489
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم

۱۱۹۸۲.تحف العقول - از سفارش پيامبر خدا به امير مؤمنان ـ :اى على! از يقين، اين است كه كسى را با خشم خدا، خشنود نسازى و با آنچه خدا به تو داده، كسى را نستايى و به جهت آنچه خدا به تو نداده، كسى را سرزنش نكنى؛ چرا كه روزى، آزِ هيچ آزمندى را فرو نمى نشانَد و ناخشنودىِ ناخشنود را برنمى گردانَد. خداوند، به حكمت و تفضّل خود، آرامش و شادى را در يقين و رضايت، قرار داده و غم و اندوه را در دوْدلى و نارضايتى.
اى على! هيچ ندارى اى از نادانى بدتر نيست و هيچ دارايى اى ، سودمندتر از خِرد نيست و هيچ تنهايى اى ، هراسناك تر از خودْ شيفتگى نيست و هيچ پشتيبانى ، بهتر از رايزنى نيست و هيچ خِردى ، همانند تدبير نيست و هيچ حَسَبى ، همانند خوشْ اخلاقى نيست و هيچ عبادتى ، همانند انديشيدن نيست.
اى على! آفت حديث ، دروغگويى است و آفت دانش ، فراموشى است و آفت عبادت ، سستى است و آفت بخشش ، منّت است و آفت شجاعت ، تجاوز است و آفت زيبايى ، غرور است و آفت حَسَب ، به خود باليدن است.
اى على! همواره راستگو باش و هرگز از دهانت، دروغ بيرون نيايد و هرگز به خود جرئت خيانت كردن نده. از خدا چنان بيمناك باش كه گويى او را مى بينى. دارايى و جانت را در راه دينت ببخش و همواره اخلاق خوب داشته باش و با خوبى هاى اخلاقى در آميز و از بدى هاى اخلاقى ، كناره بگير ... .
اى على! سه چيز از خوبى هاى اخلاقى است: پيوند بزنى با كسى كه از تو بُريده، و ببخشى به كسى كه تو را محروم كرده، و گذشت كنى از كسى كه به تو ستم كرده است.
اى على! سه چيز ، رهايى بخش است: زبانت را نگه دارى، بر خطايت بگِريى، و خانه ات را توسعه دهى.
اى على! سروَر كارها، سه چيز است: انصاف داشتن با مردم، مساوات با برادر دينى در راه خدا، و همواره به ياد خدا بودن.
اى على! سه چيز ، از لباس رويين خدايى انسان است: مردى كه براى خدا به ديدار برادر مؤمنش برود كه او مورد زيارت خداست و بر خداست كه او را احترام كند و هر چه را كه مى خواهد ، به او بدهد ؛ مردى كه پى در پى نماز بگزارد كه چنين كسى ميهمان خداست و بر خداست كه ميهمانش را احترام كند ؛ و حج گزار و عمره گزار كه وارد بر خدايند و بر خداوند است كه واردانش را احترام كند.
اى على! سه چيز است كه در دنيا و آخرت، پاداش دارد: حج [كه] نادارى را برطرف مى كند، و صدقه [كه] بلا را دفع مى كند، و صِله رحِم [كه] عمر را افزايش مى دهد.
اى على! سه چيز است كه هر كس نداشته باشد، كارى از او ساخته نيست: پارسايى اى كه مانع نافرمانى خداوند عز و جل مى شود، و دانشى كه با آنْ نادانىِ سفيه برطرف مى گردد؛ و خِردى كه با آن با مردم ، مدارا شود.
اى على! سه كس در قيامت، زير سايه عرش خداوند هستند: مردى كه به خاطر خدا براى برادرش همانى را دوست داشته باشد كه براى خودش دوست دارد؛ و مردى كه هر اتّفاقى كه برايش پيش مى آيد ، نه آن را جلو مى اندازد و نه عقب ، مگر اين كه مى داند كه در آن خشنودى يا خشم خدا هست ؛ و مردى كه از برادرش عيبى نمى گيرد ، مگر اين كه آن عيب را در خود ، اصلاح مى كند . چنين كسى ، هر گاه عيبى را از خود برطرف كند، عيب ديگرى را در خود مى يابد و همين براى انسان بس كه همواره ، مشغول خود باشد.
اى على! سه چيز ، كليد نيكى است: سخاوت، خوش سخنى، و شكيبايى بر آزار.
اى على! در تورات ، چهار چيز ، با چهار چيز آمده است: هر كس آزمند بر دنيا باشد ، از خدا خشمگين است ؛ و هر كس از ناگوارى اى كه برايش پيش مى آيد شكوه كند ، [در واقع] از خدا شِكوه مى كند ؛ و هر كس پيش ثروتمندى برود و در برابر او كُرنِش كند دوْ سومِ دينش از ميان رفته است ، و هر كس از اين امّت وارد آتش شود ، از كسانى است كه آيات خدا را ريشخند كرده و به بازى گرفته است.
چهار چيز ، با چهار چيز است: هر كس به فرمان روايى رسد، استبداد مى ورزد ؛ و هر كس رايزنى نكند ، پشيمان مى شود ؛ از همان دست كه مى دهى ، از همان دست مى گيرى ؛ و نادارى ، مرگِ بزرگى است» .
