331
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم

۱۰۶۳۱.الزهد ، ابن حنبلـ به نقل از يزيد بن عبد اللّه بن قسيط ـ: معجون بادامى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورده شد . چون آن را به هم زدند ، فرمود : «اين چيست؟» .
گفتند : معجون بادام .
فرمود: «آن را از من دور كنيد ، كه نوشيدنى نازپروردگان است» .

۱۰۶۳۲.سنن أبى داوودـ به نقل از انس ـ: پيامبر خدا بيرون آمد . گنبدى بلند ديد . فرمود: «اين چيست؟» .
يارانش گفتند : اين ، از آنِ فلان مرد از انصار است .
پيامبر صلى الله عليه و آله سكوت كرد و خود را نگاه داشت ، تا آن گاه كه صاحب آن گنبد ، نزد وى آمد و در ميان مردم ، به ايشان سلام داد . پيامبر صلى الله عليه و آله از او روى گرداند و اين كار را چند بار انجام داد ، چندان كه آن مرد ، خشم و روى گردانى ايشان را دريافت . پس ، از اين حال به ياران ايشان گِله بُرد و گفت: به خدا سوگند ، من ، اين رفتار پيامبر خدا را نمى پسندم .
گفتند: ايشان بيرون آمد و گنبدت را ديد .
مرد به سوى گنبد خويش باز گشت و آن را ويران كرد ، چندان كه با خاك يكسانش نمود . ديگر بار ، روزى پيامبر خدا بيرون آمد و آن را نديد . فرمود: «آن گنبد چه شد؟» .
گفتند: صاحب آن ، از روى گردانى شما ، به ما گِله آورد و ما از ماجرا خبرش داديم . پس آن را ويران ساخت .
فرمود : «هلا! هر ساختمانى ، وبال گردن صاحب آن است ، مگر اين كه چاره اى از آن نباشد» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
330

۱۰۶۳۱.الزهد لابن حنبل عن يزيد بن عبد اللّه بن قسيط :اُتِيَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِسَويقٍ مِن سَويقِ اللَّوزِ ، فَلَمّا خيضَ قالَ : ما هذا ؟ قالوا : سَويقُ اللَّوزِ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أخِّروهُ عَنّي ؛ هذا شَرابُ المُترَفينَ . ۱

۱۰۶۳۲.سنن أبي داوود عن أنس :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ فَرَأى قُبَّةً مُشرِفَةً فَقالَ : ما هذِهِ ؟ قالَ لَهُ أصحابُهُ: هذِهِ لِفُلانٍ رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ، قالَ: فَسَكَتَ وحَمَلَها في نَفسِهِ ، حَتّى إذا جاءَ صاحِبُها رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُسَلِّمُ عَلَيهِ فِي النّاسِ أعرَضَ عَنهُ ، صَنَعَ ذلِكَ مِرارا ، حَتّى عَرَفَ الرَّجُلُ الغَضَبَ فيهِ وَالإِعراضَ عَنهُ ، فَشَكا ذلِكَ إلى أصحابِهِ فَقالَ : وَاللّهِ إنّي لَاُنكِرُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله . قالوا : خَرَجَ فَرَأى قُبَّتَكَ . قالَ : فَرَجَعَ الرَّجُلُ إلى قُبَّتِهِ فَهَدَمَها حَتّى سَوّاها بِالأَرضِ، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ فَلَم يَرَها، قالَ: ما فَعَلَتِ القُبَّةُ؟ قالوا : شَكا إلَينا صاحِبُها إعراضَكَ عَنهُ ، فَأَخبَرناهُ فَهَدَمَها . فَقالَ : أما إنَّ كُلَّ بِناءٍ وَبالٌ عَلى صاحِبِهِ إلّا ما لا ، إلّا ما لا . يَعني : ما لا بُدَّ مِنهُ . ۲

1.. الزهد لابن حنبل : ص ۱۱ وراجع المحاسن : ج ۲ ص ۲۹۰ ح ۱۹۵۲و بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۲۸۰ ح ۲۴ .

2.. سنن أبي داوود : ج ۴ ص ۳۶۰ ح ۵۲۳۷ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۷۱ نحوه .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7283
صفحه از 573
پرینت  ارسال به