387
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

۸۲۳۹.الخرائج و الجرائح :پيامبر خدا كسى را نزد مردى يهودى فرستاد و از او چيزى قرض خواست. آن يهودى قرض داد و سپس نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : مشكلتان حل شد؟
فرمود : «آرى».
[يهودى] گفت : از اين پس ، هر چه خواستيد ، پيغام دهيد تا برآورده شود و از درخواست چيزى خوددارى نورزيد .
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «خداوند، زيبايى ات را پايدار بدارد!».
آن يهودى، هشتاد سال عمر كرد و حتّى يك تار موى سفيد در سرش ديده نشد .

۱۶ / ۴۹

زن و شوهر

۸۲۴۰.دلائل النبوّة ، ابو نعيمـ به نقل از جابر ـ: پيامبر خدا با عمر بن خطّاب از بازار نَبطى ها گذشت . زنى آمد و گفت : اى پيامبر خدا! شوهرى دارم كه در خانه با من چونان زنان است ، در حالى كه من يك زن مسلمانم و آنچه را يك زن مسلمان دوست دارد ، من هم دوست دارم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «او را نزد من بياور» .
زن ، شوهرش را آورد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين همسرت چه مى گويد؟».
مرد به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : به آن خدايى كه تو را به حق فرستاده است ، هنوز سرم از غسل او خشك نشده است .
زن گفت : اى پيامبر خدا! يك بار در ماه؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «از او نفرت دارى؟».
زن گفت : آرى، به آن كه تو را به حق [به پيامبرى] مفتخر ساخت ، سوگند!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «سرتان را نزديك من بياوريد».
آن دو ، پيشانى خود را در برابر صورت پيامبر صلى الله عليه و آله نهادند. ايشان گفت : «بار خدايا! ميان اين دو ، الفت بينداز و اين دو را به يكديگر علاقه مند گردان» .
چند روز بعد از آن ، پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن دو گذشت . شوهر آن زن ، چَرمْدوز بود. [پيامبر صلى الله عليه و آله ]ديد آن زن ، قطعه چرمى را بر دوش خود ، حمل مى كند. [به عُمَر ]فرمود : «عمر! اين همان زنى نيست كه آن روز ، چنان گفت؟».
زن ، صداى پيامبر صلى الله عليه و آله را شنيد و چرم را انداخت و پاى پيامبر صلى الله عليه و آله را بوسيد.
پيامبر خدا به او فرمود : «با شوهرت چگونه اى؟».
گفت : سوگند به آن كه تو را گرامى داشت، در دنيا او را از فرزندان و پدرم هم دوست تر مى دارم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «گواهى مى دهم كه من پيامبر خدا هستم» .
عمر گفت : من نيز گواهى مى دهم كه تو ، پيامبر خدايى .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
386

۸۲۳۹.الخرائج والجرائح :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ إلى يَهودِيٍّ يَسأَلُهُ قَرضَ شَيءٍ لَهُ ، فَفَعَلَ . ثُمَّ جاءَ اليَهودِيُّ إلَيهِ فَقالَ : جاءَتكَ حاجَتُكَ ؟ قالَ : نَعَم ، ثُمَّ قالَ : فَابعَث فيما أرَدتَ ، ولا تَمتَنِع مِن شَيءٍ تُريدُهُ .
فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : «أدامَ اللّهُ جَمالَكَ» ، فَعاشَ اليَهودِيُّ ثَمانينَ سَنَةً ما رُؤِيَ في رَأسِهِ طاقَةُ شَعرٍ بَيضاءَ . ۱

۱۶ / ۴۹

الزَّوجَانِ

۸۲۴۰.دلائل النبوّة لابي نعيم عن جابر :مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِسوقِ النَّبَطِ ۲ ومَعَهُ عُمَرُ بنُ الخَطّابِ ، فَأَقبَلَتِ امرَأَةٌ فَقالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، إنّي مَعَ زَوجٍ لي فِي البَيتِ مِثلِ المَرأَةِ ، وأنَا امرَأَةٌ مِنَ المُسلِمينَ اُحِبُّ ما تُحِبُّ المُسلِمَةُ .
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : عَلَيَّ بِهِ ، فَجاءَت بِهِ ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : ما تَقولُ زَوجَتُكَ هذِهِ ؟ فَقالَ الرَّجُلُ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله : وَالَّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ ما جَفَّ رَأسي مِنَ الغُسلِ مِنها بَعدُ ، فَقالَت : يا رَسولَ اللّهِ وما مَرَّةٌ واحِدَةٌ فِي الشَّهرِ ؟ فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : تُبغِضينَهُ ؟ قالَت : نَعَم ، وَالَّذي أكرَمَكَ بِالحَقِّ ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : أدنِيا إلَيَّ رُؤوسَكُما ، فَوَضَعا جَبهَتَيهِما عَلى وَجهِهِ ، فَقالَ : اللّهُمَّ ألِّف بَينَهُما ، وحَبِّب أحَدَهُما إلى صاحِبِهِ .
ثُمَّ مَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بَعدَ ذلِكَ بِأَيّامٍ بِهِما ، وكانَ زَوجُ المَرأَةِ خَرّازا فَإِذا هِيَ تَحمِلُ اُدما عَلى رَقَبَتِها ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : يا عُمَرُ ألَيسَت صاحِبَتَنَا الَّتي قالَت ما قالَت ؟ فَسَمِعَت صَوتَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَرَمَت بِالأُدمِ ثُمَّ قَبَّلَت رِجلَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، ثُمَّ قالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كَيفَ أنتِ وزَوجُكِ ؟ فَقالَت : وَالَّذي أكرَمَكَ ما فِي الدُّنيا وَلَدٌ ولا والِدٌ أحَبُّ إلَيَّ مِنهُ .
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : أشهَدُ أنّي رَسولُ اللّهِ ، قالَ عُمَرُ : وأنا أشهَدُ أنَّكَ رَسولُ اللّهِ . ۳

1.الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۸۷ ح ۱۴۴ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۱۵ ح ۴۱ .

2.النَّبَط : جيلٌ من الناس كانوا ينزلون سواد العراق ، ثمّ استُعمل في أخلاط الناس وعوامّهم (المصباح المنير : ص ۵۹۰ «النبط») وفي البداية والنهاية : «النَّمَط» ؛ وهو ـ كما في النهاية لابن الأثير : ج ۵ ص ۱۱۹ «نمط» ـ : ضرب من البُسُط له خملٌ رقيق .

3.دلائل النبوّة لأبي نعيم : ص ۴۶۰ ح ۳۸۷ ؛ الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۵۱ ح ۷۸ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۱۱ ح ۲۶ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6381
صفحه از 547
پرینت  ارسال به