پرسيده شد : [منظور از] نادارى، نداشتن درهم و دينار است؟
فرمود: [منظور] نادارى در دين است» .
[سپس فرمود:] «اى على! همه چشم ها در روز قيامت گريان اند ، جز سه چشم: چشمى كه در راه خدا بيدار بماند، چشمى كه بر حرام هاى خدا بسته شود، و چشمى كه از ترس خدا گريان باشد» .
اى على! خوشا به چهره اى كه خدا به آن توجّه كند ؛ براى گناهى كه مرتكب شده ، مى گِريد و اَحَدى جز خدا بر آن ، آگاه نمى شود!
اى على! سه چيز ، نابود كننده و سه چيز ، عامل رهايى است: نابود كننده ها عبارت اند از : هوس، بخلِ پيروى شده، و خودشيفتگىِ مرد به خود . سه عامل رهايى ، عبارت اند از: دادگرى در خشم و خوشى ؛ ميانه روى در نادارى و دارايى ؛ و بيم از خدا در نهان و آشكار، به گونه اى كه گويى خدا را مى بينى و اگر تو او را نمى بينى ، او تو را مى بيند.
اى على! در سه جا دروغ ، پسنديده است: ۱ مكر در جنگ، وعده دادن تو به همسرت، و سازش برقرار كردن در ميان مردم.
اى على! در سه چيز، راستگويى ناپسند است: سخن چينى، دادنِ خبر ناراحت كننده به كسى درباره خانواده او ، و دروغ دانستن خير و يا خبر كسى.
اى على! چهار چيز ، هدر مى رود: خوردن پس از سيرى، چراغ روشن كردن در مهتاب، كِشت در شوره زار، و كار خوب در پيش نا اهل.
اى على! چهار كار ، زودْ عقوبت است: مردى كه به او احسان كنى و او در برابر، به تو بدى كند ؛ و مردى كه تو به او ستم نكرده باشى و او به تو ستم كند ؛ و مردى كه در كارى با او پيمان ببندى و وفادار باشى و او فريبكارى كند ؛ و مردى كه خويشانش با او صِله رحِم كنند، ولى او قطع رحِم كند.
اى على! هر كس ، چهار چيز را داشته باشد، اسلامش كامل مى گردد: راستى، سپاس گزارى، آزرم، و خوش اخلاقى.
اى على! كم حاجت خواستن از مردم ، خود ، بى نيازى فعلى است، و بسيار حاجت خواهى از مردم ، مايه ذلّت است و نادارى فعلى.
اى على! مؤمن، سه نشانه دارد: روزه گرفتن، نماز خواندن، و زكات دادن.
مرد مُتظاهر، سه نشانه دارد: در حضور ، چاپلوسى مى كند؛ و پشتِ سر ، غيبت مى كند ؛ و براى مصيبت ، شماتت مى كند.
ستمگر هم سه خصوصيت دارد: بر پايين تر از خود ، زور مى گويد ؛ و از بالاتر از خود ، نافرمانى مى كند ؛ و از ستم ، پشتيبانى مى كند.
رياكار نيز سه نشانه دارد: در پيش مردم ، بانشاط است ؛ و در تنهايى ، بى حال است ؛ و در تمامى كارها دوست دارد كه [از او] تعريف شود.
منافق هم سه نشانه دارد: اگر خبر رسانى كند، دروغ مى گويد ؛ و اگر به او اعتماد شود، خيانت مى ورزد ؛ و اگر وعده دهد، تخلّف مى نمايد.
انسان بى حال ، سه نشانه دارد: چنان كوتاهى مى كند كه به تفريط كشيده مى شود ، و چنان تفريط مى كند كه ضايع مى كند ، و چنان ضايع مى كند كه گناهكار مى شود.
انسان خردمند ، سزاوار نيست كه در پىِ كارى باشد ، جز در سه چيز: در پىِ اصلاح معاش بودن ، گام برداشتن در راه معاد ، و كامجويى از حلال ... .
اى على! هر گاه هلال ماه ۲ را ديدى ، سه بار «تكبير» بگو و بگو: ستايش ، خدايى راست كه مرا و تو را آفريد و برايت ، منزلگاه هايى قرار داد و تو را نشانه اى براى همه جهانيان ، قرار داد .
اى على! هر گاه در آينه نگاه كردى، سه بار تكبير بگو و بگو: خداوندا! همان گونه كه آفرينشم را خوب كردى، اخلاقم را هم خوب كن.
اى على! هر گاه چيزى تو را به هراس انداخت، بگو: خداوندا! به حقّ محمّد و خاندان محمّد، آن را برايم پيش نياور، مگر اين كه گشايش از آن را نيز برايم حاصل كنى» .
گفتم: اى پيامبر خدا! منظور از «كلمات» در آيه «پس آدم از پرودگارش كلماتى را دريافت كرد» چيست ؟
فرمود: «اى على! خداوند ، آدم عليه السلام را در هند فرود آورد و حوّا را در جدّه، و مار را در اصفهان، و ابليس را در مَيْسان. ۳ در بهشت ، چيزى زيباتر از مار و طاووس نبود و مار ، چهار تا پا همانند پاهاى شتر داشت . ابليس ، داخل شكم مار شد و آدم را فريب داد و نيرنگ زد، و خداوند بر مار ، خشم گرفت و پاهايش را جدا كرد و فرمود: روزى ات را خاك قرار دادم و به گونه اى قرارت دادم كه بر روى شكم ، راه بروى. كسى كه به تو رحم كند، مورد رحم خدا قرار نگيرد . و بر طاووس خشم گرفت، به اين جهت كه طاووس ، ابليس را به درخت معهود ، راه نمايى كرد . پس صدا و پاهايش را از او گرفت.
