507
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم

۴۵ / ۴

سفارش هاى پيامبر به ابو ذر

۱۱۹۸۴.مكارم الأخلاقـ به نقل از ابو اسود دئلى ، از ابو ذر ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى ابو ذر! خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مى بينى، و اگر تو او را نمى بينى، او تو را مى بيند. بدان كه اساس عبادت خدا، شناخت اوست. خداوند ، نخستين است قبل از هر چيزى . پس چيزى پيش از او نيست . يگانه اى است كه دوم ندارد، و ماندگارى است هميشگى . پديد آورنده آسمان ها و زمين و موجودات در آن و ميان آن دو است . او ريزبين و آگاه، و بر هر چيزى توانمند است . بعد از آن ، ايمان آوردن به من و اعتراف به اين كه خدا ، مرا براى بشارت و بيم دادن و دعوت به خدا با اذن او و چراغى فروزان براى همگان ، فرستاده است. سپس ، دوستى اهل بيت من كه خداوند ، پليدى را از آنان بُرده و پاكِ پاكشان كرده است.
اى ابو ذر! بدان كه خداوند عز و جل اهل بيت مرا در ميان امتم، همانند كشتى نوح قرار داده، كه هر كس بر آن سوار شد، نجات يافت و هر كس از آن روى گردانْد، غرق گرديد ، و همانند باب حِطّه ۱ در بين بنى اسرائيل اند، كه هر كس در آن درآمد، در امان مانْد.
اى ابو ذر! آنچه را به تو سفارش مى كنم، حفظ كن تا در دنيا و آخرت، خوش بخت باشى.
اى ابو ذر! دو نعمت است كه در آن ، بسيارى از مردم، زيان ديده اند: تن درستى و فراغت.
اى ابو ذر! پنج چيز را پيش از پنج چيز، غنيمت بشمار: جوانى ات را پيش از پيرى، تن درستى ات را پيش از بيمارى، توانگرى ات را پيش از نادارى، و فراغتت را پيش از اشتغال ، و زنده بودنت را پيش از فرا رسيدن مرگ.
اى ابو ذر! بر حذر باش از اين كه با آرزويت امروز و فردا كنى، كه همانا تو، براى امروزت هستى و نه پس از آن. اگر فردايى برايت بود، براى آن باش؛ همان طور كه براى امروزت هستى، و اگر فردايى نبود، براى آنچه از دست داده اى، پشيمان نيستى.
اى ابو ذر! چه بسيارند كسانى كه روزهاى آينده را در مى يابند، امّا آن را به پايان نمى رسانند ، و چه بسيارند كسانى كه در انتظار فردايند، امّا به آن نمى رسند!
اى ابو ذر! اگر به اَجَل و سير آن نگاه كنى، با آرزو و غرور آن، دشمنى مى كنى.
اى ابو ذر! چنان باش كه گويا در دنيا غريبى، و يا چونان ره گذرى هستى و خودت را از اهل گورستان به حساب آور.
اى ابو ذر! هر گاه شب را به صبح رساندى، با خود درباره شب ، سخن نگو، و اگر روز را به شب رساندى ، از صبح حرف نزن. از تن درستى ات بهره بگير، پيش از آن كه بيمار شوى و از زندگى ات استفاده كن، پيش از آن كه بميرى؛ چه اين كه فردا ، نامت را هم نمى دانى.
اى ابو ذر! حذر كن از اين كه هنگام لغزش، تندخويى كنى، كه ديگر، نه از لغزش مى توان رَست، و نه بازگشتى هست. و نه آن كه بر جاى تو مى مانَد، بر حسب آنچه باقى مى گذارى، تو را مى ستايد ، و نه كسى كه تو از او پيشى گرفته اى، با آنچه به آن مشغول شدى، عذرت را خواهد پذيرفت.
اى ابو ذر! بر عمرت، بخيل تر از درهم و دينارت باش.
اى ابو ذر! آيا كسى از شما در انتظار است جز ثروت طغيان زا يا نادارى فراموشى آور، و يا بيمارى تباه كننده، و يا پيرى زمينگير كننده و يا مرگ تجهيز كننده و يا دجّال را كه بدترين غايبى است كه انتظار كشيده مى شود و يا رستاخيز را، كه رستاخيز، سخت تر و تلخ تر است.
اى ابو ذر! بدترينِ مردم در پيشگاه خدا در روز رستاخيز، دانشمندى است كه دانشش سودى ندارد ، و هر كس دانشى بيندوزد كه با آن، مردم را به سوى خود جلب كند، بوى بهشت را استشمام نمى كند.
اى ابو ذر! هر كس در پىِ دانش باشد تا با آن ، مردم را فريب دهد، بوى بهشت را استشمام نمى كند.
اى ابو ذر! هر گاه از تو پرسشى شد كه جوابش را نمى دانى، بگو: «نمى دانم»، تا از تبعات آن، رهايى يابى و درباره چيزى كه نمى دانى، فتوا نده تا از عذاب خدا در روز رستاخيز، بِرَهى.
اى ابو ذر! گروهى از بهشتيان به گروهى از جهنّميان ، سَرَك مى كشند و از آنها مى پرسند: چه چيز باعث گرفتارى شما به آتش شد، در حالى كه خدا ، ما را به فضل ادب آموزى و آموزش شما، به بهشت آورد؟ آنان مى گويند: ما به خير ، فرا مى خوانديم ؛ ولى خود به آن ، عمل نمى كرديم.
اى ابو ذر! حقوق خداوند عز و جل برتر از آن است كه بندگان بتوانند آن را ادا كنند. نعمت هاى خدا ، بيش از آن است كه بندگان بتوانند آنها را شماره كنند ؛ ولى شب و روز با توبه سر كنند.
اى ابو ذر! تو در گذرِ شب و روز، در اَجَل هاى ناتمام و عمل هاى حفظ شده هستى. مرگ ، ناگهان در مى رسد. هر كس خير بكارد، خير دِرو مى كند، و هر كس شر بكارد، پشيمانى دِرو مى كند. هر كِشتكارى، همان را دِرو مى كند كه كِشته است.
اى ابو ذر! كُند هيچ گاه جلو نمى افتد، و آزمند ، هيچ گاه آنچه برايش مقدّر نشده، به دست نمى آورد. هر كس كه خير به دست آورد، از سوى خداست و هر كس از شر در امان مانَد، از سوى خداست.
اى ابو ذر! پرهيزگاران، سروَرند و دين شناسان ، پيشوا و همنشينى با آنان، مايه فزونى است.
اى ابو ذر! مؤمن، گناهش را همانند صخره اى مى بيند كه نزديك است بر او سقوط كند و كافر، گناهش را به مانند مگسى مى بيند كه از برابر بينى او مى گذرد.
اى ابو ذر! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ هرگاه براى بنده اى خيرى بخواهد، گناهانش را در برابر ديدگانش مجسّم مى كند و گناه، براى او سنگين و فاجعه آميز است و هرگاه براى بنده اى بدى بخواهد، گناهان او را از ياد او مى برَد .
اى ابو ذر! به كوچكى گناه نگاه نكن ؛ بلكه به بزرگى كسى نگاه كن كه از او نافرمانى كرده اى.
اى ابو ذر! مؤمن، در فرار از گناه، تندتر از گنجشكى است كه به بند كشيده مى شود.
اى ابو ذر! هر كس گفتارش با كردارش سازگار باشد، به بهره خود رسيده است و هر كس گفتارش با كردارش ناسازگار باشد، خود را سرزنش كند.
اى ابو ذر! مرد، با گناهى كه مرتكب مى شود، از روزى اش محروم مى گردد.
اى ابو ذر! آنچه به تو ربطى ندارد، وا گذار و در باره چيزى كه به تو مربوط نيست، حرفى نزن و زبانت را ببند ، همان گونه كه پولت را پنهان مى كنى.
اى ابو ذر! خداوند عز و جل گروهى را به بهشت مى برَد و چنان به آنان مى دهد كه خسته مى شوند و بالاتر از آنها، گروهى داراى درجه برتر از آنان هستند. هنگامى كه به آنان ، نگاه مى كنند و آنها را مى شناسند، مى گويند : پروردگارا! برادران ما در دنيا با آنها بوديم . پس چرا آنها را بر ما برترى دادى؟ به اينان پاسخ داده مى شود: هرگز ، هرگز! آنان در گرسنگى به سر مى بردند ، در حالى كه شما سير بوديد ، و آنان در تشنگى بودند، در حالى كه شما سيراب بوديد ، و آنان شب زنده دارى مى كردند، در حالى كه شما در خواب بوديد. هنگامى كه شما در ناز و نعمت بوديد، آنها در سختى و رنج بودند .
اى ابو ذر! خداوند عز و جل نماز را نورِ چشم من قرار داده است و نماز را برايم محبوب كرده است ، همان طور كه غذا را براى گرسنه و آب را براى تشنه ، محبوب كرده است. گرسنه، هر گاه بخورد، سير مى شود و تشنه، هر گاه بياشامد، سيراب مى گردد ؛ امّا من ، هرگز از نماز ، سير نمى شوم.
اى ابو ذر! هر كس در شبانه روز، غير از نمازهاى واجب، دوازده ركعت نماز مستحبّى بخواند، حقّ اوست كه در بهشت، يك خانه داشته باشد.
اى ابو ذر! تا زمانى كه تو در حال نمازى، درِ خانه فرمان رواى جبّار را مى كوبى، و هر كس درِ خانه فرمان روا را بكوبد، برايش باز مى شود.
اى ابو ذر! هيچ مؤمنى به نماز بر نمى خيزد، مگر اين كه نيكى ميان او و عرش، بر او مى بارد و فرشته اى بر او گمارده مى شود كه بانگ مى زند: اى پسر آدم! اگر مى دانستى نماز، برايت چه اهمّيتى دارد و با چه كسى راز مى گويى، هرگز آن را رها نمى كردى .
اى ابو ذر! خوشا به حال صاحبان پرچم ها در قيامت! پرچم ها را در دست دارند و به سوى بهشت، شتابان اند. آگاه باشيد كه اينان ، شتابندگان به مساجد هستند ، در سحرگاهان و غير سحرگاهان.
اى ابو ذر! نماز، تكيه گاه دين است و زبان، بزرگ تر است. صدقه، گناه را نابود مى كند، و زبان، بزرگ تر است. روزه، سپر آتش است ، و زبان، بزرگ تر است . جهاد، شرافت است ، و زبان، بزرگ تر است.
اى ابو ذر! بهشت، درجه بر بالاى درجه است؛ همان طور كه ميان آسمان و زمين. بنده، چشمش را بالا مى چرخانَد و نورى بر او مى تابد كه نزديك است چشم او را برُبايد و از اين اتّفاق به فغان در مى آيد و مى گويد: اين چيست؟ پاسخ داده مى شود: اين، نور برادرت است . پس مى گويد: فلان برادرم ؟ ما كه در دنيا با هم بوديم . او چه طور اين گونه بر من برترى يافته؟ به او گفته مى شود: او در عمل از تو بهتر بود آن گاه در دلش رضايتى نهاده مى شود ، تا اين كه راضى شود .
اى ابو ذر! دنيا، زندانِ مؤمن و بهشت كافر است. هيچ مؤمنى در آن نيست، مگر كه اندوهناك است. چگونه مؤمن ، اندوهناك نباشد، در حالى كه خداوند عز و جل به او وعده ورود به دوزخ را داده، امّا وعده بيرون آمدن از آن را نداده است ؟ به او بيمارى ها و ناگوارى ها و امور خشمگين كننده مى رسد، و ستم مى بيند ؛ امّا مدد نمى شود. از خداى متعال ، درخواست ثواب مى كند. پس همواره اندوهناك است تا از دنيا جدا شود و هنگامى كه از آن جدا شد، به آسايش و كرامت مى رسد.
اى ابو ذر! خداوند عز و جل ، هيچ گاه به همانند اندوه طولانى، پرستيده نشد.
