557
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم

۱۱۹۹۸.المعجم الصغيرـ به نقل از ابو سعيد ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا ! مرا سفارشى فرما.
پيامبر خدا فرمود: «بر تو باد پروا داشتن از خدا؛ زيرا در بردارنده همه خوبى هاست، و بر تو باد جهاد در راه خدا؛ زيرا رهبانيّتِ مسلمانان است، و بر تو باد ياد خدا و تلاوت كتاب او؛ زيرا اين كار، براى تو در زمينْ نور است و در آسمانْ نام، و زبانت را جز از خير ، نگه دار؛ زيرا با اين كار، بر شيطان ، چيره مى آيى».

۴۵ / ۱۲

اندرزهاى پيامبر در آخرين خطبه اش

۱۱۹۹۹.ثواب الأعمالـ به نقل از ابو هُرَيره و عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از وفات خود، در آخرين خطبه اى كه در مدينه ايراد كرد و بعد از آن به خداوند عز و جل پيوست، اندرزهايى داد كه به سبب آنها ، چشم ها گريان شدند و دل ها تپيدند و بدن ها لرزيدند و جان ها بى تاب گرديدند . ايشان ، به بلال دستور داد كه نداى نماز جماعت ، سر دهد. مردم ، جمع شدند و پيامبر خدا ، بيرون آمد و بر منبر رفت و سه بار فرمود : «اى مردم! نزديك تر بياييد و جا را براى پشتِ سرى هاى خود ، باز كنيد».
مردم ، نزديك شدند و به هم چسبيدند؛ امّا چون برگشتند و پشت سرِ خود را نگاه كردند، كسى را نديدند. سپس پيامبر خدا ، بار ديگر فرمود : «اى مردم! نزديك تر بياييد و جا را براى پشتِ سرى هاى خود ، باز كنيد».
مردى گفت : اى پيامبر خدا! براى چه كسى جا باز كنيم؟!
فرمود : «براى فرشتگان».
آن گاه فرمود : «آنان ، هر گاه با شما باشند، در جلو شما و يا پشتِ سرتان قرار نمى گيرند؛ بلكه در سمت راست و چپ شما جا مى گيرند».
مردى گفت : اى پيامبر خدا! چرا در جلو و پشتِ سر ما قرار نمى گيرند؟ آيا به خاطر برترىِ ما بر آنهاست يا به خاطر برترىِ آنها بر ما؟
فرمود : «شما از فرشتگان ، برتريد. بنشين!».
آن مرد نشست. آن گاه، پيامبر صلى الله عليه و آله به ايراد خطبه پرداخت و فرمود : «ستايش ، مخصوصِ خداوند است. او را مى ستاييم و از او مدد مى جوييم. به او ايمان داريم و به او توكّل مى كنيم و گواهى مى دهيم كه معبودى جز خدا نيست كه يگانه است و بى شريك . و گواهى مى دهيم كه محمّد، بنده و فرستاده اوست. از بدى هاى نفْس هايمان و زشتى هاى اعمالمان، به خدا پناه مى بريم. هر كه را خدا هدايت كند، كسى نمى تواند گم راهش سازد و هر كه را او گم راه كند، هيچ كس نمى تواند هدايتش نمايد. اى مردم! در ميان اين امّت، سى دروغگو پديد خواهند آمد. نخستينِ آنها ، آن مرد صنعايى و آن مرد يمامى ۱ هستند. اى مردم! هر كس خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه خالصانه به يگانگىِ او گواهى دهد و هيچ چيز ديگرى را با آن در نياميزد، به بهشت مى رود».
على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد! چگونه آن را خالص و نياميخته با چيزى ديگر بگويد؟ برايمان توضيح بده تا بدانيم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى حرص به دنيا و جمع كردن آن از راه غير حلال و دلْ خوش كردن به دنيا [گواهى به توحيد را مى آلايد]. مردمانى هستند كه سخنان نيكان را مى گويند ؛ ولى مانند جبّاران (گنهكاران) عمل مى كنند. پس هر كه خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه چيزى از اين خصلت ها در او نباشد و گواهى دهد كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، بهشتى خواهد بود؛ امّا اگر به دنيا بچسبد و آخرت را وا گذارد، دوزخى خواهد بود».

1. . مقصود از مرد صنعايى، اسود بن كعب عنسى است كه ادّعاى نبوّت كرد و منظور از مرد يمامى، مُسَيلَمه كذّاب است كه به دست وحشى، غلام جبير بن مطعم و قاتل حمزه عليه السلام ، كشته شد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم
556

۱۱۹۹۸.المعجم الصغير عن أبي سعيدٍ :جاءَ رَجُلٌ إلى رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ : يا رسولَ اللّه ِ ، أوصِني ! قالَ : علَيكَ بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنَّها جِماعُ كلِّ خَيرٍ ، وعلَيكَ بالجِهادِ في سبيلِ اللّه ِ ؛ فإنّها رَهبانِيَّةُ المُسلِمينَ ، وعلَيكَ بذِكرِ اللّه ِ وتِلاوَةِ كِتابِهِ ؛ فإنَّهُ نُورٌ لَكَ في الأرضِ وذِكرٌ لَكَ في السَّماءِ ، واخزُنْ لِسانَكَ إلّا مِن خَيرٍ ؛ فإنَّكَ [بذلكَ] ۱ تَغلِبُ الشَّيطانَ . ۲