آدم عليه السلام به مدّت يكصد سال در هند ماند و سرش را به سوى آسمان بلند نمى كرد و دستش را بر سرش گذاشته بود و بر گناهش مى گريست. خداوند، جبرئيل عليه السلام را به سوى او فرستاد و به او گفت: اى آدم! پروردگار عز و جل سلام مى رساند و مى گويد: اى آدم! آيا من ، تو را با دستانم نيافريدم؟ آيا در تو از روحم ندميدم؟ آيا فرشتگانم را برايت به سجده وا نداشتم؟ آيا كنيزم حوّا را همسرت قرار ندادم؟ آيا در بهشتم ساكنت نكردم؟ گريه ات براى چيست؟ با اين كلمات، حرف بزن كه خداوند ، توبه ات را پذيراست. بگو: پاكى تو! هيچ معبودى جز تو نيست. بد كردم و به خودم ، ستم روا داشتم. پس بر من باز گرد ، كه تو بازگشت كننده مهربانى .
اى على! اگر مارى را در بار و بنه ات ديدى، آن را نكُش تا سه بار كه خارج شوى و او را ببينى . اگر بار چهارم ديدى، آن را بكُش كه كافر است.
اى على! اگر مارى را در راهى ديدى ، آن را بكُش ؛ زيرا من با جنّيان شرط كرده ام كه به شكل مار در نيايند.
اى على! چهار خصلت از بدبختى است: خشكىِ چشم، سختىِ دل، دورى آرزو ، و دنيادوستى.
اى على! هر گاه كسى رو در رو ، تو را ستود، بگو: خداوندا! مرا بهتر از آنچه گمان مى برند، قرار ده و آنچه را از من نمى دانند ، بيامرز و مرا با آنچه آنان مى گويند، مؤاخذه نكن» .
اى على! هر گاه آميزش كردى، بگو: خداوندا! شيطان را از ما دور كن، شيطان را دور كن، شيطان را دور كن از آنچه روزى من كردى! . اگر قضا چنين باشد كه از زن و شوهرى، فرزندى به وجود آيد، براى هميشه از شيطان ، در امان خواهد بود .
اى على! غذايت را با نمك شروع كن ۴ و با نمك به پايان ببر؛ چرا كه نمك ، شفاى هفتاد درد است كه كمترينِ آنها ديوانگى و جذام و پيسى است.
اى على! با روغن ، بدنت را چرب كن، كه هر كس روغن مالى كند، شيطان تا چهل شب به او نزديك نمى شود. ۵
اى على! در شب هاى نيمه ماه و اوّل ماه ، با همسرت در نياميز. مگر نديده اى كه ديوانگىِ ديوانه، در اوّل و نيمه ماه بيشتر مى شود ؟! ۶
اى على! هر گاه برايت دختر و يا پسرى به دنيا آمد، در گوش راستش، اذان و در گوش چپش، اقامه بگو ، كه براى هميشه از شرّ شيطان ، در امان است. ۷
اى على! آيا تو را از بدترينِ مردم ، آگاه نكنم؟» .
گفتم : چرا ، اى پيامبر خدا!
فرمود: «بدترينِ مردم، كسى است كه از گناه كسى گذشت نكند و لغزشِ كسى را فرو نگذارد. آيا بدتر از اين را برايت نگويم؟»
گفتم : چرا ، اى پيامبر خدا!
فرمود: «هر كس كه از شرّش ، امانى نيست و به خيرش ، اميدى نيست» .
[سپس فرمود :] «اى على! از حمّام رفتن بدون لُنگ ، پروا كن، كه هر كس بدون لُنگ وارد حمّام شود، هم نگاه كننده و هم نگاه شونده ، از رحمت خدا به دورند .
اى على! در انگشت هاى اشاره و وسطى، انگشتر نكن، كه قوم لوط چنين مى كردند ۸ و انگشت كوچكت را بدون انگشتر مگذار.
اى على! خداوند ، از بنده اى كه چنين بگويد ، خوش حال مى شود: پروردگارا! مرا بيامرز كه جز تو ، كسى گناهان را نمى آمرزد . خداوند مى گويد: فرشتگانم! اين بنده من، مى داند كه جز من، كسى بخشاينده گناهان نيست . گواه باشيد كه من ، او را آمرزيدم .
اى على! از دروغْ دورى كن ، چه اين كه دروغ، انسان را روسياه مى كند . سپس در پيشگاه خدا نوشته مى شود: دروغگو . و راستگويى ، انسان را روسفيد مى كند و در پيشگاه خدا نوشته مى شود: راستگو و بدان كه راستى، فرخنده است و دروغ، شوم.
اى على! از غيبت و سخن چينى دورى كن ؛ چرا كه غيبت به مثابه باطل كننده روزه است و سخن چينى، موجب عذاب قبر است.
