341
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

۸۱۹۴.الاستيعابـ به نقل از اُمّ سُلَيم ـ: پيامبر خدا براى من دعا كرد و بيش از آن نمى خواهم.

۸۱۹۵.الطبقات الكبرىـ به نقل از عباية بن رفاعه ـ: اُمّ اَنَس ، همسر ابو طلحه بود و از او پسرى به دنيا آورد. آن پسر بيمار شد . ابو طلحه نزد پيامبر خدا رفت . [در اين فاصله ]كودك از دنيا رفت و مادرش او را كفن كرد .
چون ابو طلحه آمد ، به همسرش گفت : پسرم چگونه است؟
اُمّ اَنَس گفت : خوب است .
آن گاه براى ابو طلحه پيشكش و وسايل عيش و خوشى را آورد و وى از آنها بهره گرفت. آن گاه از ابو طلحه درخواست كامگيرى كرد و شوهرش از او كام گرفت . سپس به ابو طلحه گفت : چه مى گويى درباره كسانى از همسايگان ما كه امانتى نزد آنها بود و صاحبانش آن را مطالبه كردند و آنها حاضر نشدند برگردانند؟
ابو طلحه گفت : بد كارى كردند!
اُمّ اَنَس گفت : اينك ، فرزند تو نيز عاريتى از جانب خداوند بود و خدا او را گرفت.
ابو طلحه به او گفت : [تو را] به خدا سوگند ، امشب را صبر از كَفم مَرُباى.
صبح نزد پيامبر خدا رفت و ماجرا را به ايشان گفت . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت : «بار خدايا ! اين دو را در شبانگاهشان بركت ده» .
پس اُمّ اَنَس براى ابو طلحه پسرى به دنيا آورد . از آن پسر ، هفت پسر به دنيا آمد كه همگى حافظ قرآن بودند.

۱۶ / ۱۲

اُمّ عُمّاره ۱

۸۱۹۶.الطبقات الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن زيد بن عاصم ـ: در اُحُد با پيامبر خدا بودم و چون مردم (مسلمانان) از گِرد پيامبر صلى الله عليه و آله پراكنده شدند ، من و مادرم خود را به ايشان رسانيديم و از ايشان دفاع مى كرديم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «پسر اُمّ عُماره اى؟».
گفتم : آرى .
فرمود : «پرتاب كن» .
من به طرف مردى از مشركان كه در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله بر اسب سوار بود ، سنگى پرتاب كردم كه به چشم اسب خورد و اسب به خود پيچيد و با سوارش ، هر دو ، به زمين افتادند . من او را سنگباران كردم ، به طورى كه سنگ هاى بسيارى بر او باريد . پيامبر صلى الله عليه و آله نگاه مى كرد و لبخند مى زد .
پيامبر صلى الله عليه و آله چشمش به زخمى كه بر شانه مادرم بود ، افتاد . فرمود : «مادرت ، مادرت را درياب! زخمش را ببند . خدا به شما خانواده ، بركت دهد ! مقام مادر تو ، از مقام فلان و بهمان ، بهتر است . خدا شما خانواده را رحمت كند ! مقام پدرخوانده ات ، از مقام فلان و بهمان ، بهتر است . خدا شما خانواده را رحمت كند!» .
مادرم [به ايشان] گفت : دعا كن خدا ما را در بهشت ، همراه تو قرار دهد.
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : «بار خدايا ! آنان را همراهان من در بهشت قرار ده» .
مادرم گفت : اكنون مرا باكى نيست كه از دنيا به من چه رسد.

1.ر . ك : ص ۵۱۷ (اُمّ عُمارة) .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
340

۸۱۹۴.الاستيعاب عن اُمّ سليم :لَقَد دَعا لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى ما اُريدُ زِيادَةً . ۱

