۸۲۴۹.الخرائج والجرائح :پيامبر صلى الله عليه و آله به مكّه در آمد . هنگام ظهر بود . بلال را فرمود و او بر بام كعبه رفت و اذان گفت ، و هر بتى در مكّه بود ، فرو افتاد . چون خبر به بزرگان قريش رسيد ، يكى از آنان با خود گفت : فرو شدن در شكم زمين ، بهتر از شنيدن اين خبر است .
ديگرى گفت : خداى را سپاس كه پدرم را تا به امروز زنده نگه نداشت [كه چنين روزى را ببيند] .
پيامبر خدا فرمود : «فلانى! تو در دلت چنين گفتى . فلانى! تو نيز در دلت چنين گفتى».
ابو سفيان گفت : تو مى دانى كه من چيزى نگفتم .
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : «بار خدايا! قوم مرا هدايت كن ، كه آنان نادان اند» .
۸۲۵۰.الشفا بتعريف حقوق المصطفى :روايت شده است كه چون در جنگ اُحد ، دندان هاى ميانى پيامبر صلى الله عليه و آله شكست و صورتش شكافته شد، اين حادثه بر يارانش سخت گران آمد و گفتند : كاش نفرينشان كنى !
فرمود : «من براى لعن [و نفرين] مبعوث نشده ام ؛ بلكه براى دعوت [به حق] و از سر مِهر ، برانگيخته گشته ام . بار خدايا! قوم مرا هدايت فرما ، كه آنان نادان اند» .
۸۲۵۱.إعلام الورىـ به نقل از صباح بن سَيابَه ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : درست است كه مى گويند دندان هاى ميانى پيامبر صلى الله عليه و آله شكسته شدند؟
فرمود : «نه ، به خدا سوگند، زمانى كه رحلت فرمود ، سالم بود ؛ امّا صورتش شكاف داشت» .
گفتم : آن غار اُحد كه مى گويند پيامبر خدا به آن پناه برد، چه؟
گفت : «به خدا سوگند كه ايشان از جاى خود تكان نخورد، و به ايشان گفته شد : چرا نفرينشان نمى كنى؟ فرمود : بار خدايا! قوم مرا هدايت فرما » .
۸۲۵۲.المعجم الكبيرـ به نقل از سهل بن سعد ـ: زمانى كه دندان هاى ميانى پيامبر صلى الله عليه و آله شكست و چهره ايشان مجروح گشت و كلاهخود ايشان شكافت ، من خود، شاهد بودم و مى دانم چه كسى خون از چهره اش مى شست و چه كسى آب برايش مى آورد و نيز بر زخمش چه نهادند تا خون ، بند آمد. فاطمه دختر محمّد ، پيامبر خدا ، خون از چهره اش مى شست و على عليه السلام در سپرى برايش آب مى آورد . چون فاطمه عليهاالسلام خون از چهره پدرش شست ، حصيرى را آتش زد و خاكستر كه شد ، مقدارى از آن خاكستر را برداشت و بر صورت ايشان نهاد و خون ، بند آمد.
سپس [پيامبر صلى الله عليه و آله ] در آن روز فرمود : «خشم خداوند ، بر قومى كه صورت پيامبر خدا را مجروح ساختند ، سخت شد» .
سپس لختى درنگ كرد و آن گاه گفت : «بار خدايا! قوم مرا بيامرز ، كه آنان نادان اند» .