۸۱۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا براى اهل بيت عليهم السلام ـ: بار خدايا ! دانش و دانايى را در فرزندان من و فرزندان فرزندانم ، و در كِشته من و كِشته كِشته من قرار بده.
۸۱۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من دعا كردم كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ دانش و حكمت را در فرزندان من و فرزندان فرزندان من ، و در كِشته من و كِشته كِشته من تا روز قيامت قرار دهد، و دعايم مستجاب شد.
۱۶ / ۵
ابو ذر غِفارى ۱
۸۱۸۶.تفسير القمّىـ در يادكرد از غزوه تبوك ـ: ابو ذر ، سه روز از پيامبر خدا عقب ماند و علّتش آن بود كه وى شترى نحيف داشت و پس از سه روز به ايشان رسيد . در بين راه ، شتر ابوذر از رفتن باز ماند و ابو ذر ، آن را رها كرد و بار و بنه اش را بر پشت خويش نهاد و به راه افتاد .
آفتاب كه بالا آمد ، مسلمانان ديدند شخصى مى آيد . پيامبر خدا فرمود : «اى كاش ابوذر باشد!» .
مسلمانان گفتند : او ابو ذر است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به او آب برسانيد كه تشنه است» .
برايش آب بردند . چون ابو ذر به پيامبر خدا رسيد، مشك آبى همراهش بود. پيامبر خدا فرمود : «اى ابو ذر ! آب ، همراه توست و تو تشنه اى؟».
گفت : آرى ، اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم به فدايت باد ! من به صخره اى رسيدم و روى آن ، مقدارى آب باران بود . از آن چشيدم . ديدم خُنَك و گواراست . با خود گفتم : از آن نمى نوشم تا حبيبم پيامبر خدا از آن بنوشد.
پيامبر خدا فرمود : «خدايت رحمت كند ، اى ابو ذر! [تو] تنها زندگى مى كنى و تنها مى ميرى و تنها برانگيخته مى شوى و تنها وارد بهشت مى شوى . اين سعادت ، نصيب گروهى از عراقيان مى شود كه تو را غسل دهند و كفن كنند و بر تو نماز بخوانند و به خاكت بسپارند» .