اى على! بدون ضرورت، سوگند دروغ و حتّى راست به خدا نخور، و خدا را در معرض سوگندت قرار نده؛ چرا كه خداوند، به كسى كه به نام او، به دروغ سوگند ياد كند، نه رحم مى كند و نه توجّه.
اى على! غمِ روزى فردا را نخور، كه روزى هر فردايى ، خود مى آيد.
اى على! از لجبازى دورى كن، كه آغازش نادانى و پايانش پشيمانى است.
اى على! همواره مسواك بزن، كه مسواك ، پاك كننده دهان و مايه خشنودى پروردگار و مايه روشنى چشم است. و خلال كردن ، تو را محبوبِ فرشتگان مى كند و فرشتگان ، از بوى دهان كسى كه پس غذا خلال نمى كنند، اذيّت مى شوند.
اى على! خشم نگير و هر گاه خشمگين شدى، بنشين و در توانايى پروردگار بر بندگان و بردبارى اش با آنان، بينديش. و هر گاه به تو گفته شد: از خدا پروا كن، خشمت را فرو ببَر و بردبارى كن.
اى على! آنچه براى خودت هزينه مى كنى، آن را به حساب خدا بگذار ، كه در پيشگاه خدا ، آن را ذخيره شده، خواهى يافت.
اى على! با خانواده و همسايگان و اهل معاشرت با تو و همنشينانت، خوش اخلاقى كن، كه در پيشگاه خدا در درجات عالى نوشته مى شوى.
اى على! آنچه براى خودت نمى پسندى، براى ديگران هم نپسند و آنچه براى خودت دوست دارى، براى برادرت هم دوست داشته باش ، تا در داورى ات ، دادگر باشى و در عدالتت، قسط را رعايت كنى و محبوبِ اهل آسمان شوى و محبوب دل اهل زمين گردى. سفارش مرا حفظ كن. إن شاء اللّه تعالى!» .

1. . شايان ذكر است كه دروغ، حرام است و دروغ گفتن، همانند ساير حرام ها گناه است و ميان آن و ديگر حرام ها تفاوتى وجود ندارد؛ امّا زمانى كه دو كار مهم و مهم تر وجود دارد كه بايد يكى انتخاب شود، مهم تر مقدّم است؛ زيرا عقل حكم مى كند كه در تزاحم ميان دو حرام، كه يكى از آن دو جرم كم ترى دارد و بايد يكى را انتخاب كرد، لازم است آنچه جرم كمترى دارد، انتخاب شود ؛ مانند جايى كه كسى در حال غرق شدن است و براى نجات وى بايد حرامى مرتكب شد و ميان نجاتِ غريق و انجام واجب ديگر، بايد يكى را انتخاب كرد، نجات غريق ، مقدّم است؛ چرا كه مهم تر است. ادلّه چهارگانه كتاب، سنّت، اجماع و عقل هم بر همين دلالت مى كنند. اين حديث و حديث بعدى از اين گونه مسائل هستند.

2. . هلال، شب اوّل و يا شب اوّل تا سوم يا هفتم ماه است. شيخ بهايى گفته است: وقت تلاوت دعاى هلال، تا زمانى است كه هلال ، صادق است و بهتر اين است كه از شب اوّل تأخير نيفتد تا به قدر متيقّن ـ كه در لغت و عرف، مورد اتّفاق است ـ . اگر ممكن نشد، ديرتر از شب دوم نباشد ؛ زيرا بيشتر لغت شناسان، آن را تا شب دوم مى دانند. امّا اگر موفق نشدى ، تا شبِ سوم بخوان ؛ چرا كه بسيارى از لغت شناسان ، شب سوم را آخرين شب هلال مى دانند.

3. . مَيسان، منطقه اى در ميان واسط و بصره است و منسوب به آن جا «ميسانى» است. شايد ذكر اين مناطق، كنايه از دورى مسافت باشد.

4. . ر . ك : ص ۱۲۵ (چكيده آداب «خوردن» از نگاه احاديث) .

5. . اين كار يا براى پاكيزگى است و يا خواصّ طبيعى دارد و يا چيزهايى كه ما نمى دانيم و دانش آن در نزد خداست.

6. . از آن جايى كه كره ماه در كره زمين ، تأثير طبيعى دارد و موجب پيدايش اثراتى در موادّ زمين مى شود، احتمال دارد كه در مزاج انسان هم تأثير كند ، به گونه اى كه آثار آن در فرزندان و نسل هاى بعدى نيز آشكار گردد.

7. . اين كار ، در سنّت نبوى وارد شده و بر آن ، تأكيده شده است ، همان گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله با امام حسن و امام حسين عليه السلام هم چنين كرد.

