حديث
۹۰۰۲.تفسير العيّاشىـ به نقل از حَريز ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : پيامبر صلى الله عليه و آله ابو بكر را همراه [آيات ]برائت، به موسم [ـِ حج ]فرستاد تا آن را بر مردم بخواند. جبرئيل عليه السلام نازل شد و گفت: «از سوى تو، كسى جز على آن را نرسانَد».
پيامبر خدا ، على عليه السلام را فرا خواند و به او دستور داد تا بر شتر عَضباء سوار شود و به او دستور داد كه خود را به ابو بكر برساند و [آيات] برائت را از او بگيرد و در مكّه، بر مردم بخواند.
[وقتى به او رسيد،] ابو بكر گفت: آيا [پيامبر صلى الله عليه و آله بر من] خشم گرفته است؟
[على عليه السلام ] فرمود : «نه، مگر اين كه بر او چنين نازل شده: جز مردى از [خاندان] تو ، آن را نرسانَد ».
چون [على عليه السلام ] به مكّه آمد ـ و آن هنگام ، بعد از ظهر روز قربان، روز حجّ اكبر بود ـ ، ايستاد سپس فرمود : «من ، فرستاده پيامبر خدا به سوى شمايم».
آن گاه ، آيات برائت را بر آنان خواند: «بيزارى از سوى خدا و فرستاده اش، نسبت به مشركانى است كه با آنان پيمان بستيد. پس چهار ماه در زمين بگرديد» ؛ بيست روز از ذى حجّه، و تمام محرّم و صفر و ربيع اوّل و ده روز از ربيع ثانى.
و فرمود : «نه زن و مردِ عريان، حقّ طواف كعبه را دارند ، و نه مشرك، مگر كسى كه با پيامبر خدا ، پيمانى دارد كه مدّت آن پيمان، تا اين چهار ماه خواهد بود».
در روايت محمّد بن مسلم [از امام صادق عليه السلام ] آمده است: [ابو بكر] گفت: اى على! آيا از وقتى كه از پيامبر خدا جدا شدم، چيزى درباره من ، نازل شده است؟
فرمود: «نه ؛ ولى خدا نخواسته كه پيامِ از سوى محمّد را جز مردى از [خاندان] خودِ او برساند».
پس به مَوسم رسيد و در عرفه، مَشعَر، روز قربان ، كنار جَمَرات و در همه ايّام تشريق، از سوى خدا و فرستاده اش، پيام را رساند و ندا مى داد: «بَرَآءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ... » و عريان، حق ندارد كعبه را طواف كند».
۹۰۰۳.مسند ابن حنبلـ به نقل از زيد بن يثيع ، درباره ابو بكر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله او (ابو بكر) را با [ آيات] برائت، به سوى مردم مكّه فرستاد [تا بگويد] كه: «هيچ مشركى پس از اين سال، حج نگزارد . برهنه اى به دور كعبه طواف نكند . جز انسان مسلمان، كسى وارد بهشت نمى شود . هر كس با پيامبر خدا پيمانى دارد ، فقط تا پايان مدّتش مهلت دارد ؛ و خداوند و فرستاده اش از مشركانْ بيزارند» .
سه روز پس از حركت ابو بكر ، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : «به او برس و ابو بكر را به سوى من ، باز گردان و خود ، آيات [برائت] را ابلاغ كن» .
پس على عليه السلام همان كار را كرد . چون ابو بكر بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد ، گريست و گفت : اى پيامبر خدا ! درباره من ، چيزى رُخ داده است ؟
فرمود : «جز خير ، درباره تو رُخ نداده است ؛ ولى فرمان يافتم كه آن را كسى جز من يا مردى از [خاندان] من ، ابلاغ نكند» .