67
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هشتم

۵۷۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دو مرد از بيابانى مى گذشتند : يكى عابد و ديگرى نافرمان . عابد به حدّى تشنه شد كه به زمين افتاد. ديگرى در حالى كه ظرف آبى براى وضو داشت و قدرى آب هم در آن بود، به آن عابد نگريست كه بر زمين افتاده است . با خود گفت : به خدا سوگند ، اگر اين بنده نيك ، در حالى از تشنگى بميرد كه اين آب با من است ، هرگز به خيرى از جانب خدا نخواهم رسيد ، و اگر اين آب را به او بنوشانم ، خودم خواهم مُرد .
امّا او به خدا توكّل كرد و تصميمش را گرفت و از آن آب، به صورت عابد پاشيد و باقى مانده اش را به او نوشانْد . عابد از جا برخاست و هر دو ، بيابان را پيمودند.
در روز قيامت ، آن نافرمان را براى حسابرسى نگه مى دارند و فرمان مى رسد كه او را به آتش ببرند . فرشتگان ، او را [به سوى دوزخ] مى رانند و او [در راه ،]آن عابد را مى بيند . مى گويد : فلانى! مرا نمى شناسى؟
عابد مى گويد : تو كيستى؟
مرد مى گويد : من فلانى هستم كه در آن روزِ گذشتن از بيابان ، تو را بر خويشتن ترجيح دادم.
عابد مى گويد : آرى ، مى شناسمت .
سپس به فرشتگان مى گويد : بِايستيد!
فرشتگان مى ايستند و عابد مى آيد تا آن كه [در توقّفگاه حساب] مى ايستد و پروردگارش عز و جل را مى خواند و مى گويد : اى پروردگار من! تو خود مى دانى كه او به من نيكى كرده و [نيز مى دانى كه] چگونه در حقّ من ايثار كرده است . پروردگارا! او را به من ببخش.
پس خداوند مى فرمايد : «او از آنِ تو باشد» .
پس عابد مى آيد و دست برادرش را مى گيرد و او را به بهشت مى بَرَد .

۵۷۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على! چون روز قيامت شود ، منادى اى از ميان عرش ندا در مى دهد : «كجايند دوستدارانِ على و [دوستدارانِ] كسى كه دوستش مى دارد؟ كجايند آنان كه به خاطر خدا، با يكديگر دوستى مى ورزيدند؟ كجايند آنان كه براى خدا، به يكديگر بذل و بخشش مى كردند؟ كجايند ايثارگران؟ كجايند آنان كه زبان هايشان از تشنگى خشكيد؟ كجايند آنان كه در نيمه هاى شب ـ كه مردم خفته بودند ـ ، نماز مى گزاردند؟ كجايند آنان كه از بيم خدا مى گريستند؟ «بيمى بر شما نيست و اندوهگين نمى شويد» . كجايند همرهان پيامبر ، محمّد؟ آسوده خاطر باشيد و شادمان . «شما و همسرانتان ، شادمانه به بهشت در آييد» » .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هشتم
66

۵۷۴۶.عنه صلى الله عليه و آله :سَلَكَ رَجُلانِ مَفازَةً ۱ : عابِدٌ وَالآخَرُ بِهِ رَهَقٌ ۲ ، فَعَطَشَ العابِدُ حَتّى سَقَطَ ، فَجَعَلَ صاحِبُهُ يَنظُرُ إلَيهِ ، ومَعَهُ ميضَأَةٌ ۳ فيها شَيءٌ مِن ماءٍ ، فَجَعَلَ يَنظُرُ إلَيهِ وهُوَ صَريعٌ ، فَقالَ : وَاللّه ِ لَئِن ماتَ هذَا العَبدُ الصّالِحُ عَطَشا ومَعي ماءٌ لا اُصيبُ مِنَ اللّه ِ خَيرا أبَدا ، ولَئِن سَقيتُهُ مائي لَأَموتَنَّ! فَتَوَكَّلَ عَلَى اللّه ِ وعَزَمَ ، فَرَشَّ عَلَيهِ مِن مائِهِ وسَقاهُ فَضلَهُ ، فَقامَ حَتّى قَطَعَا المَفازَةَ .
فَيوقَفُ الَّذي بِهِ رَهَقٌ يَومَ القِيامَةِ لِلحِسابِ فَيُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ ، فَتَسوقُهُ المَلائِكَةُ ، فَيَرَى العابِدَ ، فَيَقولُ : يا فُلانُ أما تَعرِفُني؟
فَيَقولُ : ومَن أنتَ؟
فَيَقولُ : أنَا فُلانٌ الَّذي آثَرتُكَ عَلى نَفسي يَومَ المَفازَةِ .
فَيَقولُ : بَلى أعرِفُكَ .
فَيَقولُ لِلمَلائِكَةِ : قِفوا! فَيَقِفونَ ۴ ، ويَجيءُ حَتّى يَقِفَ فَيَدعوَ رَبَّهُ عز و جل ، فَيَقولُ : يا رَبِّ ، قَد تَعرِفُ يَدَهُ عِندي وكَيفَ آثَرَني عَلى نَفسِهِ ، يا رَبِّ هَبهُ لي .
فَيَقولُ لَهُ : هُوَ لَكَ . فَيَجيءُ فَيَأخُذُ بِيَدِ أخيهِ فَيُدخِلُهُ الجَنَّةَ . ۵

۵۷۴۷.عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ ، إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نادى مُنادٍ مِن بُطنانِ العَرشِ ۶ : أينَ مُحِبّو عَلِيٍّ ومَن يُحِبُّهُ؟ أينَ المُتَحابّونَ فِي اللّه ِ؟ أينَ المُتَباذِلونَ فِي اللّه ِ؟ أينَ المُؤثِرونَ عَلى أنفُسِهِم؟ أينَ الَّذينَ جَفَّت ألسِنَتُهُم مِنَ العَطَشِ؟ أينَ الَّذينَ يُصَلّونَ بِاللَّيالي وَالنّاسُ نِيامٌ؟ أينَ الَّذينَ يَبكونَ مِن خَشيَةِ اللّه ِ؟ «لَاخَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ» ۷ أينَ رُفَقاءُ النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ؟ أمِنوا وقَرّوا عَينا «ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَ أَزْوَ جُكُمْ تُحْبَرُونَ» ۸ . ۹

1. المفازَة : البَرِّيَّة القَفْر (النهاية : ج ۳ ص ۴۷۸ «فوز») .

2. الرَّهَق : غشيان المحارم من شرب الخمر ونحوه (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۲۹ «رهق») .

3. المِيضَأَةُ : المِطهَرَة يُتَوَضّأُ منها (المصباح المنير : ص ۶۶۳ «وضؤ») .

4. في المصدر : «فيقفوا» ، والتصويب من كنز العمّال .

5. المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۱۹۴ ح ۲۹۰۶ عن أنس بن مالك .

6. من بطنان العرش : أي من وسطه ، وقيل : من أصله ، وقيل : البطنان : جمع بطن ؛ وهو الغامض من الأرض . يريد : من دواخل العرش (النهاية : ج ۱ ص ۱۳۷ «بطن») .

7. الأعراف : ۴۹ .

8. الزخرف : ۷۰ .

9. تفسير فرات : ص ۴۰۸ ح ۵۴۷ عن عبداللّه بن الحسين عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۱۰۸ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد هشتم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 9244
صفحه از 630
پرینت  ارسال به