8. . نهى پيامبر صلى الله عليه و آله از انگشتر به انگشت اشاره و وسطى كردن، براى تشبّه به كفّار بوده و تا زمانى كه عنوان تشبّه صادق باشد، حكم حرمت هم هست. هر عملى كه چنين باشد و بر آن، عنوان تشبّه صدق كند، حرام است و هر گاه آن عنوان، صادق نبود، حرمتْ برداشته مى شود. همان طور كه على عليه السلام از پيامبر نقل كرده است كه ايشان فرمود: «پيرى را با خضاب ، دگرگون كنيد و شبيه يهود نباشيد». و افزوده كه: «پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى چنين گفت كه مسلمانان ، اندك بودند، امّا اكنون كه ميدان دين ، گسترده و پايه هاى آن ، استوار شده، هر مردى مختار است كه هر گونه باشد» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم
488

۱۱۹۸۲.تحف العقولـ أيضا ، في وصيَّتِهِ صلى الله عليه و آله لأميرالمؤمنين عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ إنَّ مِنَ اليَقينِ ألّا تُرضيَ أحَدا بِسَخَطِ اللّه ِ ، ولا تَحْمَدَ أحَدا بما آتاكَ اللّه ، وَلا تَذُمَّ أحَدا عَلى مالَمْ يُؤْتِكَ اللّه ُ ، فإنَّ الرّزقَ لا يَجُرُّهُ حِرْصُ حَرِيصٍ ولا تَصْرِفُهُ كَراهَةُ كارِهٍ ، إنَّ اللّه َ بِحُكْمِهِ وَفَضْلِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَالفَرَحَ في اليقينِ وَالرِّضا ، وَجَعَلَ الهَمَّ وَالحُزْنَ في الشَّكِّ وَالسُّخْطِ .
يا عليُّ إنّه لا فقرَ أشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ ولا مالَ أعوَدُ مِنَ العَقْلِ ۱ ولا وحدَةَ أوْحَشُ مِنَ العُجبِ ولا مُظاهَرَةَ أحسَنُ مِن المُشاوَرَةِ ۲ وَلا عَقلَ كَالتَّدبيرِ وَلا حَسَبَ كَحُسنِ الخُلقِ ۳ ولا عِبادَةَ كَالتَّفَكُّرِ .
يا عَليُّ آفَةُ الحَدِيثِ الكِذبُ وآفَةُ العِلم النِّسيانُ وَآفَةُ العِبادَةِ الفَترَةُ ۴ . وَآفَةُ السَّماحَةِ المَنُّ ۵ . وآفَةُ الشّجاعَةِ البَغْي وَآفَةُ الجَمالِ الخُيَلاءُ . وآفَةُ الحَسَبِ الفَخرُ ۶ .
يا عليُّ عَلَيكَ بِالصِّدقِ وَلا تَخرُج مِن فيكَ كَذِبةٌ أبَدا وَلا تَجتَرِئَنَّ عَلى خِيانَةٍ أَبَدا ؛ وَالخَوفَ مِنَ اللّه ِ كَأَنَّكَ تَراهُ . وَابذُل مالَكَ وَنَفسَكَ دونَ دِينِكَ وَعَلَيْكَ بِمَحاسِنِ الأخلاقِ فَاركَبها وَعَلَيْكَ بِمَساوِي الأخلاقِ فَاجتَنِبها ... .
يا عليُّ ثَلاثٌ مِن مَكارِمِ الأخلاقِ : تَصِلُ مَن قَطَعَكَ . وَتُعطي مَن حَرَمَكَ وتَعفُو عَمَّن ظَلَمَكَ .
يا عليُّ ثَلاثٌ مُنجِياتٌ : تَكفُّ لِسانَكَ . وَتَبكِي عَلى خَطيئَتِكَ . وَيَسعُكَ بَيْتُكَ ۷ .
يا عليٌّ سَيِّدُ الأعمالِ ثَلاثُ خِصالٍ : إنصافُكَ النّاسَ مِن نَفْسِكَ . ومُساواةُ الأخِ في اللّه ِ . وَذِكْرُ اللّه ِ عَلى كُلِّ حالٍ .
يَا عَليٌّ ثَلاثَةٌ مِن حُلَلِ اللّه ِ ۸ : رَجُلٌ زارَ أخاهُ المُؤمِنَ في اللّه ِ فَهُوَ زَورُ اللّه ِ وَحقٌّ عَلَى اللّه ِ أن يُكرِمَ زَورَهُ ۹ ويعطِيَهُ ما سَأَلَ . وَرَجُلٌ صَلّى ثُمَّ عَقَّبَ إلَى الصَّلاةِ الاُخرى فَهُوَ ضَيف اللّه ِ وحَقٌّ عَلَى اللّه ِ أن يُكرِم ضَيفَهُ . والحاجُّ والمُعتَمِرُ فَهُما وَفدُا اللّه ِ وَحَقُّ عَلَى اللّه ِ أن يُكرِمَ وَفْدَه .
يا عَليُّ ثَلاثٌ ثَوابُهُنَّ في الدُّنيا والآخِرَةِ : الحَجُّ يَنفي الفَقرَ وَالصَّدقَةُ تَدْفَعُ البَلِيَّةَ وَصِلَةُ الرَّحِمِ تَزِيدُ في العُمرِ .
يا عَليٌّ ثَلاثٌ مَن لَم يَكُنَّ فيهِ لَم يَقُم لَهُ عَمَلٌ : وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِي اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ . وَعِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ السَّفيهِ . وَعَقلٌ يُداري بِهِ النّاسَ .