اى ابو ذر! هر كس از علمى برخودار شود كه او را نگريانَد، سزاوار است كه گفته شود: از علمى برخوردار شده كه سودى برايش ندارد؛ زيرا خداوند عز و جل ، دانشمندان را اين چنين ستوده است: «بى گمان ، كسانى كه پيش از نزول آن (قرآن)، دانش يافته اند، چون اين كتاب بر آنان خوانده شود، سجده كنان به روى در مى افتند و مى گويند: منزّه است پروردگا ما، كه وعده پروردگار ما، قطعاً انجام شدنى است. و بر روى زمين مى افتند و مى گريند و بر فروتنى آنها افزوده مى شود» .
اى ابو ذر! هر كس مى تواند بگِريد، گريه كند و هر كس نمى تواند، دلش را اندوهناك كند و خود را به گريه بزند؛ چرا كه دلِ سخت، از خداوند متعال دور است ، ولى درك نمى كنند.
اى ابو ذر! خداوند متعال مى گويد: براى يك بنده، دو ترس و دو امان فراهم نمى كنم. اگر در دنيا، از من در امان باشد، او را در رستاخيز مى ترسانم و اگر در دنيا از من بترسد، در رستاخيز، در امانش مى دارم .
اى ابو ذر! اگر كسى به اندازه هفتاد پيامبر ، عمل داشته باشد، شايسته است كه آن را كم بداند و نگران باشد كه نجات پيدا نمى كند.
اى ابو ذر! كسى كه گناه كرده، در روز رستاخيز ، گناهانش به او عرضه مى شود و او به گناه مى گويد: آيا من از تو ترسان نبودم؟ پس گناه او آمرزيده مى شود.
اى ابو ذر! مردى كارِ نيك انجام مى دهد و به آن تكيه مى كند و كارهاى كوچك هم انجام مى دهد و به پيشگاه خداوند وارد مى شود، در حالى كه خدا از او خشمگين است. مردى هم كار بد مى كند و از آن نگران است، [ليكن ] روز قيامت ، آسوده خاطر مى آيد.
اى ابو ذر! بنده، گناه مى كند و با آن ، وارد بهشت مى شود».
گفتم : پدر و مادرم فدايت باد! اين ، چگونه ممكن است؟
فرمود: «آن كه گناه، همواره در برابر ديدگانش است تا توبه كند و از آن، به سوى خداى عز و جل مى گريزد تا وارد بهشت مى شود» .
[سپس فرمود :] «اى ابو ذر! زيرك، آن است كه اختياردارِ نفسش شود و براى پس از مرگ ، كار كند. ناتوان آن است كه پيرو هوسش باشد و در پىِ آن باشد و آروزها را از خداوند عز و جل بخواهد.
اى ابو ذر! نخستين چيزى كه از اين امّتْ بالا مى رود، امانتدارى و خشوع است تا جايى كه خاشعى نمى بينى.
اى ابو ذر! سوگند به آن كسى كه جان محمّد در دست اوست، اگر دنيا در پيشگاه خدا، برابر با پشه يا مگسى بود، كافر از آن ، جرعه اى نمى نوشيد.
اى ابو ذر! دنيا ، خود ملعون است و هر چه در آن است هم ملعون است، مگر كه با آن ، رضاى خدا طلب شود. چيزى مبغوض تر از دنيا براى خدا نيست. خدا ، دنيا را آفريد . آن گاه از آن روى گرداندْ و به آن نگاه نكرد و تا رستاخيز هم به آن نگاه نمى كند و براى خدا ، چيزى دوست داشتنى تر از ايمان به خدا و ترك هر چه خدا به ترك آن دستور داده، نيست.
اى ابو ذر! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به برادرم عيسى عليه السلام وحى كرد: دوستدار دنيا نباش ؛ چرا كه من آن را دوست ندارم. و آخرت را دوست بدار ؛ چرا كه آن ، سراى بازگشت است.
اى ابو ذر! جبرئيل عليه السلام ، خزائن دنيا را با يك شتر خاكسترى برايم آورد و به من گفت: اى محمّد! اين ، خزائن دنياست و از بهره ات در پيشگاه پروردگارت، چيزى كاسته نمى شود. به او گفتم: دوست من ، جبرئيل! من نيازى به آن ندارم. هر گاه سير شدم، پروردگارم را سپاس مى گويم و هر گاه گرسنه شدم، از او درخواست مى كنم.
اى ابو ذر! هرگاه خداوند عز و جل براى بنده اى خيرى بخواهد، او را دين شناس و به دنيا بى رغبت مى كند و عيب هاى خودش را به او مى شناساند.
اى ابو ذر! هيچ بنده اى در دنيا زهد نورزيد، مگر اين كه خداوند ، حكمت را در دل او كاشت و زبانش به آن گويا شد و عيب هاى دنيا و دردها و درمان هاى آن را به او شناساند و وى را از آن، سالم به دار السلام رسانْد.
اى ابو ذر! هرگاه ديدى برادرت به دنيا ، بى رغبت شده، به سخنان او گوش فرا ده كه حكمت مى تراود».
به ايشان گفتم : اى پيامبر خدا! بى رغبت ترينِ مردمان به دنيا كيست؟
فرمود: «هر كس گورها و پوسيده شدن را فراموش نكرد و زيادى زيورِ دنيا را رها نمود و ماندنى را بر رفتنى ترجيح داد و فردا را جزء روزگارش به حساب نياورد و خود را از مُردگان به شمار آورد» .
[سپس فرمود :] «اى ابو ذر! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به من وحى نكرد كه مال بيندوزم، بلكه به من وحى كرد: «پس با ستايش ، پروردگارت را تسبيح گوى و از سجده كنندگان باش. و پروردگارت را پرستش كن تا اين كه مرگت فرا رسد» .
اى ابو ذر! من ، لباس خشن مى پوشم و بر زمين مى نشينم و انگشتانم را مى ليسم و بر الاغِ بى پالان ، سوار مى شوم و كسى را هم پشتِ سرم سوار مى كنم. هر كس از سنّت من سرْ باز زند، از من نيست .
اى ابو ذر! دوست داشتن مال و شرف ، براى دين مرد ، نابود كننده تر است از دو گرگ به گلّه زده اى كه آن را تا صبح ، غارت كنند و چيزى باقى نگذارند» .
به ايشان گفتم : اى پيامبر خدا! آيا خدا ترسانِ فروتن، كه فراوان به ياد خدايند، زودتر از مردم به بهشت مى روند؟
فرمود: «نه ؛ ولى فقراى مسلمان، مى آيند ، در حالى كه پايشان را بر گردنِ مردم مى گذارند. بهشت بانان به آنها مى گويند: باشيد تا حسابرسى شويد. مى گويند: به چه حسابرسى شويم؟ به خدا سوگند ، ما مالك نبوديم تا ستم كنيم و از حد خود بگذريم ، و به ما چيزى هم داده نشده بود تا باز و بسته عمل نماييم ؛ ولى پروردگارمان را پرستيديم تا ما را فرا خواند و ما ، اجابت كرديم.
اى ابو ذر! دنيا ، دل ها و تن ها را مشغول مى كند و خداوند ـ تبارك و تعالى ـ از نعمت هاى حلالش از ما بازخواست مى كند . پس وضع چگونه است در نعمت هاى حرامش.
اى ابو ذر! من از خداوند عز و جل خواسته ام كه روزىِ هر كس را كه مرا دوست دارد، روزىِ كفاف قرار دهد و هر كس كه مرا دشمن مى دارد، مال و فرزند بسيار به او بدهد.
اى ابو ذر! خوشا به حال بى رغبتان به دنيا و مشتاقان به آخرت ؛ كسانى كه زمين را فرش و خاك آن را زيرانداز و آبش را گوارا انتخاب كردند و كتاب خدا را لباس زيرين خود و دعايش را لباس رويينشان قرار دادند و دنيا را ريز ريز كردند!
اى ابو ذر! كِشت آخرت، عمل نيكو و كِشت دنيا، دارايى و فرزندان است.
اى ابو ذر! پروردگارم به من خبر داد و فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، عبادت پيشگان، جايگاه گريه را در نيافتند . من ، برايشان در رفيق اعلى (در جوار خويش)، كاخى بنا مى كنم كه هيچ كسى در آن با آنها شريك نباشد .
گفتم : اى پيامبر خدا! كدام مؤمن ، زيرك تر است؟
فرمود: «آن كه بيشتر به ياد مرگ است و بهترين آمادگى را براى آن دارد» .
[سپس فرمود :] «اى ابو ذر! وقتى نور در دل وارد شد، دل ، گشاد و وسيع مى شود» .
گفتم : پدر و مادرم فدايت گردند! نشانه آن چيست؟
فرمود: «بازگشت به سراى ماندگارى و جا خالى كردن از سراى غرور و آماده شدن براى مرگ، پيش از فرا رسيدن آن.
اى ابو ذر! از خدا پروا كن و به مردم ، چنان وانمود نكن كه از خدا مى ترسى و آنان ، احترامت كنند، در حالى كه دلت فاجر است.
اى ابو ذر! در هر چيزى انگيزه درست داشته باش؛ حتّى در خواب و خوردن.
اى ابو ذر! جلال خدا در درونت بزرگ باشد. از خدا ، همانند شخص نادانى كه او را در پيش سگ و يا خوك به ياد مى آورد و مى گويد: خدايا! زبونش كن ، ياد نكن.
اى ابو ذر! خداوند ، فرشتگانى دارد كه از ترس خدا بر پايند و سرشان را بالا نمى گيرند تا در آخرين صور ، دميده شود. همگى مى گويند: تو پاكى و ستايش ، تو راست . ما تو را چنان كه حقّ تو بود، نپرستيديم .
اى ابو ذر! اگر مردى به اندازه هفتاد پيامبر، عمل داشته باشد، از سختى آن روز، آن را كم مى داند ، و اگر يك دلو از غِسلين ۲ در طلوعگاه خورشيد ريخته شود، جمجمه هاى افراد حاضر در غروبگاه آن، به جوش مى آيد. و اگر جهنّم ، دمى برآورَد، هيچ فرشته مقرّب و پيامبر فرستاده شده اى باقى نمى مانَد ، مگر اين كه بر زانو مى افتند و مى گويند : پروردگارا! مرا درياب . تا جايى كه ابراهيم ، اسحاق را از ياد مى برد و به خدا مى گويد : پروردگارا! من خليل تو ابراهيم هستم . مرا از ياد نبر .
اى ابو ذر! اگر زنى از زنان بهشت، در آسمان دنيا در شبى تاريك طلوع كند، زمين را درخشان تر از پرتوافكنى ماه در وقت كمال خود مى كند و تمام زمينيان ، بوى خوش را از او استشمام مى كنند.
اى ابو ذر! اگر لباسى از اهل بهشت ، امروز در دنيا توزيع شود، هر كس به آن نگاه كند، بى هوش مى شود و چشمان مردم ، توان ديدن آن را ندارد.
اى ابو ذر! در كنار جنازه ها، هنگام جنگ و هنگام تلاوت قرآن، صدايت را آهسته كن.
اى ابو ذر! هرگاه در تشييع جنازه اى شركت كردى، خِردت را به انديشه وا دار و خشوع داشته باش و بدان كه تو هم به آن مى پيوندى.
اى ابو ذر! دواى هر فاسد شدنى اى، نمك است ؛ امّا اگر نمك فاسد شود، درمانى ندارد. بدان كه شما دو خصلت داريد: خنده بى تعجّب ، و تنبلى بدون فراموشى.
اى ابو ذر! دو ركعت نماز متوسّط (معمولى) همراه با انديشه، بهتر از شب زنده دارى با بى توجّهى دل است.
اى ابو ذر! حق، سنگين و تلخ، و باطل، سبُك و شيرين است. چه بسا يك لحظه شهوت، كه اندوه طولانى در پى دارد.
اى ابو ذر! كسى به همه انديشه نمى رسد، مگر اين كه مردم را در كنار خدا ، همانند شتران بداند و آن گاه به خود باز مى گردد و كم بهاترين آنها مى شود.
