297
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم

۱۰۵۹۷.صحيح البخارىـ به نقل از عقبة بن عامر ـ: پيامبر خدا ، پس از هشت سال ، بر كشتگان اُحد ، درود فرستاد ، همچون درود فرستادن به زندگان و مُردگان . سپس بر منبر رفت و فرمود : «من ، پيش تر از شما از دنيا مى روم . من بر شما گواه خواهم بود و با من ، بر كناره حوض [كوثر ]وعده خواهيد داشت و من از همين جايگاه ، آن را مى بينم . بيم من ، از آن نيست كه شرك بورزيد ؛ بلكه از آن بيم دارم كه بر سرِ دنيا رقابت كنيد» .
اين ، واپسين بارى بود كه پيامبر خدا را ديدم .

۱ / ۸

زيان هاى ثروت اندوزى

الف ـ فراموش كردن خدا

قرآن

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! [ زنهار كه ] اموال شما و فرزندانتان ، شما را از ياد خدا غافل نگردانند، و هر كس چنين كند، آنان خود ، زيانكاران اند» .

حديث

۱۰۵۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از مال ، برحذر باشيد ، كه در روزگاران گذشته ، مردى بود كه مال و فرزند گِرد مى آورد و به خود و خانواده اش مى پرداخت و براى ايشان ، مال جمع مى كرد . پس فرشته مرگ ، نزد وى آمد و در جامه بينوايى ، درِ [خانه ]او را كوبيد . دربانان به سوى وى رفتند . به آنان گفت: «سَرور خود را نزد من فرا خوانيد» .
گفتند: آيا سَرور ما به ديدار كسى چون تو آيد؟!
سپس وى را راندند تا از آستانه خانه دورش كردند . ديگر بار ، آن فرشته با همان شكل آمد و گفت: «سَرور خود را نزد من ، فرا خوانيد و آگاهش كنيد كه من ، فرشته مرگم» .
سِرور آنان ، چون اين كلام را شنيد ، بيمناك و بس هراسان بر نشست و به يارانش گفت: با وى به نرمى سخن برانيد و به وى بگوييد : خدايت بركت دهد! شايد به دنبال كسى جز سَرور ما هستى!
گفت: «نه!» .
سپس بر وى وارد شد و به او گفت: «برخيز و هر چه خواهى ، وصيّت كن ، كه من پيش از بيرون شدن ، جانت را مى ستانم» .
خانواده اش بانگ برآورده ، گريستند . مرد گفت: صندوق ها را بگشاييد و هر چه زر و سيم در آن است ، فهرست كنيد .
آن گاه ، آن مرد به مال خود روى كرد و آن را دشنام داده ، گفت: خدايت لعنت كند! ياد پروردگارم را از خاطرم بُردى و از كار آخرت ، غافلم كردى ، چندان كه مرا در كار خدا به سركشى وا داشتى .
سپس خداى متعال ، آن مال را به سخن در آورد . مال گفت: چرا مرا دشنام مى دهى ، حال آن كه تو از من نكوهيده تر هستى؟ آيا تو در چشم مردم ، كوچك نبودى و چون اثر مرا در تو ديدند ، گرامى ات نداشتند؟ آيا در محضر شاهان و بزرگان ، همراه شايستگان ، حضور نيافتى و پيش از ايشان وارد نشدى؟ آيا دختران شاهان و بزرگان را به همسرى نگرفتى ، حال آن كه شايستگان هم خواستگار آنان بودند ؛ امّا تو پذيرفته شدى و ايشان پذيرفته نگشتند؟ اگر مرا در راه خيرها صرف مى كردى ، تو را باز نمى داشتم و اگر در راه خدا مصرفم مى نمودى ، تو را نكوهش نمى كردم . پس چرا به من دشنام مى دهى ، حال آن كه تو از من نكوهيده ترى؟ من و تو از خاك آفريده شديم ؛ و اينك من ، همان خاك پاكم و تو به گناه من آلوده اى .
مال به صاحب خويش ، چنين مى گويد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
296

۱۰۵۹۷.صحيح البخاري عن عقبة بن عامر :صَلّى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى قَتلى اُحُدٍ بَعدَ ثَماني سِنينَ كَالمُوَدِّعِ لِلأَحياءِ وَالأَمواتِ ، ثُمَّ طَلَعَ المِنبَرَ فَقالَ : إنّي بَينَ أيديكُم فَرَطٌ ، وأنَا عَلَيكُم شَهيدٌ ، وإنَّ مَوعِدَكُمُ الحَوضُ ، وإنّي لَأَنظُرُ إلَيهِ مِن مَقامي هذا ، وإنّي لَستُ أخشى عَلَيكُم أن تُشرِكوا ، ولكِنّي أخشى عَلَيكُمُ الدُّنيا أن تَنافَسوها .
قالَ : فَكانَت آخِرَ نَظرَةٍ نَظَرتُها إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله . ۱