۸۱۹۵.الطبقات الكبرى عن عباية بن رفاعة :كانَت اُمُّ أنَسٍ تَحتَ أبي طَلحَةَ فَوَلَدَت مِنهُ غُلاما ومَرِضَ ، فَانطَلَقَ أبو طَلحَةَ إلى رَسولِ اللّهِ ، فَماتَ الغُلامُ فَسَجَّتهُ اُمُّهُ ، فَلَمّا جاءَ أبو طَلحَةَ قالَ لَها : ما فَعَلَ ابني ؟ قالَت : صالِحٌ ، فَأَتَتهُ بِتُحفَتِهَا الَّتي كانَت تُتحِفُهُ فَأَصابَ مِنها ، ثُمَّ طَلَبَت مِنهُ ما تَطلُبُ المَرأَةُ مِن زَوجِها فَأَصابَ مِنها .
ثُمَّ قالَت : ما رَأَيتَ ما صَنَعَ ناسٌ مِن جيرَتِنا ، كانَت عِندَهُم عارِيَةٌ فَطَلَبوها فَأَبَوا أن يَرُدّوها ، فَقالَ : بِئسَ ما صَنَعوا !
فَقالَت : هذا أنتَ ، كانَ ابنُكَ عارِيَةً مِنَ اللّهِ ، وإنَّ اللّهَ قَد قَبَضَهُ إلَيهِ .
فَقالَ لَها : وَاللّهِ لا تَغلِبينِي اللَّيلَةَ عَلَى الصَّبرِ ، فَغَدا عَلى رَسولِ اللّهِ فَأَخبَرَهُ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اللّهُمَّ بارِك لَهُما في لَيلَتِهِما . قالَ : فَوَلَدَت لَهُ غُلاما .
قالَ عَبايَةُ : فَلَقَد رَأَيتُ لِذلِكَ الغُلامِ سَبعَةَ بَنينَ كُلُّهُم قَد خَتَمَ القُرآنَ . ۲

۱۶ / ۱۲

اُمُّ عُمارَةَ ۳

۸۱۹۶.الطبقات الكبرى عن عبد اللّه بن زيد بن عاصم :شَهِدتُ اُحُدا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَلَمّا تَفَرَّقَ النّاسُ عَنهُ دَنَوتُ مِنهُ أنَا واُمّي نَذُبُّ عَنهُ .
فَقالَ : ابنُ اُمِّ عُمارَةَ ؟ قُلتُ : نَعَم . قالَ : اِرمِ ، فَرَمَيتُ بَينَ يَدَيهِ رَجُلاً مِنَ المُشرِكينَ بِحَجَرٍ وهُوَ عَلى فَرَسٍ ، فَأَصَبتُ عَينَ الفَرَسِ فَاضطَرَبَ الفَرَسُ حَتّى وَقَعَ هُوَ وصاحِبُهُ ، وجَعَلتُ أعلوهُ بِالحِجارَةِ حَتّى نَضَدتُ عَلَيهِ مِنها وِقرا ۴ ، وَالنَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَنظُرُ يَتَبَسَّمُ ، ونَظَرَ جُرحَ اُمّي عَلى عاتِقِها ، فَقالَ :
اُمَّكَ اُمَّكَ ! اِعصِب جُرحَها ، بارَكَ اللّهُ عَلَيكُم مِن أهلِ بَيتٍ ، مَقامُ اُمِّكَ خَيرٌ مِن مَقامِ فُلانٍ وفُلانٍ ، رَحِمَكُمُ اللّهُ أهلَ البَيتِ ، ومَقامُ رَبيبِكَ ـ يَعني زَوجَ اُمِّهِ ـ خَيرٌ مِن مَقامِ فُلانٍ وفُلانٍ ، رَحِمَكُمُ اللّهُ أهلَ البَيتِ . قالَت : اُدعُ اللّهَ أن نُرافِقَكَ فِي الجَنَّةِ .
فَقالَ : اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ . فَقالَت : ما اُبالي ما أصابَني مِنَ الدُّنيا . ۵

1.الاستيعاب : ج ۴ ص ۴۹۴ الرقم ۳۵۹۷ .

2.الطبقات الكبرى : ج ۸ ص ۴۳۴ .

3.. بنت كعب بن عمرو بن عوف واسمها نَسيبة ، شهدت بيعة العقبة ، وشهدت أُحدا مع زوجها زيد بن عاصم ، وابنيها حبيب وعبداللّه ، وأبلت يومئذ بلاءً حسنا ، وجُرحت أحد عشر جرحا ، كما شهدت يوم اليمامة فقاتلت حتّى أُصيبت يدها ، وجرحت يومئذ اثنتي عشرة جراحة (راجع : أُسدالغابة : ج ۷ ص ۲۶۹ الرقم ۷۳۱۹ و ص ۳۶۰ الرقم ۷۵۵۱ ، تهذيب الكمال : ج ۳۵ ص ۳۷۲).

4.الوِقْر : الحمل الثقيل (القاموس المحيط : ج ۲ ص ۱۵۵ «وقر») .

5.الطبقات الكبرى : ج ۸ ص ۴۱۴ ؛ بحار الأنوار : ج ۲۰ ص ۱۳۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6749
صفحه از 547
پرینت  ارسال به