اى ابو ذر! به حقيقت ايمان نمى رسى، مگر اين كه همه مردم را در دينشان ، احمق و در دنيايشان ، خردمند ببينى.
اى ابو ذر! خودت را بر رس ، پيش از آن كه بر رسيده شوى و اين براى حساب كشى فردايت ، آسان تر است. خودت را وزن كِشى كن، پيش از آن كه وزن كِشى شوى و خود را براى روز بزرگ كه در آن به خدا عرضه مى شوى و هيچ چيزى پنهان از خدا ندارى، آماده كن.
اى ابو ذر! از خدا شرم كن. سوگند به آن كسى كه جانم به دست اوست، من هنگامى كه براى قضاى حاجت مى روم، خود را از شرم دو فرشته اى كه همراه من اند، با لباسى مى پوشانم.
اى ابو ذر! آيا دوست دارى وارد بهشت شوى؟
گفتم : آرى ، پدرم فدايت باد!
فرمود: «آرزويت را كوتاه كن و مرگ را در برابر ديدگانت قرار ده و از خدا ، كاملاً حيا كن».
گفتم : اى پيامبر خدا! ما همگى از خدا حيا مى كنيم.
فرمود: «اين ، حيا نيست. حيا از خدا، آن است كه گورها را و پوسيده شدن را و درون را و آنچه را در خود دارد و سر، و آنچه در خود مى پرورد ، فراموش نكنى. هر كه طالب كرامت آخرت است، بايد زيور دنيا را رها كند. هر گاه چنين شدى، به ولايت خدا دست يافته اى .
اى ابو ذر! دعا به همراه نيكى، به همان مقدار ، بسنده است كه نمك براى غذا.
اى ابو ذر! كسى كه بدون عمل به دعا رو آورَد، همانند تيراندازى است كه بدون كمان ، تير مى اندازد.
اى ابو ذر! خداوند با اصلاح كار بنده، كارِ فرزندان و نوادگان او را درست مى كند و او را در خانه هاى خود و ديوارهاى اطرافش، تا زمانى كه آن جا هستند، پاسدارى مى نمايد.
اى ابو ذر! پروردگار تو عز و جل به سه نفر بر فرشتگان مباهات مى كند: [اوّل ،] مردى كه در بيابان خشك، اذان سر دهد و اقامه بگويد و نماز بگزارد. پروردگارت به فرشتگان مى گويد: به بنده ام نگاه كنيد كه نماز مى گزارد و جز من ، كسى او را نمى بيند . پس هفتاد هزار فرشته فرود مى آيند و پشت سرِ او نماز مى گزارند و تا صبح فرداى آن روز ، برايش آمرزش مى طلبند.
[دوم،] مردى كه بخشى از شب را بر مى خيزد و به تنهايى نماز مى گزارد و مى خوابد، در حالى كه در حال سجده است. خداوند متعال مى گويد: به بنده ام نگاه كنيد كه روحش پيش من و تنش در سجده است .
[سوم،] مردى كه در جنگ است و يارانش مى گريزند و او مى ايستد و مى جنگد تا كشته مى شود.
اى ابو ذر! هيچ مردى پيشانى بر قطعه اى از قطعه هاى زمين نمى گذارد، مگر اين كه آن زمين در روز قيامت برايش گواهى مى دهد. و هيچ منزلى نيست كه گروهى بر آن فرود آيند، مگر اين كه آن منزل، آنها را دعا و يا نفرين مى كند.
اى ابو ذر! هيچ صبح و عصرى نيست، مگر اين كه برخى از قطعه هاى زمين، برخى ديگر را بانگ مى زنند كه: اى همسايه! آيا كسى كه در حال ياد خداى متعال بود و يا بنده اى كه براى خدا، پيشانى بر تو ساييد، از تو عبور كرد؟ قطعه هايى از زمين مى گويند: نه! و قطعه هايى جواب مى دهند: آرى. پس هر گاه گفتند: آرى! به جنبش در مى آيند و شكفته مى شوند و مى بينى كه بر قطعه همسايه شان برترى دارند .
اى ابو ذر! خداوند عز و جل وقتى زمين را آفريد و درخت هاى موجود در آن را آفريد، هيچ درختى در زمين نبود، مگر اين كه پيش فرزندان آدم آمد و از آن، سودى بُردند. زمين و درختان ، همواره چنين بودند تا اين كه انسان هاى فاجر ، سخن درشت بر زبان جارى كردند و آن ، اين بود: خداوند ، فرزندى اختيار كرده است . وقتى آنها چنين گفتند ، زمين لرزيد و ثمر درختان از دست رفت.
اى ابو ذر! هر گاه مؤمن بميرد، زمين تا چهل روز برايش مى گِريد.
اى ابو ذر! هر گاه بنده اى در سرزمينى خشك ، وضو بگيرد و يا تيمّم كند، سپس اذان و اقامه بگويد و نماز بخواند، خداوند عز و جل به فرشتگان دستور مى دهد كه پشت سرش صف ببندند، كه سرِ صف ها مشخص نيست . با ركوع او به ركوع مى روند و با سجده او سجده مى كنند و با دعاى او، آمين مى گويند.
اى ابو ذر! هر كس بدون اذان، اقامه بگويد، كسى با او جز دو فرشته اش كه با او هستند ، نماز نمى خواند .
اى ابو ذر! هر جوانى كه براى خدا، دنيا و لهو آن را رها كند و جوانى اش را در طاعت خدا به پايان ببرد، خداوند ، پاداش هفتاد و دو صدّيق را به او مى دهد.
اى ابو ذر! ذكرگو در ميان غفلت زدگان، همانند جنگجو در ميان فراريان از جنگ است.
اى ابو ذر! همنشينِ صالح، بهتر از تنهايى است و تنهايى، بهتر از همنشين بد است. بازگويى خوبى، بهتر از خاموشى است و خاموشى، بهتر از بازگويى بدى است.
اى ابو ذر! جز با مؤمن، همراهى مكن و غذايت را جز انسان پرواپيشه نخورَد و غذاى اهل فسق را هم نخور.
اى ابو ذر! غذايت را به كسى اِطعام كن كه براى خدا دوستش دارى، و غذاى كسى را بخور كه تو را در راه خداوند عز و جل دوست دارد.
اى ابو ذر! خداوند عز و جل همراه زبان هر گوينده اى است. پس هر كس بايد از خدا پروا كند و بداند كه چه مى گويد.
اى ابو ذر! زيادى سخن را رها كن و از سخن ، به همان مقدار كه حاجتت را تأمين مى كند، بسنده كن.
اى ابو ذر! براى انسان ، همين دروغ بس كه هر چه مى شنود، بگويد.
اى ابو ذر! هيچ چيزى براى زندانى شدن طولانى، سزاوارتر از زبان نيست.
اى ابو ذر! از ارج گزارى به خداوند ، احترام به بزرگ سال مسلمان و احترام به حاملانِ عمل كننده به قرآن و پادشاه دادگر است .
اى ابو ذر! كسى كه زبانش را نگه ندارد، در حقيقت ، عملى انجام نداده است.
اى ابو ذر! عيبجو، ستايشگر، طعنه زن و اهل جدل نباش.
اى ابو ذر! همواره بنده، با اخلاق بد، از خداوند دور مى شود.
اى ابو ذر! سخن پاك، صدقه است و هر گامى كه به سوى نماز برمى دارى، صدقه است.
اى ابو ذر! هر كس دعوت خدا را اجابت كند و در آبادانى مسجدها بهتر بكوشد، پاداش خدايى او، بهشت است» .
گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد، اى پيامبر خدا! مسجدهاى خدا را چگونه مى توان آباد كرد؟
فرمود: «در آنها صدا بلند نشود، به باطل پرداخته نشود، در آنها خريد و فروش صورت نگيرد، و تا زمانى كه در آن جا هستى، بيهوده گويى را رها كن و اگر رها نكردى، تنها خود را در روز رستاخيز، نكوهش كن.
اى ابو ذر! خداى متعال ، تا زمانى كه تو در مسجد نشسته اى، به هر نفسى كه در آن مى كشى، يك درجه تو را بالا مى برد، و فرشتگان در آن، به تو درود مى فرستند و براى هر نفست، ده حَسَنه نوشته مى شود و ده گناه از تو پاك مى گردد.
اى ابو ذر! آيا مى دانى كه اين آيه درباره چه چيزى نازل شده است : «شكيبايى كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا ، پروا نماييد ، اميد است كه رستگار شويد» ؟» .
گفتم : نه ، پدر و مادرم فدايت باد!
فرمود: «درباره به انتظار نماز نشستن پس از نماز، نازل شده است.
اى ابو ذر! كامل [و بانشاط] وضو گرفتن در شرايط سخت، از كفّاره هاست و زياد رفت و آمد كردن به مساجد، پيوند شماست.
اى ابو ذر! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد: دوست داشتنى ترين بندگان من، دوستانى هستند كه به خاطر من ، همديگر را دوست دارند و دل هايشان در گرو مسجدهاست و سحرگاهان ، در حال آمرزش طلبى اند. آنها همانان اند كه هر گاه من بخواهم اهل زمين را كيفر دهم، به ياد آنها، از كيفر آنان ، چشم مى پوشم .
اى ابو ذر! همه مسجدنشينى ها بيهوده است، جز سه تاى آنها: نماز خواندن، ياد خدا كردن ، و در پىِ دانش بودن .
اى ابو ذر! در عمل كردن به پرهيزگارى ، بيشتر از عمل تنها ، همّت كن؛ زيرا از عمل به سبب پرهيزگارى ، كاسته نمى شود. و چگونه از عملى كاسته شود كه مورد قبول حقْ واقع شده است ؟ خداوند مى فرمايد: «قطعاً خداوند ، از پرهيزگاران ، مى پذيرد» .
اى ابو ذر! كسى از زمره پرهيزگاران به شمار نمى آيد، مگر اين كه خود را بيش از حسابرسى شريكش، حسابرسى كند تا بداند غذايش، نوشيدنى اش و پوشاكش از كجاست : از حلال است يا از حرام؟
اى ابو ذر! هر كس كه باكش نباشد كه درآمدش از كجاست، خداوند عز و جل هم باكش نخواهد بود كه او را از چه سويى وارد آتش [دوزخ] مى كند.
اى ابو ذر! هر كه دوست دارد كه گرامى ترين مردم باشد، از خداوند عز و جل پروا كند.
اى ابو ذر! دوست داشتنى ترينِ شما در نزد خداوند عز و جل آن است كه ذكرش بيشتر باشد و گرامى ترينِ شما در نزد خداى عز و جل ، پروا كننده ترينِ شما از خداست و نجات يابنده ترينِ شما از عذاب خدا، پر هراس ترينِ شما از خداست.
اى ابو ذر! پرهيزگاران، كسانى اند كه براى ترس از افتادن در شبهه، در آن چيزى از خداوند پروا مى كنند كه از آن، پروا نمى شود.
اى ابو ذر! هر كه خداى عز و جل را اطاعت كند، خدا را ياد كرده است ، هر چند نماز و روزه و تلاوت قرآنش كم باشد.
اى ابو ذر! اساس دين، پارسايى است و اوج آن، طاعت.
اى ابو ذر! پارسا باش تا عابدترينِ مردمان باشى، و بهترين ديندارى شما، پارسايى است.
اى ابو ذر! دانش، بيش از عبادت ارزش دارد. بدانيد اگر چنان نماز بخوانيد كه همانند كوژپشتان شويد و چنان روزه بگيريد كه همانند تار شويد، فايده اى ندارد، مگر به پارسايى.
اى ابو ذر! در حقيقت، پارسايان و زاهدان، اولياى خداوند متعال اند .
اى ابو ذر! هر كس در قيامت ، سه چيز با خود نداشته باشد، زيان ديده است» .
گفتم : آن سه كدام اند ، پدر و مادرم فداى تو باد ؟
فرمود: «پارسايى اى كه مانع انجام دادن حرام هاى خداوند عز و جل شود ؛ و بردبارى اى كه با آن، از نادانى سفيهان ، جلوگيرى گردد ، و مَنشى كه با آن با مردم ، مدارا شود.
