527
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

محمّد را براى اشعث به دنيا آورد .
اشعث ، حاكم آذربايجان بود و امام على عليه السلام او را بركنار كرد. وى در جنگ صِفّين شركت نمود و در پيدايى خوارج ، دست داشت، چنان كه در شعله ور ساختن آتش جنگ نهروان نيز نقش بسيار داشت. او به حدّى درنده خو بود كه امام عليه السلام را تهديد به قتل كرد و امام عليه السلام او را منافق خواند و لعنتش كرد. اشعث در سال چهلم هجرى هلاك شد .

ر . ك : رجال الطوسى : ص ۲۳ ش ۲۲ و ص ۵۷ ش ۴۷۳.

و امّا فرزندان اشعث : روايت شده است كه دو تن از فرزندان اشعث ، از امام صادق عليه السلام اجازه ورود خواستند . امام عليه السلام به آنها اجازه نداد و فرمود: «پيامبر خدا ، عدّه اى را لعنت كرد و اين لعنت در آنان و نسل هايشان تا روز قيامت ، جارى گشت» .

ر . ك : اختيار معرفة الرجال: ص ۴۱۳ ش ۷۷۷.

دختر اشعث بن قيس، جعده ، امام مجتبى عليه السلام را مسموم كرد و فرزندش محمّد ، در ريختن خون امام حسين عليه السلام شريك شد. فرزند ديگرش قيس ، از فرماندهان سپاه عمر بن سعد در كربلا بود. او قطيفه امام حسين عليه السلام را كه از ابريشم بود ، به تاراج بُرد و از آن پس ، او را «قيس قطيفه» مى گفتند .

ر . ك : الكافى : ج ۵ ص ۵۶۹ ح ۵۶ و ج ۸ ص ۱۶۷.

حَكَم بن ابى العاص

ابو مروان حَكَم بن ابى العاص بن اُميّة بن عبد الشّمس اُمَوى ، ابن حَكَم ، عموى عثمان بن عفّان است و در جاهليت ، همسايه پيامبر خدا بود و ايشان را مسخره مى كرد . روزى پيامبر صلى الله عليه و آله مى رفت و حَكَم ، پشت سرِ او حركت مى كرد و شانه هاى خود را تكان مى داد و دست هايش را مى پيچاند و راه رفتن پيامبر خدا را مسخره مى نمود. پيامبر صلى الله عليه و آله با دستش اشاره كرد و فرمود: «پس، همين طور باش!» . از آن پس ، حَكَم به همان حال تكان خوردن شانه ها و پيچاندن دست هايش باقى مانْد. بعدا پيامبر خدا ، او را از مدينه تبعيد كرد . البته براى تبعيد او علّت ديگرى نيز گفته اند . همچنين او را لعنت كرد، و او به طائف رفت .

ر . ك : الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۱۶۸ ح ۲۵۸ ، دلائل النبوّة ، بيهقى : ج ۶ ص ۲۴۰.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
526

شناخت نامه كسانى كه مورد نفرين قرار گرفته اند

ابو موسى اشعرى

ابو موسى عبد اللّه بن قيس بن سليم اشعرى، از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله واهل يمن بود. وى ، در مكّه اسلام آورد و پيامبر خدا ، او را بر زبيله وعدن از نواحى يمن گُماشت. عمر ، حكومت بصره را به او سپرد و پس از كشته شدن عمر، عثمان ، او را در سِمَتش ابقا كرد ؛ امّا بعد ، عزلش نمود. ابو موسى از بصره به كوفه رفت و در آن جا بود تا آن كه كوفيان ، سعيد بن عاص را بيرون كردند و از عثمان خواستند او را حاكم ايشان گردانَد . عثمان هم او را بر كوفه گماشت و تا كشته شدن عثمان ، در اين مقام بود . سپس على عليه السلام او را بركنار كرد.
در غائله اصحاب جَمَل، ابو موسى ، مردم را از يارى دادن به امام عليه السلام باز مى داشت . لذا امام عليه السلام او را بركنار نمود. ابو موسى در جنگ صِفّين نيز خود را كنار كشيد و به صف كناره گيران از جنگ پيوست ؛ امّا زمانى كه حَكَميت بر امام عليه السلام تحميل شد، ابو موسى نيز [به عنوان حَكَم ]به امام على عليه السلام تحميل گرديد و همه اينها با پافشارى اشعث بن قيس و خزرج و گرفتارى هاى آنان بود. امام عليه السلام مى دانست كه ابوموسى حق را ضايع خواهد كرد. ابو موسى در سال ۴۲ ق، در سن ۶۳ سالگى، مُرد .

ر . ك : رجال الطوسى : ص ۴۲ ش ۲۹۵ ، اُسد الغابة : ج ۳ ص ۳۶۷ ـ ۳۶۸.

اشعث بن قيس و فرزندان او

اشعث بن قيس بن مَعديكَرِب كِنْدى، كنيه اش ابو محمّد و نامش مَعديكَرِب است. وى از بزرگان يمن و از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه بعد از رحلت ايشان ، با مرتد شدن اهل يأمر ، او نيز مرتد شد. ابو بكر ، خواهرش امّ فَروَه را كه يكْ چشم بود ، به همسرى او درآورد و او

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6296
صفحه از 547
پرینت  ارسال به