يا عَليّ ثَلاثَةٌ تَحتَ ظِلِّ العَرشِ يَومَ القِيامَةِ : رَجُلٌ أحَبَّ لِأَخيهِ ما أحَبَّ لِنَفسِهِ . وَرَجُلٌ بَلَغَهُ أَمرٌ فَلَم يتَقدَّم فيهِ وَلَم يَتَأَخَّر حَتّى يَعلَمَ أنَّ ذلِكَ الأَمرَ للّه ِِ رِضىً أَو سَخَطٌ . ورَجُلٌ لَم يَعِب أخاهُ بِعَيبٍ حَتّى يُصلِحَ ذلِكَ العَيبَ مِن نَفسِهِ ، فَإنَّه كُلَّما أَصلَحَ مِن نَفسِهِ عَيبا بَدالَهُ مِنها آخَرُ ؛ وَكَفى بِالمَرءِ في نَفسِهِ شُغلاً .
يا عليٌّ ثَلاثٌ مِن أبوابِ البِرِّ : سَخاءُ النَّفسِ . وَطِيبُ الكَلامِ . وَالصَّبرُ عَلَى الأَذى .
يا عليُّ في التَّوراةِ أربَعٌ إلى جَنبِهِنَّ أربَعٌ : مَن أصبَحَ عَلَى الدُّنيا حَرِيصا أصبَحَ وَهُوَ عَلَى اللّه ِ ساخِطٌ . وَمَن أصبَحَ يَشكو مُصيبَةً نَزَلَتْ بِهِ فَإنَّما يَشكُو رَبَّهُ . وَمَن أتى غَنِيّا فَتَضَعضَعَ لَهُ ۱۰ ذَهَبَ ثُلثا دِينِه . وَمَن دَخَلَ النّارَ مِن هذِهِ الاُمَّةِ فَهُوَ مِمَّنِ اتَّخَذَ آياتِ اللّه ِ هُزُوا ولعبا .
أَربَعٌ إلى جَنبِهنَّ أربَعٌ : مَن مَلَكَ استَأثَرَ ۱۱ . ومَن لَم يَستَشِر يَندَم . كما تَدِينُ تُدانُ . وَالفَقرُ المَوتُ الأكبَرُ ، فَقيلَ لَهُ : الفَقرُ مِنَ الدِّينارِ وَالدِّرَهَمِ ؟ فَقالَ : الفَقرُ مِنَ الدِّينِ .
يا عليُّ كلُّ عَينٍ باكِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ إلّا ثَلاثَ أَعيُنٍ : عَينٌ سَهَرَت في سَبيلِ اللّه ِ ۱۲ . وعَينٌ غُضَّت عَن مَحارِمِ اللّه ِ . وَعَينٌ فاضَت مِن خَشيَةِ اللّه ِ ۱۳ .
يا عليٌّ طُوبى لِصُورَةٍ نَظَرَ اللّه ُ إِلَيها تَبكي عَلى ذنبٍ لَم يَطَلِّع عَلى ذلِكَ الذَّنبِ أحدٌ غيَرُ اللّه ِ .
يا عليٌّ ثلاثٌ موبِقاتٌ وَثَلاثٌ مُنجِياتٌ ، فَأمَّا المُوبِقاتُ : فَهَوىً مُتَّبَعٌ . وَشُحٌّ مطاع . ۱۴ وَإعجابُ المَرء بِنَفسِهِ . وَأمّا المُنجِياتُ فَالعَدلُ في الرِّضا وَالغَضَبِ . وَالقَصدُ في الغِنى وَالفَقرِ ، وَخَوفُ اللّه ِ في السِّرِّ وَالعَلانِيَةِ كَأَنَّكَ تَراهُ فَإن لَم تَكُن تَراهُ فإنّه يراك .
يا عَليٌّ ثَلاثٌ يَحسُنُ فيهِنَّ الكِذبُ ۱۵ : المَكيدَةُ في الحَربِ ، وَعِدَتُكَ زَوجَتَكَ ، وَالإصلاحُ بَينَ النّاسِ .
يا عَليٌّ ثَلاثٌ يَقبُحُ فيهِنَّ الصِّدقُ : النَّميمَةُ ، وَإِخبارُكَ الرَّجُلَ عَن أهلِهِ بما يَكرَهُ . وتَكذِيبُكَ الرَّجلَ عَنِ الخَيرِ .
يا عليُّ أربَعٌ يَذهَبنَ ضَلالاً ۱۶ : الأكلُ بعدَ الشَّبعِ وَالسِّراجُ في القَمَرِ وَالزَّرعُ في الأرضِ السَّبخَةِ ۱۷ . وَالصَّنيعَةُ ۱۸ عِندَ غَيرِ أهلِها .
يا عَليّ أربَعٌ أسرَعُ شَيءٍ عُقُوبَةً : رَجُلٌ أحسَنتَ إلَيهِ فَكافَأكَ بالإحسانِ إساءَةً . وَرَجُلٌ لاتَبغي عَلَيهِ وَهُوَ يَبغي عَلَيكَ ورَجُلٌ عاقَدتَهُ عَلى أمرٍ فَمِن أمرِكَ الوَفاءُ لَهُ وَمِن أمرِهِ الغَدرُبكَ . ورَجُلٌ تَصِلُهُ رَحِمُهُ ويَقطَعُها .
يا عَليٌّ أربَعٌ مَن يَكُنّ فيهِ كَمُلَ إسلامُهُ : الصِّدقُ . وَالشُّكرُ . وَالحَياءُ وَحُسنُ الخُلقِ .