اى ابو ذر! اگر دوست دارى كه توانمندترينِ مردم باشى، بر خداى عز و جل توكّل كن و اگر دوست دارى گرامى ترينِ مردم باشى، از خدا پروا كن و اگر دوست دارى بى نيازترين مردم باشى، به آنچه در نزد خداى عز و جل است، اعتمادت بيشتر از آن باشد كه در دست مردم است.
اى ابو ذر! اگر همه مردم به همين يك آيه پايبند بودند، برايشان بس بود: «هر كس از خدا پروا كند، خدا براى او راه بيرون شدى قرار مى دهد و از جايى كه حسابش را نمى كند، به او روزى مى رساند ، و هر كس بر خدا اعتماد كند، او براى وى بس است. خداوند ، فرمانش را به انجام مى رساند» .
اى ابو ذر! خداوند عز و جل مى فرمايد: به عزّت و جلالم سوگند، بنده من ، خواسته مرا بر خواسته خود ترجيح نداد، مگر اين كه جان او را بى نياز كردم و همّتش را آخرت قرار دادم و آسمان ها و زمين را ضامن روزى رسانى به او كردم و در برابر تنگ دستى، خود، او را كفايت كردم و در پسِ هر داد و ستد و بازرگانى اى، خودم برايش هستم .
اى ابو ذر! اگر فرزند آدم از روزى اش بگريزد، همان طور كه از مرگ مى گريزد، روزى، او را خواهد گرفت ، همان طور كه مرگ ، او را فرا مى گيرد.
اى ابو ذر! مى خواهى كلماتى را به تو بياموزم كه با آنها خداوند عز و جل، سودى به تو برساند؟» .
گفتم : آرى ، اى پيامبر خدا!
فرمود: «حرمت خدا را پاس بدار تا او تو را پاس بدارد. خدا را پاس بدار، او را در برابرت خواهى يافت. خدا را در آسايش بشناس، تا او هم در سختى ها با تو آشنايى كند. هر گاه درخواستى داشتى، از خداى عز و جل بخواه و هرگاه درخواست كمك داشتى، از خدا بخواه. قلم به آنچه تا قيامت به اجرا در مى آيد، رقم زده شده است. بنا بر اين، اگر همه بندگان تلاش كنند تا سودى به تو برسانند، هر چه را كه آنها برايت كوشيده اند ، برايت نوشته نمى شود و اگر بكوشند تا ضررى به تو بزنند، آنچه را آنها برايت رقم زده اند، خداوند آن را براى تو نمى نويسد. پس اگر توانستى براى خداوند عز و جل رضايتمندانه و با يقين، كار كنى، انجام بده و اگر نتوانستى، شكيبايى بر آنچه آن را ناپسند مى دارى، خير فراوانى در بر دارد و پيروزى ، با شكيبايى است و گشايش ، با گرفتارى است و با سختى، آسانى است.
اى ابو ذر! از غناى خدا بى نيازى بجوى، كه خدا بى نيازت مى كند» .
گفتم : آن چگونه است ، اى پيامبر خدا ؟
فرمود: «سپيده دم روز و تاريكى شب. هر كس به آنچه خداوند روزى اش كرده، قناعت كند، بى نيازترينِ مردم است.
اى ابو ذر! خداوند عز و جل مى فرمايد: چنين نيست كه من، تنها سخن حكيم را بپذيرم ؛ بلكه به توجّه و خواست او نگاه مى كنم. اگر توجّه و خواستش در چيزى بود كه من دوست دارم و به آن راضى ام ، سكوت او را ستايشم و ذكر و متانت قرار مى دهم ، هرچند سخنى نگويد .
اى ابو ذر! خداوند عز و جل به چهره و دارايى و گفتارتان نگاه نمى كند ؛ بلكه به دل ها و كردارهاى شما نگاه مى كند.
اى ابو ذر! پرواپيشگى، اين جاست. پرواپيشگى، اين جاست» و به سينه اش اشاره كرد .
«اى ابو ذر! چهار چيز است كه جز مؤمن ، آنها را به دست نمى آورد: خاموشى كه سرآغاز عبادت است ، و فروتنى براى خداى متعال ، و ياد خداى متعال در هر حال ، و كمىِ دارايى.
اى ابو ذر! به تحصيل حَسَنه، همّت بگمار ، اگر چه آن را به انجام نرسانى، تا از غفلت زدگان نباشى.
اى ابو ذر! اگر كسى عهده دار بين ران ها و بين دو چانه اش شود، وارد بهشت مى شود» .
گفتم : اى پيامبر خدا! ما به خاطر آنچه زبان هايمان بازگو مى كند، مؤاخذه مى شويم؟
فرمود: «اى ابو ذر! آيا مردم را جز محصول زبانشان به بينى در آتش مى افكند؟ تو تا زمانى كه خاموشى، همواره در سلامتى، و هر گاه حرف مى زنى، خداوند به سود و يا به زيان تو مى نويسد.
اى ابو ذر! مردى كه در مجلسى حرفى مى زند تا ديگران را بخندانَد، در دوزخى در افكنده مى شود كه ميان آسمان و زمين است.
اى ابو ذر! واى بر كسى كه سخنى به دروغ گويد تا مردمانى را بخندانَد. واى بر او! واى بر او! واى بر او!
اى ابو ذر! هر كس خاموشى گُزيد، نجات يافت. همواره راستگو باش و از دهانت هرگز دروغى بيرون نيايد» .
گفتم : اى پيامبر خدا! توبه كسى كه به عمد دروغ مى گويد ، چيست؟
فرمود: «آمرزش طلبى و نمازهاى پنجگانه، اين را مى شويد» .
[سپس فرمود:] «اى ابو ذر! از غيبت دور باش كه از زنا بدتر است» .
گفتم : اى پيامبر! پدر و مادرم فدايت باد! چرا چنين است؟
فرمود: «براى اين كه مردى زِنا مى كند و خداوند به او توفيق توبه مى دهد ؛ ولى غيبت ، آمرزيده نمى شود، مگر اين كه غيبت شده، از آن در گذرد.
اى ابو ذر! دشنام به مؤمن، فسق است و جنگ با او، كفر و خوردن گوشتش، از گناهان است و حرمت مال او، همانند حرمت خونش است» .
گفتم : غيبت چيست ، اى پيامبر خدا ؟
فرمود: «از برادرت چنان ياد كنى كه ناخوشايند اوست» .
گفتم : اى پيامبر خدا! اگر همان چيزى گفته شود كه در او هست، چه؟
فرمود: «بدان! اگر همانى را بگويى كه در او هست، غيبتش را كرده اى، و اگر چيزى را بگويى كه در او نيست، به او تهمت زده اى .
اى ابو ذر! هر كس در نبود برادر مسلمانش، در برابر غيبتى كه از او مى شود ، از او دفاع كند، بر خداست كه او را از آتش ، رهايى دهد.
اى ابو ذر! در نزد هر كس، از برادر مسلمانش غيبت شود و او توان داشته باشد كه او را يارى دهد و يارى اش هم بكند، خداوند عز و جل او را در دنيا و آخرت، يارى مى دهد. اما اگر او را تنها بگذارد و يارى اش ندهد، در حالى كه مى تواند به او كمك كند، خداوند او را در دنيا و آخرت، بى ياور خواهد گذاشت.
اى ابو ذر! بد جلوه دهنده، بهشت نمى رود» .
گفتم : بد جلوه دهنده چيست؟
فرمود: «سخن چين اى ابو ذر! سخن چين در آخرت ، از عذاب خداى عز و جل آسايش ندارد.
اى ابو ذر! هر كس در دنيا دو رو و دو زبان باشد، در آتش جهنّم هم دوزبان است.
اى ابو ذر! مجلس ها امانت هستند. افشا كردن راز برادرت، خيانت است . پس ، از افشاى آن بپرهيز و از مجلس عشيره اى هم بر حذر باش.
اى ابو ذر! كارهاى اهل دنيا از اين جمعه تا جمعه ديگر، روز دوشنبه و پنجشنبه به خدا عرضه مى شود و او همه بندگان مؤمن را مى آمرزد . بجز بنده اى كه ميان او و برادرش ، دشمنى است . گفته مى شود: عمل اين دو را فعلاً رها كنيد تا با هم آشتى كنند.
اى ابو ذر! از قهر با برادرت ، بر حذر باش كه عمل، با دورى از برادر ، پذيرفته نيست.
اى ابو ذر! تو را از قهر ، نهى مى كنم و اگر ناچار بودى قهر باشى، بيش از سه روز كامل، نباش ؛ زيرا هر كس بميرد و با برادرش قهر باشد، آتش برايش سزاوارتر است.
اى ابو ذر! هر كس دوست داشته باشد كه مردان در برابر او دست به سينه بِايستند، خود را آماده آتش كند.
اى ابو ذر! هر كس بميرد و در دلش به اندازه ذرّه مثقالى كبر باشد، بوى بهشت را استشمام نمى كند، مگر اين كه پيش از مردن، توبه كند» .
مردى گفت : اى پيامبر خدا! من از زيبايى خوشم مى آيد، تا جايى كه دوست دارم چوب دسته تازيانه ام و جلو كفشم، قشنگ باشند. آيا از اين هم بايد بيمناك بود؟
فرمود: «دلت را چگونه مى بينى ؟» .
گفتم : دلم حق شناس و مطمئن به آن است.
فرمود: «اين، كبر نيست. كبر، آن است كه حق را رها كنى و به غير آن بپردازى و به مردم ، نظر اندازى و چنين ببينى كه حيثيت هيچ كس هم تراز تو نيست و خونش همسان خون تو نيست.
اى ابو ذر! بيشتر كسانى كه در آتش مى شوند، كبرورزان اند» .
مردى گفت : اى پيامبر خدا! آيا كسى از كبر ، نجات مى يابد؟
فرمود: «آرى! هر كس لباس پشمين بپوشد و الاغ سوار شود و گوسفند بدوشد و با بينوايان ، همنشين شود.
اى ابو ذر! هر كس بار خود را يعنى آنچه را از بازار خريده ، حمل كند، از كبر به دور است.
اى ابو ذر! هر كس لباسش را متكبّرانه بر دوش بكشد، خداوند عز و جل در روز قيامت، توجّهى به او نمى كند.
اى ابو ذر! بالاپوش مؤمن، تا نيمه هاى ساق پايش است، و تا ميان ساق و قوزك پا هم اشكالى ندارد.
اى ابو ذر! هر كس دامن لباسش را كوتاه كند و كفشش را پينه بزند و صورتش را غبارآلود كند، از كبر در امان است.
اى ابو ذر! هر كس دو پيراهن دارد، يكى را خود بپوشد و ديگرى را به برادرش بپوشانَد.
اى ابو ذر! مردمى از امّت من، در ناز و نعمت ، متولّد خواهند شد و با آن ، تغذيه مى شوند. همّتشان غذاها و نوشيدنى هاى رنگارنگ است و با حرف، ستوده مى شوند. اينان ، بَدان امّت من اند .
اى ابو ذر! هر كس لباس زيبا را براى فروتنى در برابر خداى عز و جل و بدون كمبود، رها كند و خودش را بدون بينوايى كوچك كند و آنچه گرد آورده، در غير نافرمانى خدا انفاق نمايد و به زمينگيران و بينوايان ، ترحّم كند و با اهل دانش و حكمت، حشر و نشر داشته باشد . خوشا به حال كسى كه درونش درست است و بيرونش خوب، و بدى اش به مردم نمى رسد! خوشا به حال كسى كه به دانسته اش عمل كند و زيادى دارايى اش را انفاق نمايد و از حرف زيادى، خوددارى ورزد!
اى ابو ذر! لباس خشن و پوشاك ضخيم بپوش تا تفاخر، خوى و منشَت نشود.
اى ابو ذر! در آخِرْ زمان ، گروهى هستند كه در تابستان و زمستان ، لباس پشمين مى پوشند و اين را فضيلتى نسبت به ديگران مى دانند . اينان را فرشتگان آسمان ها و زمين ، نفرين مى كنند.
اى ابو ذر! آيا از اهل بهشت ، خبردارت كنم؟» .
گفتم : آرى ، اى پيامبر خدا!
فرمود: «هر ژوليده خاكىِ صاحب دو لباس ژنده كه به او اعتنايى نمى شود. [كسى كه ]اگر به خدا سوگند بخورد، آن را عملى مى كند» .

