراه پيامبر خدا در منطقه مرَّ الظَّهران، فرود آمديم . من از چادرم خارج شدم . ناگهان ، زنانى را ديدم كه با يكديگر سخن مى گويند . از گفتگوى آنان خوشم آمد . به خيمه باز گشتم و جامه دانم را بيرون آوردم و از ميان آن ، جامه اى بيرون آورده ، پوشيدم و آمدم با آن زنان نشستم. در اين هنگام ، پيامبر خدا از خيمه خود خارج شد و فرمود : «اى ابو عبد اللّه ! براى چه با زنان نشسته اى؟».
چون پيامبر خدا را ديدم ، دستپاچه شدم و خود را باختم . گفتم : اى پيامبر خدا! شترم گريخته و به دنبال ريسمان او هستم ... . پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و وضو ساخت و در حالى كه آب از محاسن ايشان برسينه اش جارى بود ـ يا گفت : آب از محاسن ايشان بر سينه اش مى چكيد ـ ، برگشت و فرمود : «اى ابو عبد اللّه ! سرانجام گريختن شترت چه شد؟» .
آن گاه ، كوچ كرديم. پيامبر صلى الله عليه و آله در راه ، هر گاه به من بر مى خورد ، مى فرمود : «سلام بر تو ، اى ابو عبد اللّه ! سرانجام گريختن آن شتر چه شد؟» .
وقتى اين [ برخورد] را ديدم ، به سوى مدينه شتاب كردم و از رفتن به مسجد و همنشينى با پيامبر صلى الله عليه و آله اجتناب كردم. پس از مدّتى با استفاده از يك ساعتِ خلوت مسجد ، وارد مسجد شدم و براى نماز خواندن ايستادم . ناگهان ، پيامبر خدا از يكى از اتاق هاى خود خارج شد و دو ركعت ، نمازِ كوتاه خواند . من به اميد آن كه ايشان برود و مرا تنها بگذارد ، نماز را طولانى كردم . فرمود : «اى ابو عبد اللّه ! هر قدر كه مى خواهى ، نمازت را طولانى كن كه من تا نماز را تمام كنى ، همچنان خواهم ايستاد».
با خود گفتم : به خدا سوگند ، پيش پيامبر خدا عذر خواهم خواست و ايشان را راحت مى كنم. از اين رو ، هنگامى كه فرمود : «سلام بر تو ، اى ابو عبد اللّه ! سرانجام گريختن شترت چه شد؟» ، گفتم : سوگند به آن كه تو را به حق به رسالت برانگيخت ، آن شتر ، از زمان تمكين ، نگريخته است.
آن گاه [پيامبر خدا] سه بار فرمود : «خدا تو را رحمت كند!» و ديگر ، هرگز به آن ماجرا اشاره نكرد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
146

الحديث

۵۱۱۰.صحيح البخاري عن عائشة :إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ يُحَدِّثُ حَديثا ، لَو عَدَّهُ العادُّ لَأَحصاهُ . ۱

۵۱۱۱.مسند ابن حنبل عن عائشة :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَسرُدُ سَردَكُم هذا ؛ يَتَكَلَّمُ بِكَلامٍ بَينَهُ فَصلٌ ، يَحفَظُهُ مَن سَمِعَهُ . ۲

۵۱۱۲.سنن أبي داوود عن عائشة :كانَ كَلامُ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله كَلاما فَصلاً ؛ يَفهَمُهُ كُلُّ مَن سَمِعَهُ . ۳

۵۱۱۳.الإمام الحسن عليه السلام عَن هِندِ بنِ أبي هالَةَ التَّميمِيِـ وكانَ وَصّافا لِحِليَةِ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله ـ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله . . . يَتَكَلَّمُ بِجَوامِعِ الكَلِمِ فَصلاً ، لا فُضولَ فيهِ ولا تَقصيرَ . ۴

۷ / ۴

التَّلويحُ في ما لا يَنبَغِي التَّصريحُ بِهِ

۵۱۱۴.سنن أبي داوود عن عائشة :كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذا بَلَغَهُ عَنِ الرَّجُلِ الشَّيءُ لَم يَقُل : «ما بالُ فُلانٍ يَقولُ ؟ !» ، ولكِن يَقولُ : «ما بالُ أقوامٍ يَقولونَ كَذا وكَذا ؟ !» . ۵