يا عَليٌّ قِلّةُ طَلَبِ الحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الغِنَى الحاضِرُ وَكَثرَةُ الحَوائِجِ إلَى النّاسِ مَذَلَّةٌ وَهُوَ الفَقرُ الحاضِرُ .
يا عليٌّ إنَّ لِلمُؤمِنِ ثَلاثَ عَلاماتٍ : الصِّيامُ وَالصّلاةُ . والزَّكاةُ وَإنَّ لِلمُتَكَلِّفِ مِنَ الرِّجالِ ۱۹ ثَلاثَ عَلاماتٍ : يَتَملَّقُ إذا شَهِدَ . وَيَغتابُ إِذا غابَ . ويَشمَتُ بِالمُصيبَة . ولِلظّالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ : يَقهَرُ مَن دُونَه بِالغَلبَةِ . ومَن فَوقَهُ بِالمَعصِيَةِ . ويُظاهِرُ الظَّلَمَةَ ۲۰ . لِلمُرائي ثَلاثٌ عَلاماتٍ : يَنشَطُ إذا كانَ عِندَ النّاسِ ۲۱ . ويَكسَلُ إذا كانَ وَحدَهُ . وَيُحِبُّ أن يُحمَدَ في جَميعِ الاُمورِ . ولِلمُنافِقِ ثَلاثُ عَلاماتٍ : إن حَدَّثَ كَذَبَ وإنِ ائتُمِنَ خانَ وإن وَعَدَ أخلَفَ . ولِلكَسلانِ ثلاثُ علاماتٍ : يَتَوانى حَتّى يُفرِّطَ . ۲۲ وَيُفَرِّطُ حَتّى يُضيعَ . ويُضيعُ حَتّى يأثَمَ . ولَيسَ يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يكونَ شاخِصا إلا في ثَلاثٍ : مَرَمّةٍ لِمَعاشٍ ۲۳ . أو خطوَةٍ لِمعادٍ . أو لذَّةٍ في غيرِ مُحرَّمٍ ... .
يا عَليُّ إذا رَأيتَ الهِلالَ فَكبِّر ثَلاثا وَقُل : الحَمدُ للّه ِِ الَّذِي خَلَقَني وَخلَقَكَ وقَدَّرَكَ مَنازِلَ وَجَعَلَكَ آيَةً لِلعالَمينَ ۲۴ .
يا عَليُّ إِذا نَظَرتَ في مِرآةٍ فَكَبِّر ثَلاثا وَقُل : اللّهمّ كَما حَسَّنتَ خَلقي فَحَسِّن خُلقي .
يا عليُّ إذا هالَكَ أَمرٌ فقل : اللّهمّ بحقّ محمّد وآل محمّد إلّا فرّجت عنّي .
قال عليّ عليه السلام : قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ «فَتَلَقّى آدم مِن رَبِّه كَلِماتٍ» ما هذِهِ الكَلِماتُ ؟ قالَ : يا عَليُّ إنَّ اللّه َ أَهبَطَ آدَمَ بِالهِندِ وَأهبَطَ حَوَّاءَ بِجُدَّةَ وَالحَيَّةَ بِإصبَهانَ وإبليسَ بِمَيسانَ ۲۵ وَلَم يَكُن في الجَنَّةِ شَيءٌ أَحسَنُ مِنَ الحَيَّةِ وَالطّاوُوسِ وَكانَ لِلحَيَّة قَوائِمُ كَقَوائِمِ البَعيرِ ، فَدَخَلَ إبليسُ جَوفَها فَغَرَّ آدَمَ وخَدَعَهُ فَغَضِبَ اللّه ُ عَلَى الحَيَّةِ وَأَلْقى عَنها قَوائِمَها وقَالَ : جَعَلتُ رِزقَكِ التُّرابَ ، وَجَعَلتُكِ تَمشينَ عَلى بَطنِكِ لا رَحِمَ اللّه ُ مَن رِحَمِكِ ، وَغَضِبَ عَلَى الطّاوُوسِ ، لِأَنَّهُ كانَ دَلَّ إبليسَ عَلَى الشّجَرَةِ ، فَمَسَخَ مِنهُ صَوتَهُ وَرِجلَيهِ ، فَمَكَثَ آدَمُ بِالهِندِ مِائَةَ سَنَةٍ ، لا يَرفَعُ رَأسَهُ إلَى السَّماءِ واضِعا يَدَهُ عَلى رَأسِهِ يَبكي عَلى خَطيئَتِهِ ، فَبَعَثَ اللّه ُ إِلَيهِ جَبرَئِيلَ فَقالَ : يا آدَمُ الرَّبُّ عَزَّوَجَلَّ يُقرِئُكَ السَّلامَ وَيَقُولُ : يا آدَمُ ألَم أَخلُقكَ بِيَدِي ؟ أَلَم أنفُخ فيكَ مِن رُوحي ؟ أَلَم أسجُد لَكَ مَلائِكَتي ؟ ألَم أُزَوِّجْكَ حَوَّاءَ أَمَتي ؟ أَلَم أُسكِنْكَ جَنّتي ؟ فَما هذِهِ البُكاءُ يا آدَمُ ؟ تَتَكَلَّمُ بِهِذِهِ الكَلِماتِ ، فَإنَّ اللّه َ قابِلٌ تَوبَتَكَ قُل : سُبحانَكَ لا إلهَ إلّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءا وَظَلَمْتُ نَفسي ، فَتُب عَلَىَّ إنَّكَ أنتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ .
