۵۷۵۳.امام صادق عليه السلام :على عليه السلام نزد فاطمه عليهاالسلام بود . فاطمه عليهاالسلام به او گفت : اى على! نزد پدرم برو و از او چيزى براى ما درخواست كن.
على عليه السلام گفت : باشد .
پس نزد پيامبر خدا رفت . پيامبر صلى الله عليه و آله يك دينار به او داد و فرمود : «اى على! برو و با اين دينار ، غذايى براى خانواده ات بخر» .
على عليه السلام از نزد پيامبر صلى الله عليه و آله خارج شد . در راه به مقداد بن اسود برخورد و مدّتى با هم [به سخن ]ايستادند . مقداد حاجتش را به او گفت . على عليه السلام دينار را به او داد و به مسجد رفت و سرش را گذاشت و خوابيد . پيامبر خدا منتظر او ماند ؛ امّا نيامد . باز انتظار كشيد ؛ امّا از على عليه السلام خبرى نشد . لذا بيرون رفت و در مسجد مى گشت كه ديد على عليه السلام در آن جا خوابيده است . پيامبر خدا او را تكان داد . على عليه السلام [بيدار شد و] نشست .
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «چه كردى ، اى على؟» .
گفت : اى پيامبر خدا! از نزد شما كه رفتم ، به مقداد بن اسود برخوردم و او به من چيزى گفت كه خدا خواست بگويد (اظهار حاجت كرد) و من ، آن دينار را به او دادم.
پيامبر خدا فرمود : «همانا جبرئيل عليه السلام اين مطلب را به من خبر داد ، و خداوند درباره تو اين آيه را فرو فرستاد : «و [ديگران را] بر خويشتن ، مقدّم مى دارند ، هرچند خودشان نيازمند باشند . و هر كس كه از آزمندىِ نفس خويش ، مصون بماند ، آنان اند كه رستگاران اند» » .
۵۷۵۴.الأمالى ، طوسىـ به نقل از ابو هريره ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و از گرسنگى شِكوه كرد . پيامبر خدا ، به خانه هاى همسرانش پيغام فرستاد [كه غذايى براى آن مرد بفرستند] ؛ امّا آنها گفتند : جز آب ، چيزى در خانه نداريم.
پيامبر خدا فرمود : «چه كسى امشب ، از اين مرد پذيرايى مى كند؟» .
على بن ابى طالب عليه السلام گفت : من از او پذيرايى مى كنم ، اى پيامبر خدا!
و نزد فاطمه عليهاالسلام آمد و گفت : در خانه چه دارى، اى دختر پيامبر خدا؟
فاطمه عليهاالسلام گفت : جز غذاى بچّه ها، چيزى نداريم ؛ امّا ميهمان خود را مقدّم مى داريم.
على عليه السلام گفت : اى دختر محمّد! بچّه ها را بخوابان و چراغ را خاموش كن .
صبح كه شد ، على عليه السلام نزد پيامبر خدا رفت و ماجرا را به ايشان گفت . هنوز از نزد پيامبر خدا خارج نشده بود كه خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد : «و [ديگران را] بر خويشتن مقدّم مى دارند ، هرچند خودشان نيازمند باشند . و كسى كه از آزمندىِ نفس خويش ، مصون بماند ، آنان اند كه رستگاران اند» .