۴۵ / ۱۲

مَواعِظُ النَّبيِّ في آخِرِ خُطبَةٍ خَطَبَها

۱۱۹۹۹.ثواب الأعمال عن أبي هريرة و عبدِاللّه ِ بن عبّاسٍ :خَطَبَنا رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله قَبلَ وَفاتِهِ ـ وهِيَ آخِرُ خُطبَةٍ خَطَبَها بالمَدينَةِ حتّى لَحِقَ باللّه ِ عَزَّوجلَّ ـ فوَعَظَ بمَواعِظَ ذَرَفَت مِنها العُيونُ ، ووَجِلَت مِنها القُلوبُ ، واقشَعَرَّت مِنها الجُلودُ ، وتَقَلقَلَت مِنها الأحشاءُ ، أمرَ بِلالاً فَنادى : الصّلاةَ جامِعَةً ، فاجتَمعَ النّاسُ ، وخَرجَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله حتَّى ارتَقَى المِنبَرَ فقالَ : أيُّها النّاس ، اُدْنوا ووَسِّعوا لِمَن خَلفَكُم (قالَها ثَلاثَ مَرّاتٍ) ، فدَنا النّاسُ وانضَمَّ بَعضُهُم إلى بَعضٍ ، فالتَفَتوا فلَم يَرَوا خَلفَهُم أحَدا ، ثُمّ قالَ :
يا أيُّها النّاسُ ، اُدْنُوا ووَسِّعوا لِمَن خَلفَكُم ، فقالَ رجُلٌ : يا رسولَ اللّه ِ، لِمَن نُوَسِّعُ ؟ قالَ : للمَلائكَةِ ، فقالَ : إنّهُم إذا كانوا مَعَكُم لَم يَكونوا مِن بَينِ أيديكُم ولا مِن خَلفِكُم ولكنْ يَكونونَ عَن أيمانِكُم وعَن شَمائلِكُم ، فقالَ رجُلٌ : يا رسولَ اللّه ِ، لِمَ لا يَكونونَ مِن بَينِ أيدينا ولا مِن خَلفِنا ، أمِن فَضلِنا علَيهِم أم فَضلِهِم علَينا ؟ قالَ : أنتُم أفضَلُ مِن المَلائكَةِ ، اِجلِسْ فجَلسَ الرّجُلُ فخَطَبَ رسولُ اللّه ِ فقالَ :
الحَمدُ للّه ِ نَحمَدُهُ ونَستَعينُهُ ، ونُؤمِنُ بهِ ونَتَوكَّلُ علَيهِ ، ونَشهَدُ أن لا إلهَ إلّا اللّه ُ وَحدَهُ لاشَريكَ لَهُ ، وأنّ محمّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ ، ونَعوذُ باللّه ِ مِن شُرورِ أنفُسِنا ومِن سَيّئاتِ أعمالِنا ، مَن يَهدِ اللّه ُ فَلا مُضِلَّ لَهُ ، ومَن يُضلِلْ فلا هادِيَ لَهُ . أيُّها النّاسُ إنّهُ كائنٌ في هذهِ الاُمّةِ ثَلاثونَ كَذّابا ، أوّلُ مَن يَكونُ مِنهُم صاحِبُ صَنعاءَ وصاحِبُ اليَمامَةِ . ۳ يا أيُّها النّاسُ إنّهُ مَن لَقِيَ اللّه َ عَزَّوجلَّ يَشهَدُ أن لا إلهَ إلّا اللّه ُ مُخلِصا لَم يَخلِطْ مَعَها غَيرَها دَخَلَ الجَنّةَ .
فقامَ عليُّ بنُ أبي طالبٍ عليه السلام فقالَ : يا رسولَ اللّه ِ، بأبي أنتَ واُمّي ، كَيفَ يَقولُها مُخلِصا لا يَخلِطُ مَعَها غَيرَها ؟ فَسِّرْ لَنا هذا حتّى نَعرِفَهُ ، فقالَ : نَعَم ، حِرصا علَى الدُّنيا وجَمعا لَها مِن غَيرِ حِلِّها ، ورِضىً بِها ، وأقوامٌ يَقولونَ أقاوِيلَ الأخيارِ ويَعمَلونَ عَملَ الجَبابِرَةِ (والفُجّارِ) ، فمَن لَقِيَ اللّه َ عَزَّوجلَّ ولَيسَ فيهِ شيءٌ مِن هذهِ الخِصالِ وهُو يَقولُ : لا إلهَ إلّا اللّه ُ فلَهُ الجَنّةُ ، فإنْ أخَذَ الدُّنيا وتَرَكَ الآخِرَةَ فلَهُ النّارُ . ۴

1. ما بين المعقوفين أثبتناه من الترغيب والترهيب : ج ۳ ص ۵۳۲ ح ۲۹ .

2. المعجم الصغير : ج ۲ ص ۶۶ .

3. المراد بصاحب صنعاء الأسود بن كعب العنسيّ الذي يدّعي النبوّة ، وبصاحب اليمامة مسيلمة الكذّاب الذي قتله وحشيّ مولى جُبير بن مطعم قاتل حمزة (كما في هامش المصدر).

4. ثواب الأعمال : ص ۳۳۰ ح ۱ ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۵۹ ح ۳۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7062
صفحه از 594
پرینت  ارسال به