۱ / ۸

مَضارُّ التَّكاثُر

أ ـ نِسيانُ اللّهِ

الكتاب

« يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَ لُكُمْ وَ لَا أَوْلَـدُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَـسِرُونَ » . ۲

الحديث

۱۰۵۹۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِحذَرُوا المالَ! فَإِنَّهُ كانَ في ما مَضى رَجُلٌ قَد جَمَعَ مالاً ووَلَدا وأقبَلَ عَلى نَفسِهِ وعِيالِهِ وجَمَعَ لَهُم فَأَوعى ، فَأَتاهُ مَلَكُ المَوتِ فَقَرَعَ بابَهُ وهُوَ في زِيِّ مِسكينٍ ، فَخَرَجَ إلَيهِ الحُجّابُ ، فَقالَ لَهُم : اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم . قالوا : أوَ يَخرُجُ سَيِّدُنا إلى مِثلِكَ ؟! ودَفَعوهُ حَتّى نَحَّوهُ عَنِ البابِ .
ثُمَّ عادَ إلَيهِم في مِثلِ تِلكَ الهَيئَةِ وقالَ : اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم وأخبِروهُ أنّي مَلَكُ المَوتِ . فَلَمّا سَمِعَ سَيِّدُهُم هذَا الكَلامَ قَعَدَ خائِفا فَرِقا ، وقالَ لِأَصحابِهِ : لَيِّنوا لَهُ فِي المَقالِ وقولوا لَهُ : لَعَلَّكَ تَطلُبُ غَيرَ سَيِّدِنا بارَكَ اللّهُ فيكَ ! قالَ لَهُم : لا . ودَخَلَ عَلَيهِ وقالَ لَهُ : قُم فَأَوصِ ما كُنتَ موصِيا ؛ فَإِنّي قابِضٌ روحَكَ قَبلَ أن أخرُجَ . فَصاحَ أهلُهُ وبَكَوا ، فَقالَ : اِفتَحُوا الصَّناديقَ وَاكتُبوا (أكِبّوا) ما فيهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ .
ثُمَّ أقبَلَ عَلَى المالِ يَسُبُّهُ ويَقولُ لَهُ : لَعَنَكَ اللّهُ يا مالُ ! أنسَيتَني ذِكرَ رَبّي ، وأغفَلتَني عَن أمرِ آخِرَتي ؛ حَتّى بَغَتَني مِن أمرِ اللّهِ ما قَد بَغَتَني .
فَأَنطَقَ اللّهُ تَعالَى المالَ فَقالَ : لِمَ تَسُبُّني وأنتَ ألأَمُ مِنّي ؟! ألَم تَكُن في أعيُنِ النّاسِ حَقيرا فَرَفَعوكَ لَمّا رَأَوا عَلَيكَ مِن أثَري ؟! ألَم تَحضُر أبوابَ المُلوكِ وَالسّادَةِ ويَحضُرُهَا الصّالِحونَ فَتَدخُلَ قَبلَهُم ويُؤَخَّرونَ ؟! ألَم تَخطُب بَناتِ المُلوكِ وَالسّاداتِ ويَخطُبُهُنَّ الصّالِحونَ فَتُنكَحُ ويُرَدّونَ؟ ! فَلَو كُنتَ تُنفِقُني في سَبيلِ الخَيراتِ لَم أمتَنِع عَلَيكَ ، ولَو كُنتَ تُنفِقُني في سَبيلِ اللّهِ لَم أنقُص عَلَيكَ ، فَلِمَ تَسُبُّني وأنتَ ألأَمُ مِنّي ؟! وإنَّما خُلِقتُ أنَا وأنتَ مِن تُرابٍ ؛ فَأَنطَلِقُ تُرابا بَريئا ومُنطَلِقٌ أنتَ بِإِثمي .
هكَذا يَقولُ المالُ لِصاحِبِهِ ! ۳

1.. صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۴۸۶ ح ۳۸۱۶ .

2.. المنافقون : ۹ .

3.. عدّة الداعي : ص ۹۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴ ح ۲۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سیزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6696
صفحه از 573
پرینت  ارسال به