393
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

۸۲۴۹.الخرائج والجرائح :پيامبر صلى الله عليه و آله به مكّه در آمد . هنگام ظهر بود . بلال را فرمود و او بر بام كعبه رفت و اذان گفت ، و هر بتى در مكّه بود ، فرو افتاد . چون خبر به بزرگان قريش رسيد ، يكى از آنان با خود گفت : فرو شدن در شكم زمين ، بهتر از شنيدن اين خبر است .
ديگرى گفت : خداى را سپاس كه پدرم را تا به امروز زنده نگه نداشت [كه چنين روزى را ببيند] .
پيامبر خدا فرمود : «فلانى! تو در دلت چنين گفتى . فلانى! تو نيز در دلت چنين گفتى».
ابو سفيان گفت : تو مى دانى كه من چيزى نگفتم .
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : «بار خدايا! قوم مرا هدايت كن ، كه آنان نادان اند» .

۸۲۵۰.الشفا بتعريف حقوق المصطفى :روايت شده است كه چون در جنگ اُحد ، دندان هاى ميانى پيامبر صلى الله عليه و آله شكست و صورتش شكافته شد، اين حادثه بر يارانش سخت گران آمد و گفتند : كاش نفرينشان كنى !
فرمود : «من براى لعن [و نفرين] مبعوث نشده ام ؛ بلكه براى دعوت [به حق] و از سر مِهر ، برانگيخته گشته ام . بار خدايا! قوم مرا هدايت فرما ، كه آنان نادان اند» .

۸۲۵۱.إعلام الورىـ به نقل از صباح بن سَيابَه ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : درست است كه مى گويند دندان هاى ميانى پيامبر صلى الله عليه و آله شكسته شدند؟
فرمود : «نه ، به خدا سوگند، زمانى كه رحلت فرمود ، سالم بود ؛ امّا صورتش شكاف داشت» .
گفتم : آن غار اُحد كه مى گويند پيامبر خدا به آن پناه برد، چه؟
گفت : «به خدا سوگند كه ايشان از جاى خود تكان نخورد، و به ايشان گفته شد : چرا نفرينشان نمى كنى؟ فرمود : بار خدايا! قوم مرا هدايت فرما » .

۸۲۵۲.المعجم الكبيرـ به نقل از سهل بن سعد ـ: زمانى كه دندان هاى ميانى پيامبر صلى الله عليه و آله شكست و چهره ايشان مجروح گشت و كلاهخود ايشان شكافت ، من خود، شاهد بودم و مى دانم چه كسى خون از چهره اش مى شست و چه كسى آب برايش مى آورد و نيز بر زخمش چه نهادند تا خون ، بند آمد. فاطمه دختر محمّد ، پيامبر خدا ، خون از چهره اش مى شست و على عليه السلام در سپرى برايش آب مى آورد . چون فاطمه عليهاالسلام خون از چهره پدرش شست ، حصيرى را آتش زد و خاكستر كه شد ، مقدارى از آن خاكستر را برداشت و بر صورت ايشان نهاد و خون ، بند آمد.
سپس [پيامبر صلى الله عليه و آله ] در آن روز فرمود : «خشم خداوند ، بر قومى كه صورت پيامبر خدا را مجروح ساختند ، سخت شد» .
سپس لختى درنگ كرد و آن گاه گفت : «بار خدايا! قوم مرا بيامرز ، كه آنان نادان اند» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
392

