۱۱۹۹۸.المعجم الصغيرـ به نقل از ابو سعيد ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا ! مرا سفارشى فرما.
پيامبر خدا فرمود: «بر تو باد پروا داشتن از خدا؛ زيرا در بردارنده همه خوبى هاست، و بر تو باد جهاد در راه خدا؛ زيرا رهبانيّتِ مسلمانان است، و بر تو باد ياد خدا و تلاوت كتاب او؛ زيرا اين كار، براى تو در زمينْ نور است و در آسمانْ نام، و زبانت را جز از خير ، نگه دار؛ زيرا با اين كار، بر شيطان ، چيره مى آيى».
۴۵ / ۱۲
اندرزهاى پيامبر در آخرين خطبه اش
۱۱۹۹۹.ثواب الأعمالـ به نقل از ابو هُرَيره و عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از وفات خود، در آخرين خطبه اى كه در مدينه ايراد كرد و بعد از آن به خداوند عز و جل پيوست، اندرزهايى داد كه به سبب آنها ، چشم ها گريان شدند و دل ها تپيدند و بدن ها لرزيدند و جان ها بى تاب گرديدند . ايشان ، به بلال دستور داد كه نداى نماز جماعت ، سر دهد. مردم ، جمع شدند و پيامبر خدا ، بيرون آمد و بر منبر رفت و سه بار فرمود : «اى مردم! نزديك تر بياييد و جا را براى پشتِ سرى هاى خود ، باز كنيد».
مردم ، نزديك شدند و به هم چسبيدند؛ امّا چون برگشتند و پشت سرِ خود را نگاه كردند، كسى را نديدند. سپس پيامبر خدا ، بار ديگر فرمود : «اى مردم! نزديك تر بياييد و جا را براى پشتِ سرى هاى خود ، باز كنيد».
مردى گفت : اى پيامبر خدا! براى چه كسى جا باز كنيم؟!
فرمود : «براى فرشتگان».
آن گاه فرمود : «آنان ، هر گاه با شما باشند، در جلو شما و يا پشتِ سرتان قرار نمى گيرند؛ بلكه در سمت راست و چپ شما جا مى گيرند».
مردى گفت : اى پيامبر خدا! چرا در جلو و پشتِ سر ما قرار نمى گيرند؟ آيا به خاطر برترىِ ما بر آنهاست يا به خاطر برترىِ آنها بر ما؟
فرمود : «شما از فرشتگان ، برتريد. بنشين!».
آن مرد نشست. آن گاه، پيامبر صلى الله عليه و آله به ايراد خطبه پرداخت و فرمود : «ستايش ، مخصوصِ خداوند است. او را مى ستاييم و از او مدد مى جوييم. به او ايمان داريم و به او توكّل مى كنيم و گواهى مى دهيم كه معبودى جز خدا نيست كه يگانه است و بى شريك . و گواهى مى دهيم كه محمّد، بنده و فرستاده اوست. از بدى هاى نفْس هايمان و زشتى هاى اعمالمان، به خدا پناه مى بريم. هر كه را خدا هدايت كند، كسى نمى تواند گم راهش سازد و هر كه را او گم راه كند، هيچ كس نمى تواند هدايتش نمايد. اى مردم! در ميان اين امّت، سى دروغگو پديد خواهند آمد. نخستينِ آنها ، آن مرد صنعايى و آن مرد يمامى ۱ هستند. اى مردم! هر كس خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه خالصانه به يگانگىِ او گواهى دهد و هيچ چيز ديگرى را با آن در نياميزد، به بهشت مى رود».
على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد! چگونه آن را خالص و نياميخته با چيزى ديگر بگويد؟ برايمان توضيح بده تا بدانيم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى حرص به دنيا و جمع كردن آن از راه غير حلال و دلْ خوش كردن به دنيا [گواهى به توحيد را مى آلايد]. مردمانى هستند كه سخنان نيكان را مى گويند ؛ ولى مانند جبّاران (گنهكاران) عمل مى كنند. پس هر كه خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه چيزى از اين خصلت ها در او نباشد و گواهى دهد كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، بهشتى خواهد بود؛ امّا اگر به دنيا بچسبد و آخرت را وا گذارد، دوزخى خواهد بود».