29
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوازدهم

۵ / ۶

جنگ خيبر

قرآن

«چون به [ قصدِ ] گرفتن غنايم روانه شديد، به زودى برجاى ماندگان خواهند گفت: بگذاريد ما [ هم ] به دنبال شما بياييم. [ اين گونه ] مى خواهند دستورِ خدا را دگرگون كنند. بگو: «هرگز از پىِ ما نخواهيد آمد». آرى. خدا از پيش درباره شما چنين فرموده. پس به زودى خواهند گفت: «[ نه، ] بلكه بر ما رشك مى بريد». [ نه ، چنين نيست؛ ] بلكه جز اندكى درنمى يابند» .

حديث

۹۱۶۹.كنز العمّالـ به نقل از بُرَيده ـ: در روز خيبر، ابو بكر، پرچم را گرفت؛ امّا بدون آن كه موفّق به فتح شود، برگشت. روز بعد، عمر پرچم را گرفت و اوهم ناكام برگشت و ابن سَلَمه كشته شد و مردم (مسلمانان) برگشتند.
پيامبر خدا، فرمود : «هر آينه ، اين پرچم را به كسى خواهم داد كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند و هرگز بر نمى گردد تا پيروزى نصيبش شود. ما آن شب را خوش حال از اين كه فردا روز پيروزى است، به صبح رسانديم. پيامبر خدا، نماز صبح را خواند و آن گاه، پرچم را خواست و از جا بلند شد. هر يك از ما كه نزد پيامبر خدا منزلتى داشت، اميدوار بود كه آن مرد او باشد. حتّى من به جهت منزلتى كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله داشتم، گردن كشيدم و سرم را بالا گرفتم؛ امّا پيامبر خدا، على بن ابى طالب را صدا زد. على عليه السلام مبتلا به چشم دردبود. پيامبر خدا، دستى بر چشم او كشيد و آن گاه، پرچم را به وى سپرد و پيروزى نصيب او شد.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوازدهم
28

۵ / ۶

غَزوَةُ خَيبَرَ

الكتاب

« سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَـلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُواْ كَلَـمَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَ لِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُواْ لَا يَفْقَهُونَ إِلَا قَلِيلاً » . ۱

الحديث

۹۱۶۹.كنز العمّال عن بُرَيدة :لَمّا كانَ يومُ خَيبَرَ أخَذَ اللِّواءَ أبو بكرٍ ، فَرَجَعَ ولَم يُفتَحْ لَهُ ، فَلَمّا كانَ مِن الغَدِ أخَذَ عُمَرُ ولَم يُفتَحْ لَهُ ، وقُتِلَ ابنُ مُسلِمَةَ ورَجَعَ الناسُ ، فقالَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : لَأدفَعَنَّ لِوائي هذا إلى رَجُلٍ يُحِبُّ اللّه َ ورسولَهُ ويُحِبُّهُ اللّه ُ ورسولُهُ ، لَن يَرجِعَ حتى يُفتَحَ علَيهِ . فَبِتنا طَيِّبةً أنفُسُنا أنَّ الفَتحَ غَدا ، فَصَلّى رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله الغَداةَ ثُمّ دَعا بِاللِّواءِ وقامَ قائما ، فما مِنّا مِن رَجُلٍ لَهُ مَنزِلَةٌ مِن رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله إلّا وهُو يَرجُو أن يكونَ ذلكَ الرَّجُلَ ؛ حتّى تَطاوَلتُ أنا لها ورَفَعتُ رَأسِي لِمَنزِلَةٍ كانَت لي مِنهُ ، فَدَعا عليَّ بنَ أبي طالبٍ وهو يَشتَكِي عَينَيهِ فَمَسَحَها ثمَّ دَفَعَ إلَيهِ اللِّواءَ فَفُتِحَ لَهُ! ۲

1. الفتح : ۱۵.

2. كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۴۶۳ ح ۳۰۱۲۰.

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوازدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6610
صفحه از 550
پرینت  ارسال به