۸۲۴۹.الخرائج والجرائح :دَخَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مَكَّةَ ، وكانَ وَقتَ الظُّهرِ ، فَأَمَرَ بِلالاً ، فَصَعِدَ عَلى ظَهرِ الكَعبَةِ فَأَذَّنَ ، فَما بَقِيَ صَنَمٌ بِمَكَّةَ إلّا سَقَطَ عَلى وَجهِهِ ، فَلَمّا سَمِعَ وُجوهُ قُرَيشٍ الأَذانَ قالَ بَعضُهُم في نَفسِهِ : الدُّخولُ في بَطنِ الأَرضِ خَيرٌ مِن سَماعِ هذا .
وقالَ آخَرُ : الحَمدُ للّهِِ الَّذي لَم يُعِش والِدي إلى هذَا اليَومِ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا فُلانُ قَد قُلتَ في نَفسِكَ كَذا ، ويا فُلانُ قُلتَ في نَفسِكَ كَذا . فَقالَ أبو سُفيانَ : أنتَ تَعلَمُ أنّي لَم أقُل شَيئا . قالَ صلى الله عليه و آله : اللّهُمَّ اهدِ قَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ . ۱

۸۲۵۰.الشفا بتعريف حقوق المصطفى :رُوِيَ أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لَمّا كُسِرَت رَباعِيَتُهُ وشُجَّ وَجهُهُ يَومَ اُحُدٍ ، شَقَّ ذلِكَ عَلى أصحابِهِ شَقّا شَديدا ، وقالوا لَو دَعَوتَ عَلَيهِم ، فَقالَ : إنّي لَم اُبعَث لَعّانا ولكِنّي بُعِثتُ داعِيا ورَحمَةً ، اللّهُمَّ اهدِ قَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ . ۲

۸۲۵۱.إعلام الورى عن الصباح بن سيابة عن الإمام الصادق عليه السلام :قُلتُ : كُسِرَت رَباعِيَتُهُ كَما يَقولُهُ هؤُلاءِ ؟ قالَ : لا وَاللّهِ ما قَبَضَهُ اللّهُ إلّا سَليما ، ولكِنَّهُ شُجَّ في وَجهِهِ .
قُلتُ : فَالغارُ في اُحُدٍ الَّذي يَزعُمونَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله صارَ إلَيهِ ؟ قالَ : وَاللّهِ ما بَرِحَ مَكانَهُ ، وقيلَ لَهُ : ألا تَدعو عَلَيهِم قالَ : اللّهُمَّ اهدِ قَومي . ۳

۸۲۵۲.المعجم الكبير عن سهل بن سعد :شَهِدتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله حينَ كُسِرَت رَباعِيَتُهُ ، وجُرِحَ وَجهُهُ ، وهُشِمَتِ البَيضَةُ عَلى رَأسِهِ ، وإنّي لَأَعرِفُ مَن يَغسِلُ الدَّمَ عَن وَجهِهِ ، ومَن يَنقُلُ عَلَيهِ الماءَ ، وماذا جُعِلَ عَلى جُرحِهِ حَتّى رَقَأَ الدَّمُ .
كانَت فاطِمَةُ بِنتُ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَغسِلُ الدَّمَ عَن وَجهِهِ ، وعَلِيٌّ عليه السلام يَنقُلُ الماءَ إلَيها في مِجَنَّةٍ ، فَلَمّا غَسَلَتِ الدَّمَ عَن وَجهِ أبيها أحرَقَت حَصيرا حَتّى إذا صارَت رَمادا ، أخَذَت مِن ذلِكَ الرَّمادِ فَوَضَعَتهُ عَلى وَجهِهِ حَتّى رَقَأَ الدَّمُ ، ثُمَّ قالَ يَومَئِذٍ : اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلى قَومٍ كَلَموا وَجهَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله . ثُمَّ مَكَثَ ساعَةً ، ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ اغفِر لِقَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ . ۴

1.الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۱۶۳ ، بحار الأنوار : ج ۲۱ ص ۱۱۹ ح ۱۷ .

2.الشفا بتعريف حقوق المصطفى : ج ۱ ص ۱۰۵ .

3.إعلام الورى : ج ۱ ص ۱۷۹ ، بحار الأنوار : ج ۲۰ ص ۹۶ ح ۲۸ .

4.المعجم الكبير : ج ۶ ص ۱۶۲ ح ۵۸۶۲ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6781
صفحه از 547
پرینت  ارسال به