1. . حِطّه (به معناى : خدايا! ببخش) ، نام درى بود از درهاى حَرم قُدس كه هر كس از آن وارد مى شد، زمينه آمرزش او از جانب خداوند ، فراهم مى شد.

2. . زردابه و خون و چركى كه از بدن دوزخيان مى رود.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم
506

۴۵ / ۴

وَصايا النَّبيِّ لِأَبي ذَرٍّ

۱۱۹۸۴.مكارم الأخلاق عن أبي الأسود الدؤلي عن أبي ذر عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا أَبا ذَرٍّ ، اُعبُدِ اللّه َ كأنَّكَ تَراهُ ، فإِن كُنتَ لا تَراهُ فإِنَّهُ يراكَ ، واعلَم أَنَّ أَوَّلَ عِبادَةِ اللّه ِ المَعرِفَةُ بِهِ ، فَهُوَ الأوَّلُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ فَلا شَيءَ قَبلَهُ ، والفَردُ فَلا ثانِيَ لَهُ ، والباقِي لا إلى غايَةٍ ، فاطِرُ السَّماواتِ والأَرضِ وَما فيهِما وَما بَينَهُما مِن شَيءٍ وَهوَ اللّه ُ اللَّطيفُ الخَبيرُ وَهوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ . ثُمَّ الإِيمانُ بِي والإقرارُ بِأَنَّ اللّه َ تَعالى أَرسَلَني إِلى كافَّةِ النَّاسِ بَشيرا وَنَذيرا وَداعيا إِلى اللّه ِ بِإِذنِهِ ، وَسِراجا مُنيرا . ثُمَّ حُبُّ أَهلِ بَيتي الَّذينَ أَذهَبَ اللّه ُ عَنهُمُ الرِّجسَ وَطهَّرَهُم تَطهيرا .
واعلَم ـ يا أَبا ذَرٍّ ـ إِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ أَهلَ بَيتي في أُمَّتي كَسَفينَةِ نُوحٍ مَن رَكِبَها نَجا وَمَن رَغِبَ عَنها غَرِقَ ، وَمِثَلَ بابِ حِطَّةٍ ۱ في بَني إِسرائيلَ ؛ مَن دَخَلَها كانَ آمِنا .
يا أَبا ذَرٍّ : اِحفَظ ما أُوصيكَ بِهِ تَكُن سَعيدا في الدُّنيا والآخِرَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : نِعمَتانِ مَغبونٌ فيهِما كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ : الصِّحَّةُ والفَراغُ .
يا أَبا ذَرٍّ : اِغتَنِم خَمسا قَبلَ خَمسٍ : شَبابَكَ قَبلَ هَرَمِكَ ، وَصِحَّتَكَ قَبلَ سُقمِكَ ، وَغِناكَ قَبلَ فَقرِكَ، وَفَراغَكَ قَبلَ شُغلِكَ، وَحَياتَكَ قَبلَ مَوتِكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِيّاكَ والتَّسويفَ بِأَمَلِكَ، فإنَّكَ بِيَومِكَ وَلَستَ بِما بَعدَهُ، فإِن يَكُن غَدٌ لَكَ فَكُن في الغَدِ كَما كُنتَ في اليَومِ ، وإِن لَم يَكُن غَدا لَم تَندَم عَلى ما فَرَّطتَ في اليَومِ .
يا أَبا ذَرٍّ : كَم مِن مُستَقبِلٍ يَوما لا يَستَكمِلُهُ ، ومُنتَظِرٍ غَدا لا يَبلُغُهُ !
يا أَبا ذَرٍّ : لَو نَظَرتَ إِلى الأَجَلِ وَمَسيرِهِ لأَبغَضتَ الأَملَ وَغُرورَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : كُن كأنَّكَ في الدُّنيا غَريبٌ ، أَو كَعابِرِ سَبيلٍ، وَعُدَّ نَفسَكَ مِن أَصحابِ القُبورِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِذا أَصبَحتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَكَ بِالمَساءِ ، وَإِذا أَمسَيتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَكَ بِالصَّباحِ ، وَخُذ مِن صِحَّتِكَ قَبلَ سَقَمِكَ ، وَمِن حَياتِكَ قَبلَ مَوتِكَ ؛ فإِنَّكَ لا تَدري ما اسمُكَ غَدا .
يا أَبا ذَرٍّ : إِيّاكَ أَن تُدرِكَكَ الصَّرعَةُ عِندَ العَثرَةِ ، فلا تُقالَ العَثرَةُ ولا تُمَكَّنَ مِنَ الرَّجعَةِ ، ولا يَحمَدَكَ مَن خَلَّفتَ بِما تَرَكتَ ، وَلا يَعذُرَكَ مَن تَقدِمُ عَلَيهِ بِما اشتَغَلتَ بِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : كُن عَلى عُمُرِكَ أَشَحَّ مِنك عَلى دِرهَمِكَ وَدينارِكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : هَل يَنتَظِرُ أَحدُكُم إِلَا غِنىً مُطغيا ، أَو فَقرا مُنسيا ، أَو مَرَضا مُفسِدا ، أَو هَرَما مُقعِدا ، أَو مَوتا مُجهِزا ، أَو الدَّجَّالُ ، فَإِنَّهُ شَرُّ غائِبٍ يُنتَظَرُ ، أَو السَّاعَةَ وَالسَّاعَةُ أَدهى وَأَمَرُّ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ شَرَّ النَّاسِ مَنزِلَةً عِندَ اللّه ِ يَومَ القيامَةِ عالِمٌ لا يُنتَفَعُ بِعِلمِهِ ، وَمَن طَلَبَ عِلما ليَصرِفَ بِهِ وُجوهَ النَّاسِ إِليهِ لَم يَجِد ريحَ الجَنَّةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن ابتَغى العِلمَ ليخدَعَ بِهِ النَّاسَ لَم يَجِد ريحَ الجَنَّةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِذا سُئِلتَ عَن عِلمٍ لا تَعلَمُهُ فَقُل : لا أَعلَمُهُ ، تَنجُ مِن تَبِعَتِهِ ، وَلا تُفتِ بِما لا عِلمَ لَكَ بِهِ ، تَنجُ مِن عَذابِ اللّه ِ يَومَ القيامَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : يَطَّلِعُ قَومٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ عَلى قَومٍ مِن أَهلِ النَّارِ فَيقولونَ : ما أَدخَلَكُمُ النَّارَ وَقَد دَخَلنا الجَنَّةَ لِفَضلِ تأديبِكُم وَتَعليمِكُم ؟ فَيقولونَ : إِنَّا كُنَّا نأمرُ بِالخَيرِ وَلا نَفعَلُهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ حُقوقَ اللّه ِ جَلَّ ثناؤُهُ أَعظَمُ مِن أَن يَقومَ بِها العِبادُ ، وإِنَّ نِعمَ اللّه ِ أَكثَرُ مِن أَن يُحصيها العِبادُ ، وَلَكِن أَمسَوا وَأَصبَحوا تائِبينَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّكَ في مَمَرِّ اللَّيلِ وَالنَّهارِ في آجالٍ مَنقوصَةٍ ، وأَعمالٍ مَحفوظَةٍ ، والمَوتُ يأتي بَغتَةً ، وَمَن يَزرَع خَيرا يوشِك أَن يَحصِدَ خَيرا ، وَمَن يَزرَع شَرَّا يوشِك أَن يَحصِدَ نَدامَةً ، وَلِكُلِّ زارِعٍ مِثلُ ما زَرَعَ .
يا أَبا ذَرٍّ : لا يُسبَقُ بَطيءٌ لَحظَةً ، وَلا يُدرِكُ حَريصٌ ما لَم يُقَدَّر لَهُ ، وَمَن أُعطيَ خَيرا فاللّه َ أَعطاهُ ، وَمَن وُقيَ شَرَّا فاللّه ُ وَقاهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : المُتَّقونَ سادَةٌ ، وَالفُقهاءُ قادَةٌ ، وَمُجالَسَتُهُم الزِّيادَة .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنّ المُؤمِنَ لَيَرى ذَنبَهُ كَأَنَّهُ صَخرَةٍ يَخافُ أَن تَقَعَ عَلَيهِ ، وإِنَّ الكافِرَ يَرى ذَنبَهُ كأَنَّهُ ذُبابٌ مَرَّ عَلى أَنفِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَتَعالى إِذا أَرادَ بِعَبدٍ خَيرا جَعَلَ ذُنوبَهُ بَينَ عَينيهِ مُمَثَّلَةً ، والإِثمَ عَلَيهِ ثَقيلاً وبَيلاً ، وإِذا أَرادَ بِعَبدٍ شَرَّا أَنساهُ ذُنوبَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : لا تَنظُر إِلى صِغَرِ الخَطيئَةِ ، وَلَكِنِ انظُر إِلى مَن عَصيتَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ المُؤمِنَ أَشَدُّ ارتِكاضا مِنَ الخَطيئَةِ مِنَ العُصفورِ حينَ يُقذَفُ بِهِ في شَركِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن وافَقَ قَولُهُ فِعلَهُ فَذاكَ الَّذي أَصابَهُ حَظُّهُ ، وَمَن خالَفَ قَولُهُ فِعلَهُ فَإِنَّما يُوبِّخُ نَفسَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ الرَّجُلَ لَيُحرَمُ رِزقَهُ بِالذَّنبِ يُصيبُهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : دَع ما لَستَ مِنهُ في شَيءٍ ، فَلا تَنطِق فيما لا يَعنيكَ ، واخزُن لِسانَكَ كما تَخزُنُ وَرِقَكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ جَلَّ ثَناؤُهُ لَيُدخِلُ قَوما الجَنَّةَ فَيُعطيهِم حَتَّى يَمَلُّوا وَفَوقَهُم قَومٌ في الدَّرَجاتِ العُلى ، فَإِذا نَظَروا إِلَيهِم عَرفوهُم فَيَقولونَ : رَبَّنا إِخوانُنا كُنَّا مَعَهُم في الدُّنيا ، فَبِمَ فَضَّلتَهُم عَلَينا ؟ فَيُقالُ : هَيهاتَ هَيهاتَ ، إِنَّهم كانوا يَجوعونَ حينَ تَشبَعونَ وَيَظمَئونَ حينَ تَروَونَ ، وَيَقومونَ حينَ تَنامونَ وَيَشخَصونَ حينَ تَخفِضونَ .
يا أَبا ذَرٍّ : جَعَلَ اللّه ُ جَلَّ ثَناؤُهُ قُرَّةَ عَيني في الصَّلاةِ ، وَحَبَّبَ إِليَّ الصَّلاةَ كَما حَبَّبَ إِلى الجائِعِ الطَّعامَ ، وإِلى الظَّمآنِ الماءَ . وإِنَّ الجائِعَ إِذا أَكَلَ شَبِعَ ، وإِنَّ الظَّمآنَ إِذا شَرِبَ رَويَ ، وَأَنا لا أَشبَعُ مِنَ الصَّلاةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَيُّما رَجُلٍ تَطَوَّعَ في يَومٍ وَلَيلَةٍ اثنَتي عَشَرَةَ رَكعَةً سِوى المَكتوبَةِ كانَ لَهُ حَقَّا واجِبا بَيتٌ في الجَنَّةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّكَ ما دُمتَ في الصَّلاةِ فَإِنَّكَ تَقرَعُ بابَ المَلِكِ الجَبّار ، وَمَن يُكثِر قَرعَ بابِ المَلِكِ يُفتَح لَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : ما مِن مُؤمِنٍ يَقومُ مُصَلِّيا إِلَا تَناثَرَ عَلَيهِ البِرُّ ما بَينَهُ وَبَينَ العَرشِ ، وَوُكِّلَ بِهِ مَلَكُ يُنادي : يابنَ آدَمَ لَو تَعلَمُ ما لَكَ في الصَّلاةِ وَمَن تُناجي ما انفَتَلتَ .
يا أَبا ذَرٍّ : طوبى لِأَصحابِ الأَلويَةِ يَومَ القيامَةِ ، يَحمِلونَها فَيَسبِقونَ النَّاسَ إِلى الجَنَّةِ ، أَلا هُمُ السَّابِقونَ إِلى المَساجِدِ بِالأَسحارِ وَغَيرِ الأَسحارِ .
يا أَبا ذَرٍّ : الصَّلاةُ عِمادُ الدِّينِ واللِّسانُ أَكبَرُ ، وَالصَّدَقَةُ تَمحو الخَطيئَةَ وَاللِّسانُ أَكبَرُ ، وَالصَّومُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ وَاللِّسانُ أَكبَرُ ، وَالجِهادُ نباهَةٌ وَاللِّسانُ أَكبَرُ .
يا أَبا ذَرٍّ : الدَّرَجَةُ في الجَنَّةِ فَوقَ الدَّرَجَةُ كَما بَينَ السَّماءِ والأَرضِ ، وإِنَّ العَبدَ لَيَرفَعُ بَصَرَهُ فَيَلمَعُ لَهُ نورٌ يَكادُ يَخطُفُ بَصَرَهُ فَيَفزَعُ لِذَلِكَ فَيقولُ : ما هَذا؟ فَيُقالُ : هَذا نورُ أَخيكَ ، فَيَقولُ : أَخي فُلانٌ ! كُنَّا نَعمَلُ جَميعا في الدُّنيا وَقَد فُضِّلَ عَليَّ هَكَذا ؟ فَيُقالُ لَهُ : إِنَّه كانَ أَفضَلَ مِنكَ عَمَلاً . ثُمَّ يُجعَلُ في قَلبِهِ الرِّضا حَتّى يَرضى .
يا أَبا ذَرٍّ : الدُّنيا سِجنُ المُؤمِنِ وَجَنَّةُ الكافِرِ ، ومَا أَصبَحَ فيها مُؤمِنٌ إِلَا حَزينا ، فكَيفَ لا يَحزَنْ المُؤمِنُ وَقَد أَوعَدَهْ اللّه ُ جَلَّ ثَناؤُهُ إِنَّه وارِدُ جَهَنَّم وَلَم يَعِدُه أَنَّه صادِرٌ عَنها وَلَيَلقيَنَّ أَمراضا وَمُصيباتٍ ، وَأُمورا تَغيظُهُ ، وَلَيُظلَمَنَّ فَلا يُنتَصرُ ، يَبتَغي ثَوابا مِنَ اللّه ِ تَعالى ، فَلا يَزالُ حَزينا حَتّى يُفارِقَها ، فَإِذا فَارَقَها أَفضى إِلى الرَّاحَةِ والكَرامَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : ما عُبِدَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ عَلى مِثلِ طولِ الحُزنِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن أُوتي مِنَ العِلمِ ما لا يَبكيهِ لَحقيقٌ أَن يَكونَ قَد أُوتي عِلما لا يَنفعُهُ ، لِأَنَّ اللّه َ نَعَتَ العُلماءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ : «إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَ يَقُولُونَ سُبْحَـنَ رَبِّنَآ إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعًا» ۲ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن استَطاعَ أَن يَبكيَ فَليَبكِ ، وَمَن لَم يَستَطِع فَليُشعِرُ قَلبَهُ الحُزنَ وَليَتَباكَ ، إِنَّ القَلبَ القاسيَ بَعيدٌ مِنَ اللّه ِ تَعالى وَلَكِن لا يَشعُرونَ .
