443
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

۱۸ / ۱۸

گروه هايى كه پيامبر ، نفرينشان كرد

الف ـ قريش

۸۳۰۳.صحيح البخارى :عبد اللّه بن مسعود گفت : پيامبر خدا ، در كنار كعبه به نماز ايستاده بود و گروه قريش ، در انجمن هاى خويش بودند كه يكى از ايشان گفت : بنگريد اين رياكار را! كدام يك از شما حاضر است به كشتارگاه خاندان فلانى برود و سرگين و خون و بچه دانِ كشتارهاى آنها را بياورد و صبر كند تا چون به سجده رفت ، آنها را بر پشت و گردن او بيندازد؟
پليدترين فرد آنان ، برخاست و چون پيامبر خدا به سجده رفت ، آن كثافات را بر پشت و گردن ايشان ريخت و پيامبر صلى الله عليه و آله همچنان در سجده مانْد. قريش ، شروع به خنديدن كردند ، چنان كه از شدّت خنده به يكديگر مى خوردند .
شخصى نزد فاطمه عليهاالسلام ـ كه دختر بچّه اى بود ـ رفت [و خبر بُرد] . فاطمه عليهاالسلامدوان دوان آمد و آن كثافات را از پشت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ كه همچنان در حال سجده بود ـ كنار زد و به ناسزاگويى به آن جماعت پرداخت . پيامبر خدا ، چون نمازش را به پايان بُرد، گفت : «بار خدايا! قريش را گوشمالى ده . بار خدايا! قريش را گوشمالى ده . بار خدايا! قريش را گوشمالى ده» .
سپس نام بُرد : «بار خدايا! عمرو بن هِشام و عُتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و وليد بن عتبه و اميّة بن خلف و عُقبة بن ابى مُعيط و عُمارة بن وليد را گوشمالى ده» .
عبد اللّه گفت : به خدا سوگند كه ديدم اين عدّه ، در روز بدر ، كشته شدند و اجسادشان را در چاه ۱ ريختند . سپس پيامبر خدا فرمود : «لعنتِ پيوسته بر اصحاب چاه باد!» .

1.قليب : گودال . ظاهرا قليب، به چاهى هم گفته مى شود كه گودبردارى شده ، ولى هنوز سنگ چين و آماده نشده است. در اين حديث ، قطعا مراد ، چاه هاى آب موجود در بدر نيست .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
442

۱۸ / ۱۸

طَوائِفُ دَعا عَلَيهِمُ النَّبِيُّ

أ ـ قُرَيشٌ

۸۳۰۳.صحيح البخاري عن عبد اللّه بن مسعود :بَينَما رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قائِمٌ يُصَلّي عِندَ الكَعبَةِ ، وجَمعُ قُرَيشٍ في مَجالِسِهِم ، إذ قالَ قائِلٌ مِنهُم : ألا تَنظُرونَ إلى هذَا المُرائي ! أيُّكُم يَقومُ إلى جَزورِ آلِ فُلانٍ ، فَيَعمِدُ إلى فَرثِها ودَمِها وسَلاها ۱ ، فَيَجيءُ بِهِ ، ثُمَّ يُمهِلُهُ حَتّى إذا سَجَدَ وَضَعَهُ بَينَ كَتِفَيهِ ؟ فَانبَعَثَ أشقاهُم ، فَلَمّا سَجَدَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَضَعَهُ بَينَ كَتِفَيهِ ، وثَبَتَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ساجِدا ، فَضَحِكوا حَتّى مالَ بَعضُهُم إلى بَعضٍ مِنَ الضِّحكِ .
فَانطَلَقَ مُنطَلِقٌ إلى فاطِمَةَ عليهاالسلام ، وهِيَ جُوَيرِيَةٌ ، فَأَقبَلَت تَسعى ، وثَبَتَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ساجِدا ، حَتّى ألقَتهُ عَنهُ وأقبَلَت عَلَيهِم تَسُبُّهُم ، فَلَمّا قَضى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الصَّلاةَ ، قالَ :
اللّهُمَّ عَلَيكَ بِقُرَيشٍ ، اللّهُمَّ عَلَيكَ بِقُرَيشٍ ، اللّهُمَّ عَلَيكَ بِقُرَيشٍ . ثُمَّ سَمّى : اللّهُمَّ عَلَيكَ بِعَمرِو بنِ هِشامٍ ، وعُتبَةَ بنِ رَبيعَةَ ، وشَيبَةَ بنِ رَبيعَةَ ، وَالوَليدِ بنِ عُتبَةَ ، واُمَيَّةَ بنِ خَلَفٍ ، وعُقبَةَ بنِ أبي مُعَيطٍ ، وعُمارَةَ بنِ الوَليدِ .
قالَ عَبدُ اللّهِ : فَوَاللّهِ ، لَقَد رَأَيتُهُم صَرعى يَومَ بَدرٍ ، ثُمَّ سُحِبوا إلَى القَليبِ ۲ ـ قَليبِ بَدرٍ ـ ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : واُتبِعَ أصحابُ القَليبِ لَعنَةً . ۳

1.السَّلَى : الجلد الرقيق الذي يخرج فيه الولد من بطن اُمّه ملفوفا فيه (النهاية : ج ۲ ص ۳۹۶ «سلا») .

2.القَليب : البئر (القاموس المحيط : ج ۱ ص ۱۱۹ «قلب») .

3.صحيح البخاري : ج ۱ ص ۱۹۴ ح ۴۹۸ ؛ الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۵۱ ح ۷۶ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۵۷ ح ۱۲ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6262
صفحه از 547
پرینت  ارسال به