۵۱۱۵.المعجم الكبير عن خوّات بن جبير :نَزَلنا مَعَ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ الظَّهرانِ ، فَخَرَجتُ مِن خِبائي ، فَإِذا أنَا بِنِسوَةٍ يَتَحَدَّثنَ فَأَعجَبنَني ، فَرَجَعتُ فَاستَخرَجتُ عَيبَتي ، فَاستَخرَجتُ مِنها حُلَّةً فَلَبِستُها وجِئتُ فَجَلَستُ مَعَهُنَّ ، وخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن قُبَّتِهِ فَقالَ : أبا عَبدِ اللّهِ ، ما يُجلِسُكَ مَعَهُنَّ؟ فَلَمّا رَأَيتُ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله هِبتُهُ وَاختَلَطتُ ، قُلتُ : يا رَسول اللّهِ جَمَلٌ لي شَرَدَ ، فَأَنَا أبتَغي لَهُ قَيدا ، فَمَضى . . . وتَوَضَّأَ فَأَقبَلَ وَالماءُ يَسيلُ مِن لِحيَتِهِ عَلى صَدرِهِ ـ أو قالَ : يَقطُرُ مِن لِحيَتِهِ عَلى صَدرِهِ ـ فَقالَ : أبا عَبدِ اللّهِ ، ما فَعَلَ شِرادُ جَمَلِكَ ؟ ثُمَّ ارتَحَلنا ، فَجَعَلَ لا يَلحَقُني فِي المَسيرِ إلّا قالَ : السَّلامُ عَلَيكَ أبا عَبدِ اللّهِ ، ما فَعَلَ شِرادُ ذلِكَ الجَمَلِ؟ فَلَمّا رَأَيتُ ذلِكَ تَعَجَّلتُ إلَى المَدينَةِ وَاجتَنَبتُ المَسجِدَ وَالمُجالَسَةَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَلَمّا طالَ ذلِكَ تَحَيَّنتُ ساعَةَ خَلوَةِ المَسجِدِ ، فَأَتَيتُ المَسجِدَ فَقُمتُ اُصَلّي ، وخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن بَعضِ حُجَرِهِ فَجأَةً ، فَصَلّى رَكعَتَينِ خَفيفَتَينِ ، وطَوَّلتُ رَجاءَ أن يَذهَبَ ويَدَعَني ، فَقالَ : طَوِّل أبا عَبدِ اللّهِ ما شِئتَ أن تُطَوِّلَ ؛ فَلَستُ قائِما حَتّى تَنصَرِفَ . فَقُلتُ في نَفسي : وَاللّهِ لَأَ عتَذِرَنَّ إلى رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله ولَاُ برِئَنَّ صَدرَهُ . فَلَمّا قالَ : السَّلامُ عَلَيكَ أبا عَبدِ اللّهِ ، ما فَعَلَ شِرادُ ذلِكَ الجَمَلِ ؟ فَقُلتُ : وَالَّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ ، ما شَرَدَ ذلِكَ الجَمَلُ مُنذُ أسلَمَ ۶ . فَقالَ : رَحِمَكَ اللّهُ ! ـ ثَلاثا ـ ثُمَّ لَم يَعُد لِشَيءٍ مِمّا كانَ . ۷

1.صحيح البخاري: ج ۳ ص ۱۳۰۷ ح ۳۳۷۴ .

2.مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۱۱۵ ح ۲۶۲۶۹ .

3.سنن أبي داوود : ج ۴ ص ۲۶۱ ح ۴۸۳۹ .

4.معاني الأخبار : ص ۸۱ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۱۵۰ ح ۴ ؛ شعب الإيمان : ج ۲ ص ۱۵۵ ح ۱۴۳۰ عن ابن أبي هالة التميمي .

5.سنن أبي داوود : ج ۴ ص ۲۵۰ ح ۴۷۸۸ .

6.كذا في الطبعة المعتمدة ، وفي كنز العمّال : «أسلمتُ» .

7.المعجم الكبير : ج ۴ ص ۲۰۳ ح ۴۱۴۶ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5210
صفحه از 524
پرینت  ارسال به