يا أَبا ذَرٍّ : يَقولُ اللّه ُ تَعالى : «لا أَجمَعُ عَلى عَبدٍ خَوفَينِ وَلا أَجمَع لَهُ أَمنَينِ فَإِذا أَمِنَني في الدُّنيا أَخفتُهُ يَومَ القيامَةِ وَإِذا خافَني فَي الدُّنيا آمنتُهُ يَومَ القيامَةِ» .
يا أَبا ذَرٍّ : لو أَنَّ رَجُلاً كانَ لَهُ كَعَمَلِ سَبعينَ نَبيَّا لاحتَقَرَهُ وَخَشيَ أَن لا يَنجوَ مِن شَرِّ يَومِ القيامَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ العَبدَ لَتُعرَضُ عَلَيهِ ذُنوبُهُ يَومَ القيامَةِ فيمَن ذَنَبَ ذُنوبهُ فَيَقولُ : أما إِنِّي كُنتُ مُشفِقا ، فَيُغفَرُ لَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ الرَّجُلَ لَيَعمَلُ الحَسَنَةَ فَيَتَّكِلَ عَلَيها ، وَيَعمَلَ المُحَقَّراتِ حَتَّى يأتيَ اللّه َ وَهوَ عَلَيهِ غَضبانُ . وإِنَّ الرَّجُلَ لَيَعمَلُ السَّيِّئَةَ فَيَفرَقُ مِنها يأتي آمِنا يَومَ القيامَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ العَبدَ لَيُذنِبُ الذَّنبَ فَيَدخُلُ بِهِ الجَنَّةِ .
فَقُلتُ : وَكَيفَ ذَلِكَ بِأَبي أَنتَ وَأُمِّي يا رَسولَ اللّه ِ؟
قالَ : يَكونَ ذَلِكَ الذَّنبُ نَصبَ عَينَيهِ تائِبا مِنهُ فارَّا إِلى اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ حَتَّى يَدخُلَ الجَنَّةَ .
يا أَبا ذَرٍّ : الكَيِّسُ مَن دانَ نَفسَهُ وَعَمِلَ لِما بَعدَ المَوتِ . والعاجِزُ مَنِ اتَّبَعَ نَفسَهُ وَهَواها وَتَمَنَّى عَلى اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ الأَمانيَّ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ أَوَّل شَيءٍ يُرفَعُ مِن هَذِهِ الأُمَّةِ : الأَمانَةُ وَالخُشوعُ ، حَتَّى لا تَكادَ تَرى خاشِعا .
يا أَبا ذَرٍّ : والَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بيَدِهِ ، لَو أَنَّ الدُّنيا كانَت تَعدِلُ عِندَ اللّه ِ جَناحَ بعَوضَةٍ أو ذُبابٍ ما سَقى الكافِرَ مِنها شَرَبةً مِن ماءٍ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ الدُّنيا مَلعونَةٌ مَلعونٌ ما فيها إِلَا ما ابتُغي بِهِ وَجهُ اللّه ِ . وَما مِن شَيءٍ أَبغَضْ إِلى اللّه ِ تَعالى مِن الدُّنيا ، خَلَقَها ثُمَّ (أعرَضَ عَنها) ۳ فَلَم يَنظُر إلَيها ، وَلا يَنظُرْ إِلَيها حَتَّى تَقومَ السَّاعَةُ ، وَما مِن شَيءٍ أَحَبُّ إِلى اللّه ِ مِنَ الإِيمانِ بِهِ وَتَركِ ما أَمَرَ بِتَركِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَتَعالى أَوحى إِلى أَخي عيسى عليه السلام : «لا تُحِبَّ الدُّنيا فإِنِّي لَستُ أُحِبُّها ، وأَحِبَّ الآخِرَةِ فَإِنَّما هي دارُ المَعادِ» .
يا أَبا ذَرٍّ : إنَّ جَبرَئيلَ عليه السلام أَتاني بِخَزائِنِ الدُّنيا عَلى بَغلَةٍ شَهباءَ فَقالَ لي : يا مُحَمّدُ هَذِهِ خَزائِنُ الدُّنيا ولا تَنقُصُكَ مِن حَظِّكَ عِندَ رَبِّكَ ، فَقُلتُ : حَبيبي جَبرَئيلُ لا حاجَةَ لي بِها ، إِذا شَبِعتُ شَكَرتُ رَبِّي ، وَإِذا جُعتُ سأَلتُهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِذا أَرادَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ بِعَبدٍ خَيرا فَقَّهَهُ في الدَّينِ ، وَزَهَّدَهُ في الدُّنيا ، وَبَصَّرَهُ بِعيوبِ نَفسِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : ما زَهِدَ عَبدٌ في الدُّنيا إِلَا أَنبَتَ اللّه ُ الحِكمَةَ في قَلبِهِ ، وأَنطَقَ بِها لِسانَهُ ، وَبَصَّرَهُ بِعُيوبِ الدُّنيا وَدائِها وَدَوائِها ، وَأَخرجَهُ مِنها سالِما إِلى دارِ السَّلامِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِذا رَأَيتَ أَخاكَ قَد زَهِدَ في الدُّنيا فَاستَمِع مِنهُ فَإِنَّه يُلقى الحِكمَةَ فَقلُتُ : يا رَسولَ اللّه ِ : مَن أَزهدُ النّاسِ ؟
فَقالَ : مَن لَم يَنسَ المَقابِرَ وَالبِلى ، وَتَرَكَ فَضلَ زينَةِ الدُّنيا ، وَآثَرَ ما يَبقى عَلى ما يَفنى ، وَلَم يَعُدَّ غَدا مِن أَيّامِهِ ، وَعَدَّ نَفسَهُ في المَوتى .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَتَعالى لَم يُوحِ إِليَّ أَن أَجمَعَ المالَ ، وَلَكِن أَوحى إِليَّ أَن «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُن مِّنَ السَّـجِدِينَ * وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» ۴ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنِّي أَلبَسُ الغَليظَ ، وأَجلِسُ عَلى الأَرضِ ، وأَلعَقُ أَصابِعي ، وَأَركَبُ الحِمارَ بِغَيرِ سَرجٍ ، وأَردَفُ خَلفي ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتي فَلَيسَ مِنِّي .
يا أَبا ذَرٍّ : حُبُّ المالِ والشَّرَفِ أَذهَبُ لِدينِ الرَّجُلِ مِن ذِئبَينِ ضاريَينِ في زِربِ الغَنَمِ فأَغارا فيها حَتّى أَصبَحا ، فَماذا أَبقَيا مِنها .
قالَ : قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ الخائِفونَ الخاضِعونَ المُتَواضِعونَ الذَّاكِرونَ اللّه َ كَثيرا ، أَهُم يَسبِقونَ النَّاسَ إِلى الجَنَّةِ ؟
فَقالَ : لا ، وَلَكِن فُقراءُ المُسلِمينَ ، فَإِنَّهم يأتونَ يَتَخطَّونَ رِقابَ النَّاسِ ، فَيَقولُ لَهُم خَزَنَةُ الجَنَّةِ : كَما أَنتُم حَتَّى تُحاسِبوا ، فَيَقولونَ : بِمَ نُحاسَبُ؟ فَواللّه ِ ما مَلِكنا فَنَجورَ وَنَعدِلَ ، وَلا أُفيضَ عَلَينا فَنَقبِضَ وَنَبسُطَ ، وَلَكِن عَبَدنا رَبَّنا حَتَّى دَعانا فأَجَبنا .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ الدُّنيا مَشغَلَةٌ لِلقُلوبِ وَالأَبدانِ ، وَإِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَتَعالى سائِلُنا عَمَّا نَعَّمَنا في حَلالِهِ فَكيفَ بِما أَنعَمنا في حَرامِهِ؟
يا أَبا ذَرٍّ : إِنّي قَد دَعوتُ اللّه َ جَلَّ ثَناؤُهُ أَن يَجعَلَ رِزقَ مَن يُحِبُّني كَفافا ، وَأَن يُعطيَ مَن يُبغِضُني كَثرَةَ المالِ وَالوَلَدِ .
يا أَبا ذَرٍّ : طوبى لِلزّاهِدينَ في الدُّنيا ، الرَّاغِبينَ في الآخِرَةِ ، الَّذين اتَّخذوا أَرضَ اللّه ِ بِساطا ، وَتُرابَها فِراشا ، وَماءَها طيبا ، واتَّخذوا كِتابَ اللّه ِ شِعارا ، وَدُعاءَهُ دِثارا ، يَقرِضونَ الدُّنيا قَرضا .
يا أَبا ذَرٍّ : حَرثُ الآخِرَةِ العَمَلُ الصالِحُ ، وَحَرثُ الدُّنيا المالُ والبَنونَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ رَبِّي أَخبَرَني فَقالَ : «وَعِزَّتي وَجَلالي ، ما أَدرَكَ العابِدونَ دَركَ البُكاءِ ، وإِنِّي لأَبني لَهُم في الرَّفيقِ الأَعلى قَصرا لا يُشرِكُهُم فيهِ أَحَدٌ» .
قالَ : قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ! أَيُّ المُؤمِنينَ أَكيَسُ؟
قالَ : أَكثَرُهُم لِلموتِ ذِكرا ، وأَحسَنَهُم لَهُ استِعدادا .
يا أَبا ذَرٍّ : إِذا دَخَلَ النُّورُ القَلبَ انفَسَحَ القَلبُ واستَوسَعَ .
قُلتُ : فَما عَلامَةُ ذَلِكَ بِأَبي أَنتَ وأُمِّي يا رَسولَ اللّه ِ؟
قالَ صلى الله عليه و آله : الإِنابَةُ إِلى دارِ الخُلودِ ، والتَّجافي عَن دارِ الغُرورِ ، والاستِعدادُ لِلمَوتِ قَبلَ نُزولِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : اتِّقِ اللّه ِ ، وَلاتُرِ النَّاسَ أَنَّكَ تَخشى اللّه َ فَيُكرِموكَ وَقَلبُكَ فاجِرٌ .
يا أَبا ذَرٍّ : لِيَكُن لَكَ في كُلِّ شَيءٍ نيَّةٌ صالِحَةٌ حَتَّى في النَّومِ والأَكلِ .
يا أَبا ذَرٍّ : ليَعظُم جَلالُ اللّه ِ في صَدرِكَ ، فَلا تَذكُرهُ كَما يَذكُرُهُ الجاهِلُ عِندَ الكَلَبِ : «اللَّهُمَّ أَخزِهِ» وَعِندَ الخِنزيرِ : «اللَّهُمَّ أَخزِهِ» .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ للّه ِِ مَلائِكَةً قياما مِن خيفَةِ اللّه ِ ما رَفَعوا رُؤوسَهُم حَتّى يُنفَخَ في الصُّورِ النَّفخَةُ الآخِرَةُ فَيَقولونَ جَميعا : سُبحانَكَ وَبِحَمدِكَ ما عَبَدناكَ كَما يَنبَغي لَكَ أَن تُعبَدَ .
يا أَبا ذَرٍّ : لَو كانَ لِرَجُلٍ عَمَلُ سَبعينَ نَبيّا لاستَقَلَّ عَمَلَهُ مِن شِدَّةِ ما يَرى يَومَئِذٍ ، وَلَو أَنَّ دَلوا صُبَّت مِن غِسلِينِ صُبَّ في مَطلَعِ الشَّمسِ لَغَلَت مِنهُ جَماجِمُ مَن في مَغرِبِها ، وَلَو زَفَرَت جَهَنَّمَ زَفرَةً لَم يَبقَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبيُّ مُرسَلٌ إِلَا خَرَّ جاثيا عَلى رُكبَتَيهِ يَقولُ : رَبِّ نَفسي ، حَتّى يَنسى إِبراهيمُ إسحاقَ وَيَقولُ : يا رَبِّ أَنا خَليلُكَ إِبراهيمُ فَلا تُنسِني .
يا أَبا ذَرٍّ : لَو أَنَّ امرأَةً مِن نِساءِ أَهلِ الجَنَّةِ اطَّلَعَت مِن سَماءِ الدُّنيا في لَيلَةِ ظَلماءَ لأَضاءَت الأَرضَ أَفضَلَ مِمَّا يُضيئُها القَمَرُ لَيلَةَ البَدرِ ، وَلَوَجَدَ ريحَ نَشرِها جَميعُ أَهلِ الأَرضِ .
وَلَو أَنَّ ثَوبا مِن ثيابِ أَهلِ الجَنَّةِ نُشِرَ اليَومَ في الدُّنيا لَصَعِقَ مَن يَنظُرُ إِلَيهِ ، وَما حَمَلَتهُ أَبصارُهُم .
يا أَبا ذَرٍّ : اخفِض صَوتَكَ عِندَ الجَنائِزِ ، وَعِندَ القِتالِ ، وَعَندِ القُرآنِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِذا تَبِعتَ جَنازَةً فَليَكُن عَقلُكَ فيها مَشغولاً بِالتَّفَكُّرِ وَالخُشوعِ ، وَاعلَم أَنَّكَ لاحِقٌ بِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : اعلَم أَنَّ كُلَ شَيءٍ إِذا فَسَدَ فالمِلحُ دَواؤُهُ ، فَإِذا فَسَدَ المِلحُ فَلَيسَ لَهُ دَواءٌ . واعلَم أَنَّ فيكُم خُلْقينِ : الضَّحِكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ ، والكَسَلَ مِن غَيرِ سَهوٍ .
يا أَبا ذَرٍّ : رَكعَتانِ مُقتَصَدَتانِ في التَّفَكُّرِ خَيرٌ مِن قيامِ لَيلَةٍ والقَلبُ ساهٍ .
يا أَبا ذَرٍّ : الحَقُّ ثَقيلٌ مُرٌّ ، والباطِلُ خَفيفٌ حُلوٌ ، وَرُبَّ شَهوَةِ ساعَةٍ تورِثُ حُزنا طَويلاً .
يا أَبا ذَرٍّ : لا يَفقَهُ الرَّجُلُ كُلَّ الفِقهِ حَتّى يَرى النَّاسَ في جَنبِ اللّه ِ أَمثالَ الأَباعِرِ ، ثُمَّ يَرجِعَ إِلى نَفسِهِ فَيَكونُ هوَ أَحقَرَ حاقِرٍ لَها .
يا أَبا ذَرٍّ : لا تُصيبُ حَقيقَةُ الإِيمانِ حتَّى تَرى النّاس كُلَّهُم حَمقى في دينِهِم ، وَعُقَلاءَ في دُنياهِم .
يا أَبا ذَرٍّ : حاسِب نَفسَكَ قَبلَ أَن تُحاسَبَ فَهوَ أَهوَنُ لِحِسابِكَ غَدا ، وَزِن نَفسَكَ قَبلَ أَن توزَنَ ، وَتَجَهَّز لِلعَرضِ الأَكبَرِ يَومَ تُعرَضُ لاتَخفى مِنكَ عَلى اللّه ِ خافيَةٌ .
يا أَبا ذَرٍّ : استَحيِ مِنَ اللّه ِ ، فَإِنِّي والَّذي نَفسي بيَدِهِ لأُظِلُّ حينَ أَذهبُ إِلى الغائِطِ مُتَقَنِّعا بِثَوبي استَحي مِنَ المَلَكَينِ اللَّذَينِ مَعي .
يا أَبا ذَرٍّ : أَتُحِبُّ أَن تَدخُلَ الجَنَّةَ؟
قُلتُ : نَعَم ، فِداكَ أَبي .
قالَ صلى الله عليه و آله : فاقصِر مِنَ الأَمَلِ ، واجَعَلِ المَوتَ نُصبَ عَينَيكَ ، واستَحِ مِنَ اللّه ِ حَقَّ الحَياءِ .
