353
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم

الناضرة ۱ نيز ـ كه هر دو ، مشى اخباريگرى دارند ـ نظر علّامه مجلسى را تأييد كرده اند، هر چند در همان دوران ، برخى از فقيهان غير اخبارى (مانند : محقّق سبزوارى ۲ و سبط شهيد ثانى ۳ ) همان نظر فقيهان متقدّم را داشته اند .
با ظهور فقيه و محقّق بزرگوار ، وحيد بهبهانى (م ۱۲۰۵ق) ، مسلك اخباريگرى افول كرد ؛ امّا وى ضمن تصريح به جزء نبودن شهادت سوم در اذان و بدعت دانستن آن و اعتقاد به حرمتِ گفتن آن به قصد جزئيت ، با تمسّك به قاعده «تسامح در ادلّه سُنَن» و خبر موجود در الاحتجاج طَبَرسى ۴ و نيز قياس به فرستادن صلوات پس از نام گرامى پيامبر خدا ، گفتن آن را به قصد مطلق قربت و نه به قصد جزئيت براى اذان ، مُخلّ به اذان نمى داند ؛ بلكه آن را مستحب مى شمارد . ساير فقها تا دوره معاصر نيز، همين نظر را تأييد كرده اند . ۵
خلاصه كلام ، اين كه : فقهاى بزرگ شيعه ، چه قدما و چه متأخّرانشان ، هيچ يك ، شهادت سوم را جزء اذان نمى دانند ؛ امّا بسيارى از آنها معتقدند كه گفتن آن بعد از شهادت بر رسالت خاتم انبيا ، بدون قصد جزئيت ، اشكالى ندارد ؛ بلكه به قصد مطلق ذكر ، مطلوب است .

1.. الحدائق الناضرة : ج ۷ ص ۴۰۳ .

2.. ذخيرة المعاد : ج ۲ ص ۲۵۴ .

3.. الزهران الزوية فى الروضة البهيّة (مخطوط) (به نقل از : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة ...) .

4.. قاسم بن معاويه روايت كرد كه : به امام صادق عليه السلام گفتم : اينها در حديث معراج روايت مى كنند كه چون پيامبر خدا به معراج برده شد ، بر عرش ديد ... و چون خداوند عز و جل ماه را آفريد ، بر آن نوشت : «لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ أمير المؤمنين» و اينها همان لكّه هاى سياهى هستند كه شما در ماه مى بينيد . پس هر گاه يكى از شما مى گويد : «لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه » ، بايد بگويد : «علىٌّ أمير المؤمنين» (الاحتجاج : ج ۱ ص ۳۶۵ ح ۶۲) .

5.. ر.ك : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة ... : ص ۳۸۴ ـ ۴۱۷ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
352

وى در كتاب حديقة المتّقين در مورد شهادت سوم مى گويد :
جمعى از اصحاب ، نقل كرده اند كه در اخبار شاذ آمده است كه : «شهادت سوم، جزء اذان است» . حال ، اگر كسى اين دو بند را به عنوان جزئى بگويد كه از شارع گرفته شده است ، عملش صحيح است و اگر بر اين يقين نيست ، بهتر است از باب تيمّن وتبرّك ، بگويد . ۱
نيز در شرح فارسى خود بر كتاب من لايحضره الفقيه مى نويسد :
مصطلح ارباب حديث ، آن است كه خبر صحيحِ مخالف با مشهور را شاذ مى گويند. در زمان محقّق و علّامه، كتب حديث ما بسيار بوده است . بنابر اين ، يقين كردن به ساختگى بودن اين اخبار ، مشكل است ... . پس اگر كسى اين كلمات را بگويد ، چنانچه مطلوب شارع باشد ـ ولو به عنوان تيمّن و تبرّك ـ فبها و اشكالى ندارد ، هر چند اگر نگويند ، بهتر است ... . ۲
بنابر اين ، مجلسىِ اوّل، هر چند سخن شيخ صدوق و همه فقهايى را كه اخبار دالّ بر جزء اذان بودنِ شهادت سوم را مخدوش دانسته اند، رد كرده است ؛ ولى خود، قائل به جزء بودنِ آن براى اذان نيست . البتّه فرزند او ، علّامه محمّدباقر مجلسى ، قدم را بالاتر گذاشته و بعيد نمى داند كه شهادت سوم ، از اجزاى مستحبّ اذان باشد :
بعيد نيست كه شهادت سوم (شهادت به ولايت) از اجزاى مستحبّ اذان باشد ؛ چرا كه شيخ طوسى و علّامه حلّى و شهيد اوّل و ديگران، به وارد شدن اخبار [از سوى ائمّه عليهم السلام ] در اين باره ، گواهى داده اند . ۳
سيّد نعمة اللّه جزايرى در الأنوار النعمانيّة ۴ و شيخ يوسف بحرانى در الحدائق

1.. حديقة المتّقين (مخطوط) : ص ۱۷ (به نقل از : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة بالولاية فى الأذان والإقامة مع عدم قصد الجزئيّة) .

2.. لوامع صاحبقرانى : ج ۱ ص ۱۸۲ .

3.. بحار الأنوار : ج ۸۴ ص ۱۱۱ .

4.. الأنوار النعمانيّة : ج ۱ ص ۱۶۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8058
صفحه از 563
پرینت  ارسال به