قالَ : قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ ، كُلُّنا نَستَحي مِنَ اللّه ِ ؟
قالَ : لَيسَ ذَلِكَ الحَياءَ ، وَلَكِنَّ الحَياءَ مِنَ اللّه ِ أَن لا تَنسى المَقابِرَ وَالبِلَى ، والجَوفَ وَما وَعى ، والرّأسَ وَما حَوى . وَمَن أَرادَ كَرامَةَ الآخِرَةِ فَليَدَع زينَةَ الدُّنيا ، فَإِذا كُنتَ كَذَلِكَ أصَبتَ وَلايَةَ اللّه ِ .
يا أَبا ذَرٍّ : يَكفي مِنَ الدُّعاءِ مَعَ البِرِّ ما يَكفي الطَّعامَ مِنَ المِلحِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَثَلُ الَّذي يَدعو بِغَيرِ عَمَلٍ كَمَثَلِ الَّذي يَرمي بِغَيرِ وَتَرٍ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ يُصلِحُ بِصَلاحِ العَبدِ وُلدَهُ وَوُلدَ وُلدِهِ ، وَيَحفَظُهُ في دُويرَتِهِ والدُّورَ حَولَهُ ما دامَ فيهِم .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ رَبَّكَ عَزَّوَجَلَّ يُباهي المَلائِكَةَ بِثَلاثَةِ نَفَرٍ : رَجُلٍ في أَرضٍ قَفرٍ فَيُؤَذِّنُ ثُمَّ يُقيمُ ثُمَّ يُصَلِّي ، فَيَقولُ رَبُّكَ لِلملائِكَةِ : «انظُروا إِلى عَبدي يُصلِّي وَلا يَراهُ أَحَدٌ غَيري» ، فَيَنزِلُ سَبعونَ أَلفَ مَلَكٍ يُصَلُّونَ وَراءَهُ وَيَستَغفِرونَ لَهُ إِلى الغَدِ مِن ذَلِكَ اليَومِ .
وَرَجُلٍ قامَ مِنَ اللَّيلِ فَصَلَّى وَحدَهُ فَسَجَدَ وَنامَ وَهوَ ساجِدٌ ، فَيَقولُ اللّه ُ تَعالى : «انظُروا إِلى عَبدي روحُهُ عِندي وَجَسَدَهُ ساجِدٌ» .
وَرَجُلٍ في زَحفٍ فَرَّ أَصحابُهُ وَثَبَتَ هوَ يُقاتِلُ حَتَّى يُقتَلَ .
يا أَبا ذَرٍّ : ما مِن رَجُلٍ يَجعَلُ جَبهَتَهُ في بُقعَةٍ مِن بِقاعِ الأَرضِ إِلَا شَهِدَت لَهُ بِها يَومَ القيامَةِ ، وَما مِن مَنزِلٍ يَنزِلُهُ قَومٌ إِلَا وأَصبَحَ ذَلِكَ المَنزِلُ يُصَلِّي عَلَيهِم أَو يَلعَنُهُم .
يا أَبا ذَرٍّ : ما مِن صَباحٍ وَلا رَواحٍ إِلَا وَبِقاعُ الأَرضِ يُنادي بَعضُها بَعضا ، يا جارَةُ هَل مَرَّ بِكِ مَن ذَكَرَ اللّه َ تَعالى أَو عَبدٌ وَضَعَ جَبهَتَهُ عَلَيكِ ساجِدا للّه ِ ؟ فَمِن قائِلةٍ : لا ، وَمِن قائِلَةٍ : نَعَم ، فإِذا قالَت : نَعَم ، اهتَزَّت وانشَرَحَت وَتَرى أَنَّ لَها الفَضلَ عَلى جارَتِها .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ جَلَّ ثَناؤُهُ لَمَّا خَلَقَ الأَرضَ وَخَلَقَ ما فيها مِنَ الشَّجَرِ لَم يَكُن في الأَرضِ شَجَرَةٌ يأتيها بَنو آدَمَ إِلَا أَصابوا مِنها مَنفَعَةً ، فَلَم تَزَلِ الأَرضُ والشَّجَرُ كَذَلِكَ حَتّى تُكَلَّمَ فَجَرَةَ بَني آدَمَ بِالكَلَمَةِ العَظيمَةِ ، قَولِهِم : «اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» ۵ فَلَمَّا قالوها اقشَعَرَّتِ الأَرضُ وَذَهَبَت مَنفَعَةُ الأَشجارِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ الأَرضَ لَتَبكي عَلى المُؤمِنِ إِذا ماتَ أَربَعينَ صَباحا .
يا أبا ذَرٍّ : إِذا كانَ العَبدُ في أَرضٍ قَفرٍ فَتَوَضّأَ أَو تَيَمَّمَ ثُمّ أَذَّنَ وأَقامَ وَصَلَّى ، أَمَرَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ المَلائِكَةَ فَصَفُّوا خَلفَهُ صَفّا لا يُرى طَرَفاهُ ؛ يَركَعونَ بِرُكوعِهِ ، وَيَسجُدونَ بِسُجودِهِ ، وَيُؤَمِّنونَ عَلى دُعائِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن أَقامَ وَلَم يُؤذِّن لَم يُصَلِّ مَعهُ إِلَا مَلَكاهُ اللَّذانِ مَعَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : ما مِن شابٍّ يَدَعْ للّه ِ الدُّنيا وَلَهوَها ، وَأَهرَمَ شَبابَهُ في طاعَةِ اللّه ِ ، إِلَا أَعطاهُ اللّه ُ أَجرَ اثنَينِ وَسَبعينَ صِدِّيقا .
يا أَبا ذَرٍّ : الذَّاكِرُ في الغافِلينَ كالمُقاتِلِ في الفارِّينَ .
يا أَبا ذَرٍّ : الجَليسُ الصَّالِحُ خَيرٌ مِنَ الوَحدَةِ ، والوَحدَةُ خَيرٌ مِن جَليسِ السُّوءِ ، وإِملاءُ الخَيرِ خَيرٌ مِنَ السُّكوتِ ، وَالسُّكوتُ خَيرٌ مِن إِملاءِ الشَّرِّ .
يا أَبا ذَرٍّ : لا تُصاحِب إِلَا مُؤمِنا ، وَلا يأكُل طَعامَكَ إِلَا تَقيٌّ ، وَلا تأكُل طَعامَ الفاسِقينَ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَطعِم طَعامَكَ مَن تُحِبُّهُ في اللّه ِ ، وَكُل طَعامَ مَن يُحِبُّكَ في اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ عِندَ لِسانِ كُلِّ قائِلٍ ، فَليَتَّقِ اللّه َ امرؤٌ وَليَعلَم ما يَقولُ .
يا أَبا ذَرٍّ : اترُك فُضولَ الكَلامِ ، وَحَسبُكَ مِنَ الكَلامِ ما تبلُغُ بِهِ حاجَتَكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : كَفى بِالمَرءِ كَذِبا أَن يُحَدِّثَ بِكُلِّ ما يَسمَعُ .
يا أَبا ذَرٍّ : ما مِن شَيءٍ أَحَقَّ بِطولِ السِّجنِ مِنَ اللِّسانِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ مِن إِجلالِ اللّه ِ إِكرامَ ذي الشَّيبَةِ المُسلِمِ ، وَإِكرامَ حَمَلةِ القُرآنِ العامِلَينَ ، وَإِكرامَ السُّلطانِ المُقسِطِ .
يا أَبا ذَرٍّ : ما عَمِلَ مَن لَم يَحفَظ لِسانَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : لا تَكُن عَيّابا ، وَلا مَدّاحا ، وَلا طَعّانا ، وَلا مُماريا .
يا أَبا ذَرٍّ : لا يَزالُ العَبدُ يَزدادُ مِنَ اللّه ِ بُعدا ما ساءَ خُلقُهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : الكَلِمَةُ الطَّيِّبَةُ صَدَقَةٌ ، وَكُلُّ خُطوَةٍ تَخطوها إِلى الصَّلاةِ صَدَقَةٌ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن أَجابَ داعيَ اللّه ِ ، وَأَحسَنَ عِمارَةَ مَساجِدِ اللّه ِ ، كانَ ثَوابُهُ مِنَ اللّه ِ الجَنَّةَ .
فَقُلتُ : بِأَبي أَنتَ وَأُمِّي يا رَسولَ اللّه ِ ، كَيفَ تُعمَرُ مَساجِدُ اللّه ِ ؟
قالَ : لا تُرفَعُ فيها الأَصواتُ ، وَلا يُخاضُ فيها بِالباطِلِ ، وَلا يُشترى فيها وَلا يُباعُ ، وَاترُكِ اللَّغوِ ما دُمتَ فيها ، فَإِن لَم تَفعَل فَلا تَلومَنَّ يَومَ القيامَةِ إِلَا نَفسَكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ تَعالى يُعطيكَ ما دُمتَ جالِسا في المَسجِدِ بِكُلِّ نَفسٍ تَنَفَّستَ فيهِ دَرَجَةً في الجَنَّةِ ، وَتُصَلِّي عَلَيكَ المَلائِكَةُ ، وَيُكتَبُ لَكَ بِكُلِّ نَفسٍ تَنَفَّستَ فيهِ عَشرُ حَسَناتٍ ، وَيُمحى عَنكَ عَشرُ سَيِّئاتٍ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَتعلَمُ في أَيِّ شَيءٍ أُنزِلَت هَذِهِ الآيةُ «اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» ؟ ۶
قُلتُ : لا فِداكَ أَبي وَأُمِّي .
قالَ : في انتِظارِ الصَّلاةِ خَلفَ الصَّلاةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِسباغُ الوُضوءِ في المَكارِهِ مِنَ الكُفَّاراتِ ، وَكَثرُةُ الاختِلافِ إِلى المَساجِدِ فَذَلِكُمُ الرِّباطُ .
يا أَبا ذَرٍّ : يَقولُ اللّه ُ تَبارَكَ وَتَعالى : «إِنَّ أَحَبَّ العِبادِ إِليَّ المُتَحابُّونَ مِن أَجلي ، المُتَعَلِّقَةُ قُلوبُهُم بِالمساجِدِ ، وَالمُستَغفِرونَ بِالأَسحارِ ، اُُولَئِكَ إِذا أَرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً ذَكَرتُهُم فَصَرَفتُ العُقوبَةَ عَنهُم» .
يا أَبا ذَرٍّ : كُلُّ جُلوسٍ في المَسجِدِ لَغوٌ إِلَا ثَلاثَ : قِراءَةَ مُصَلٍّ ، أَو ذِكرُ اللّه ِ ، أَو سائِلٌ عَن عِلمٍ .
يا أَبا ذَرٍّ : كُن بِالعَمَلِ بِالتَّقوى أَشَدُّ اهتِماما مِنكَ بِالعَمَلِ ، فَإِنَّهُ لا يَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقوى ، وَكَيفَ يَقِلُّ عَمَلٌ يَتَقَبَّلُ ، يَقولُ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ : «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» ۷ .
يا أَبا ذَرٍّ : لا يكونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقينَ حَتَّى يُحاسِبَ نَفسَهُ أَشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّريكِ شَريكَهُ ، فَيَعلَمَ مِن أَينَ مَطعَمُهُ وَمِن أَينَ مَشرَبُهُ وَمِن أَينَ مَلبَسُهُ ، أَمِن حِلٍّ أَم مِن حَرامٍ ؟
يا أَبا ذَرٍّ : مَن لم يُبالِ مِن أَينَ اكتَسَبَ المالَ لَم يُبالِ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ مِن أَينَ أَدخَلَهُ النَّارَ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن سَرَّهُ أَن يَكونَ أَكرَمَ النَّاسِ فَليَتَّقِ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ أَحبَّكُم إِلى اللّه ِ جَلَّ ثَناؤُهُ أَكثَرُكُم ذِكرا لَهُ ، وَأَكرَمُكُم عِندَ اللّه ِ عز و جلأَتقاكُم لَهُ ، وَأَنجاكُم مِن عَذابِ اللّه ِ أَشَدُّكُم لَهُ خَوفا .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ المُتَّقَينَ الَّذينَ يَتَّقونَ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الشَّيءِ الَّذي لا يُتَّقى مِنهُ ، خَوفا مِنَ الدُّخولِ في الشُّبهَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن أَطاعَ اللّه َ عز و جل فَقَد ذَكَرَ اللّه َ وَإِن قَلَّت صَلاتُهُ وَصيامُهُ وَتِلاوَتُهُ لِلقُرآنِ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَصلُ الدِّينِ الوَرَعُ ، وَرأسُهُ الطَّاعَةُ .
يا أَبا ذَرٍّ : كُن وَرِعا تَكُن أَعبَدَ النَّاسِ ، وَخَيرُ دينِكُم الوَرَعُ .
يا أَبا ذَرٍّ : فَضلُ العِلمِ خَيرٌ مِن فَضلِ العِبادَةِ ، وَاعلَم أَنَّكُم لَو صَلَّيتُم حَتَّى تَكونوا كالحَنايا ، وَصُمتُم حَتَّى تَكونوا كالأوتارِ ، ما يِنفَعُكُم ذَلِكَ إِلَا بِوَرَعٍ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ أَهلَ الوَرَعِ وَالزُّهدِ في الدُّنيا هُم أَولياءَ اللّه ِ تَعالى حَقَّا .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن لَم يأتِ يَومَ القيامَةِ بِثَلاثٍ فَقَد خَسِرَ .
قُلتُ : وَما الثَّلاثُ فِداكَ أَبي وَأُمِّي ؟
قالَ : وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَمَّا حَرَّم اللّه ُ عز و جل عَلَيهِ ، وَحِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ السُّفهاءِ ، وَخُلُقٌ يُداري بِهِ النّاسَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِن سَرَّكَ أَن تَكونَ أَقوى النَّاسِ فَتَوَكَّل عَلَى اللّه ِ عز و جل . وَإِن سَرَّكَ أَن تَكونَ أَكرَمَ النَّاسِ فاتَّقِ اللّه ِ . وَإن سَرَّكَ أَن تَكونَ أَغنى النَّاسِ فَكُن بِما في يَدِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ أَوثَقَ مِنكَ بِما في يَدِكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : لَو أَنَّ النَّاسَ كُلَّهُم أَخَذوا بِهَذِهِ الآيةِ لَكَفَتهُم : «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَــلِغُ أَمْرِهِ» ۸ .
يا أَبا ذَرٍّ : يَقولُ اللّه ُ جَلَّ ثَناؤُهُ : «وَعِزَّتي وَجَلالي ، لا يُؤثِرُ عَبدي هَواي عَلى هَواهُ إِلَا جَعَلتُ غِناهُ في نَفسِهِ ، وَهُمومَهُ في آخِرَتِهِ ، وَضَمَّنتُ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقَهُ ، وَكَفَفتُ عَلَيهِ ضيقَهُ ، وَكُنتُ لَهُ مِن وَراءِ تِجارَةِ كُلِّ تاجِرٍ» .
يا أَبا ذَرٍّ : لَو أَنَّ ابن آدَمَ فَرَّ مِن رِزقِهِ كَما يَفِرُّ مِنَ المَوتِ لأَدرَكَهُ كَما يُدرِكُهُ المَوتُ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَلا أُعلِّمُكَ كَلِماتٍ يَنفَعُكَ اللّه ُ عز و جل بِهِنَّ؟
قُلتُ : بَلى يا رَسولَ اللّه ِ .
قالَ : احفَظِ اللّه َ يَحفَظكَ ، احفَظ اللّه َ تَجِدهُ أَمامَكَ ، تَعَرَّفَ إِلى اللّه ِ في الرَّخاءِ يَعرِفكَ في الشِّدَّةِ ، وَإِذا سَأَلتَ فَاسأَلِ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ ، وَإِذا استَعَنتَ فاستَعِن بِاللّه ِ ، فَقَد جَرى القَلَمُ بِما هوَ كائِنٌ إِلى يَومِ القيامَةِ ، فَلَو أَنَّ الخَلقَ كُلَّهُم جَهَدوا أَن يَنفَعوكَ بِشَيءٍ لَم يُكتَب لَكَ ما قَدَروا عَلَيهِ ، وَلَو جَهَدوا أَن يَضُرُّوكَ بِشَيءٍ لَم يَكتُبهُ اللّه ُ عَلَيكَ ما قَدَروا عَلَيهِ ، فَإِن استَطَعتَ أَن تَعمَلَ للّه ِ عَزَّوَجَلَّ بِالرِّضا في اليَقينِ فافعَل ، وَإِن لَم تَستَطِع فَإِنَّ في الصَّبرِ عَلى ما تَكرَهُ خَيرا كَثيرا ، وَإِنَّ النَّصرَ مَعَ الصَّبرِ ، وَالفَرَجَ مَعَ الكَربِ ، وَإِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرا .
يا أَبا ذَرٍّ : استَغنِ بِغِنى اللّه ِ يُغنِكَ اللّه ُ .
فَقُلتُ : وَما هُوَ يا رَسولَ اللّه ِ؟
قالَ صلى الله عليه و آله : غَداءَ يَومٍ وَعَشاءَ لَيلَةٍ ، فَمَن قَنِعَ بِما رَزَقَهُ اللّه ُ فَهوَ أَغنى الناَّسِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ عز و جل يَقولُ : «إِنِّي لَستُ كَلامَ الحَكيمِ أَتَقَبَّلُ ، وَلَكِن هَمُّهُ وَهَواهُ ، فَإِن كانَ هَمُّه وَهَواهُ فيما أُحِبُّ وأَرضى جَعَلتُ صَمتَهُ حَمدا لي وَذِكرا وَوَقارا وَإِن لَم يَتَكَلَّم» .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَتَعالى لا يَنظُرُ إِلى صُوَرِكُم وَلا إِلى أُموالِكُم وَأَقوالِكُم ، وَلَكِن يَنظُرُ إِلى قُلوبِكُم وأَعمالِكُم .
يا أَبا ذَرٍّ : التَّقوى هاهُنا التَّقوى هاهُنا ـ وأَشارَ إِلى صَدرِهِ ـ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَربَعٌ لا يُصيبُهُنَّ إِلَا مُؤمِنٌ : الصَّمتُ وَهوَ أَوَّلُ العِبادَةِ ، وَالتَّواضِعُ للّه ِ سُبحانَهُ ، وَذِكرُ اللّه ِ تَعالى في كُلِّ حالٍ ، وَقِلَّةُ الشَّيءِ ـ يَعني قِلَّةُ المالِ ـ .
يا أَبا ذَرٍّ : هُمَّ بِالحَسَنَةِ وَإِن لَم تَعمَلها لِكيلا تُكتَبَ مِنَ الغافِلينَ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن مَلَكَ ما بَينَ فَخِذَيهِ وَبَينَ لَحيَيهِ دَخَلَ الجَنَّةَ .
قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ وَإِنَّا لَنؤاخَذُ بِما تَنطِقُ بِهِ أَلسِنَتُنا ؟
قالَ : يا أَبا ذَرٍّ وَهَل يَكُبُّ النَّاسَ عَلى مَناخِرِهِم في النَّارِ إِلَا حَصائِدُ أَلسِنَتِهِم ، إِنَّكَ لا تَزالُ سالِما ما سَكَتَّ ، فَإِذا تَكَلَّمتَ كَتَبَ اللّه ُ لَكَ أَو عَلَيكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِنَّ الرَّجُلَ يِتَكَلَّمُ بِالكَلِمَةِ في المَجلِسِ لِيُضحِكَهُم بِها فَهَوى في جَهَنَّمَ ما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ .
يا أَبا ذَرٍّ : وَيلٌ لِلَّذي يُحَدِّث وَيَكذِبُ ليُضحِكَ بِهِ القَومَ ، وَيلٌ لَهُ ، وَيلٌ لَهُ ، وَيلٌ لَهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن صَمَتَ نَجا ، فَعَلَيكَ بِالصِّدقِ ، وَلا تُخرِجَنَّ مِن فيكَ كَذِبا أَبَدا .
قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ فَما تَوبَةُ الرَّجُلِ الَّذي كَذِبَ مُتَعَمِدا ؟
قالَ : الاستِغفارُ وَالصَّلواتُ الخَمسِ تَغسِلُ ذَلِكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِيَّاكَ والغيبَةَ ، فَإِنَّ الغيبةَ أَشَدٌّ مِنَ الزِّنا .
قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ وَلِمَ ذَلِكَ بِأَبي أَنتَ وَأُمِّي ؟
قالَ : لِأَنَّ الرَّجُلَ يَزني وَيَتوبُ إِلى اللّه ِ فَيَتوبُ اللّه ُ عَلَيهِ ، والغيبَةُ لا تُغفَرُ حَتَّى يَغفِرَها صاحِبُها .
يا أَبا ذَرٍّ : سِبابُ المُؤمِنِ فُسوقٌ ، وَقِتالُهُ كُفرٌ ، وَأَكلُ لَحمِهِ مِن مَعاصي اللّه ِ ، وحُرمَةُ مالِهِ كَحُرمَةِ دَمِهِ .
قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ وَما الغيبَةُ؟
قالَ : ذِكرُكَ أَخاكَ بِما يَكرَهُ .
قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ فَإِن كانَ فيهِ ذاكَ الَّذي يُذكَرُ بِهِ؟
قالَ : اعلَم أَنَّك إِذا ذَكَرتَهُ بِما هوَ فيهِ فَقَد اغتَبتَهُ ، وَإِذا ذَكَرتَهُ بِما لَيسَ فيهِ فَقَد بَهَتَّهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن ذَبَّ عَن أَخيهِ المُسلِمِ الغيبَةَ كانَ حَقَّا عَلى اللّه ِ أَن يُعتِقَهُ مِن النَّارِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن اغتيبَ عِندَهُ أَخوهُ المُسلِمُ وَهوَ يَستَطيعُ نَصرَهُ فَنَصَرَهُ نَصَرَهُ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ في الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، فَإِن خَذَلَهُ وَهوَ يَستَطيعُ نَصرَهُ خَذَلَهُ اللّه ُ في الدُّنيا وَالآخِرَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : لا يَدخُلُ الجَنَّةَ قَتَّاتٌ .
قُلتُ : وَما القَتَّاتُ ؟
قالَ : النَّمَّامُ .
يا أَبا ذَرٍّ : صاحِبُ النَّميمَةِ لا يَستَريحُ مِن عَذابِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ في الآخِرَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن كانَ ذا وَجهَينِ وَلِسانَينِ في الدُّنيا فَهوَ ذو لِسانَينِ في النَّارِ .
يا أَبا ذَرٍّ : المَجالِسُ بِالأَمانَةِ ، وَإِفشاءُ سِرِّ أَخيكَ خيانَةٌ ، فاجتَنِب ذَلِكَ ، واجتَنِب مَجلِسَ العَشيرَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : تُعرَضُ أَعمالُ أَهلُ الدُّنيا عَلى اللّه ِ مِنَ الجُمُعَةِ إِلى الجُمُعَةِ في يَومِ الاثنَينِ والخَميسِ فَيَغفِرُ لِكُلِّ عَبدِ مُؤمِنٍ إِلَا عَبدا كانَت بَينَهُ وَبَينَ أَخيهِ شَحناءُ ، فَيُقالُ : اترُكوا عَمَلَ هَذَينِ حَتَّى يَصطَلِحا .
يا أَبا ذَرٍّ : إِيَّاكَ وَهِجرانَ أَخيكَ ، فَإِنَّ العَمَلَ لا يُتَقَبَّلُ مَعَ الهِجرانِ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَنهاكَ عَنِ الهِجرانِ ، وَإِن كُنتَ لا بُدَّ فاعِلاً فَلا تَهجُرهُ فَوقَ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ كَمَلاً ، فَمَن ماتَ فيها مُهاجِرا لِأَخيهِ كانَت النَّار أَولى بِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن أَحَبَّ أَن يَتَمَثَّلَ لَهُ الرِّجالُ قياما فَليَتَبَوأَ مَقعَدَهُ مِنَ النَّارِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن ماتَ وَفي قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن كِبرٍ لَم يَجِد رائِحَةَ الجَنَّةِ إِلَا أَن يَتوبَ قَبلَ ذَلِكَ .
فَقالَ رَجُلٌ : يا رَسولَ اللّه ِ إِنِّي لَيُعجِبُني الجَمالُ حَتَّى وَدِدتُ أَنَّ عِلَاقَةَ سَوطي وَقِبالَ نَعلي حَسَنٌ ، فَهَل يُرهَبُ عَلى ذَلِكَ؟
قالَ : كَيفَ تَجِدُ قَلبَكَ؟
قالَ : أَجِدُهُ عارِفا لِلحَقِّ مُطمَئِنَّا إِليهِ .
قالَ : لَيسَ ذَلِكَ بِالكِبرِ ، وَلَكِنّ الكِبرِ أَن تَترُكَ الحَقَّ ، وَتَتَجاوَزَهُ إِلى غَيرِهِ ، وَتَنظُرَ إِلى النَّاسِ وَلاتَرى أَنَّ أَحَدا عِرضُهُ كَعِرضِكَ ، وَلا دَمُهُ كَدَمِكَ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَكثَرُ مَن يَدخُلُ النَّارَ المُستَكبِرونَ .
فَقالَ رَجُلٌ : وَهَل يَنجو مِنَ الكِبرِ أَحَدٌ يا رَسولَ اللّه ِ؟
قالَ : نَعَم ، مَن لَبِسَ الصُّوفَ ، وَرَكِبَ الحِمارَ ، وَحَلَبَ الشَّاةَ ، وَجالَسَ المَساكِينَ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن حَمَلَ بِضاعَتَهُ فَقَد بَرِى ءَ مِنَ الكِبرِ ـ يَعني ما يَشتَري مِنَ السُّوقِ ـ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن جَرَّ ثَوبَهُ خُيَلاءَ لَم يَنظُرِ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ إِلَيه يَومَ القيامَةِ .
يا أَبا ذَرٍّ : إِزرَةُ المُؤمِنِ إِلى أَنصافِ ساقَيهِ ، وَلا جَناحَ عَلَيهِ فيما بَينَهُ وَبَينَ كَعبَيهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن رَفَعَ ذَيلَهُ ، وخَصَفَ نَعلَهُ ، وعَفَّرَ وَجهَهُ ، فَقَد بَرِيءَ مِنَ الكِبرِ .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن كانَ لَهُ قَميصانِ فَليَلبَس أَحَدَهُما وَليُلبِس الآخَرَ أَخاهُ .
يا أَبا ذَرٍّ : سَيَكونُ ناسٌ مِن أُمَّتي يُولَدونَ في النَّعيمِ وَيُغَذَّونَ بِهِ ، هِمَّتُهُم أَلوانُ الطَّعامِ وَالشَّرابِ ، وَيُمدَحونَ بِالقَولِ ، أُولَئِكَ شِرارُ أُمَّتي .
يا أَبا ذَرٍّ : مَن تَرَكَ لُبسَ الجَمالِ هُوَ يَقدِرُ عَلَيهِ تَواضِعا للّه ِ عَزَّوَجَلَّ في غَيرِ مَنقَصَةٍ ، وَأَذَلَّ نَفسَهُ في غَيرِ مَسكَنَةٍ ، وأَنفَقَ ما جَمَعَهُ في غَيرِ مَعصيَةٍ ، وَرَحِمَ أَهلَ الذُّلِّ والمَسكَنَةِ ، وَخالَطَ أَهلَ الفِقهِ وَالحِكمَةِ ، طوبَى لِمَن صَلَحَت سَريرَتُهُ ، وَحَسُنَت عَلانيَتُهُ ، وَعَزَلَ عَنِ النَّاسِ شَرَّهُ ، طوبى لِمَن عَمِلَ بِعِلمِهِ ، وأَنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ ، وأَمسَكَ الفَضلَ مِن قَولِهِ .
يا أَبا ذَرٍّ : البَسِ الخَشِنَ مِن اللِّباسِ ، والصَّفيقَ مِنَ الثِّيابِ ، لِئَلَا يَجِدَ الفَخرُ فيكَ مَسلَكا .
يا أَبا ذَرٍّ : يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ قَومٌ يَلبَسونَ الصُّوفَ في صَيفِهِم وَشِتائِهِم ، يَرونَ أَنَّ لَهُمُ الفَضَلَ بِذَلِكَ عَلى غَيرِهِم ، أُولَئِكَ تَلعَنهُم مَلائِكَةُ السَّمواتِ وَالأَرضِ .
يا أَبا ذَرٍّ : أَلا أُخبِرُكَ بِأَهلِ الجَنَّةِ؟
قُلتُ : بَلى يا رَسولَ اللّه ِ .
قالَ صلى الله عليه و آله : كُلُّ أَشعَثَ أَغبَرَ ذي طِمرَينِ لا يُؤبَهُ لَهُ لَو أَقسَمَ عَلى اللّه ِ لأَبَرَّهُ . ۹

1. باب حطة : هي باب من دخله من بنياسرائيل أرضية المغفرة الالهية مهيّئة له (راجع: بصائر الدرجات : ص ۲۹۷ و البقرة : ۵۸ ) .

2. الاسراء : ۱۰۷ ـ ۱۰۹ .

3. في بعض النسخ : عرضها .

4. الحجر : ۹۸ ـ ۹۹ .

5. البقرة : ۱۱۶ ، يونس : ۶۸ ، الكهف : ۴ .

6. آل عمران : ۲۰۰ .

7. المائدة : ۲۷ .

8. الطلاق : ۲ ـ ۳ .

9. مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۶۳ ـ ۳۸۱ ح ۲۶۶۱ عن أبي ذرّ ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۷۴ ح ۳ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7476
صفحه از 594
پرینت  ارسال به