يا عليُّ إذا رَأيتَ حَيّةً في رَحلِكَ فَلا تَقتُلها حَتّى تَخرُجَ عَلَيها ثَلاثا ، فَإن رَأيتَهَا الرَّابِعَةَ فَاقتُلها فَإنَّها كافِرَةُ .
يا عليُّ إذا رَأيتَ حَيَّةً في طَرِيقٍ فَاقتُلها ، فَإنِّي قَدِ اشتَرَطتَ عَلَى الجِنِّ لا يَظهَرُوا في صُورَةِ الحَيّاتِ ۲۶ .
يا عليُّ أربَع خِصالٍ مِنَ الشَّقاءِ : جمودُ العَين . وَقَساوَةُ القَلبِ . وَبُعدُ الأمَلِ . وَحُبُّ الدُّنيا مِنَ الشَّقاءِ .
يا عليُّ إذا اُثنِيَ عَلَيكَ في وَجهِكَ فَقُل : اللّهمَّ اجعَلني خَيرا مِمّا يَظُنُّونَ وَاغفِر لِي ما لا يَعلَمونَ وَلا تُؤاخِذني بِما يَقُولُونَ .
يا عليَّ إذا جامَعتَ فَقُل : بِسمِ اللّه اللّهُمَّ جَنِّبنَا الشَّيطانَ وَجَنِّبِ الشَّيطانَ ما رَزَقتني فإن قضي أن يَكونَ بَينَكُما وَلدٌ لَم يَضُرَّهُ الشَّيطانُ أبَدا .
يا عليُّ إبدَأ بِالمِلحِ وَاختِم بِه فَإنَّ المِلحَ شِفاءٌ مِن سَبعينَ داءً ، أَذَلُّهَا الجُنون وَالجُذامُ والبَرَصُ .
يا عَليُّ ادَّهِن بِالزَّيتِ ، فَإنَّ مَن ادَّهَنَ بِالزَّيتِ لَم يَقرُبهُ الشَّيطانُ أربَعينَ لَيلَةً ۲۷ .
يا عَليُّ لا تُجامِع أهلَكَ لَيلَةَ النّصفِ وَلا لَيلَةَ الهِلالِ ، أما رَأيتَ المَجنُونَ يَصرَعُ في لَيلَةِ الهِلالِ وَلَيلَةِ النِّصفِ كَثيرا ۲۸ .
يا عليُّ إذا وُلِدَ لك غلامٌ أو جارية فأذِّن في أذنه اليُمنى وأقم في اليسرى فإنّه لا يَضرُّهُ الشَّيطانُ أبَدا ۲۹ .
يا عليُّ ألا اُنَبِّئُكَ بِشَرِّ النّاسِ؟ قُلت : بَلى يا رَسُولَ اللّه ِ ، قالَ : مَن لا يَغفِر الذَّنبَ وَلا يُقِيلُ العَثرَةَ . ألا اُنَبِّئُكَ بِشرٍّ مِن ذلِكَ ؟ قُلتُ : بَلى يا رَسولَ اللّه ِ ، قالَ : مَن لا يُؤمَنُ شَرُّهُ ، وَلا يُرجى خَيرُهُ .
يا عليُّ إيّاكَ وَدُخُولَ الحَمّامِ بِغَيْرِ مِئْزَرٍ ۳۰ فَإنَّ مَن دَخَلَ الحَمّامَ بِغَيرِ مِئْزَرٍ مَلعُونٌ النّاظِرُ وَالمَنظُورُ إلَيهِ .
يا عَليُّ لا تَتَخَتَّمْ في السَّبّابةِ وَالوُسطى ، فَإنَّهُ كانَ يَتَختَّمُ قَومُ لُوطٍ فيهِما وَلا تُعرِ الخِنصِرَ ۳۱ .
يا عَليُّ إنَّ اللّه َ يَعجَبُ مِن عَبدِه إذا قالَ : رَبِّ اغفِرلي فَإنّه لا يَغفِرُ الذُّنوبَ إلّا أنتَ . يَقُولُ : يا مَلائِكَتي عَبدي هذا قَد عَلِمَ أنَّهُ لا يَغفِرُ الذُّنوبَ غَيرِي : اشهَدُوا أنّي قَد غَفَرتُ لَهُ .
يا عَليُّ إيّاكَ وَالكذِبَ فَإنَّ الكِذْبَ يُسَوِّدُ الوَجهَ ، ثُمَّ يُكتَبُ عِندَاللّه ِ كَذَّابا وَإنَّ الصِّدقَ يُبَيِّضُ الوَجهَ وَيُكتَبُ عِندَاللّه ِ صادِقا ؛ وَاعلَمْ أَنَّ الصِّدقَ مُبارَكٌ وَالكِذبَ مَشؤُومٌ .
يا عَليُّ احذَرِ الغيبَةَ وَالنَّميمَةَ ، فَإنَّ الغيبَةَ تُفطِرُ وَالنَّميمَةَ تُوجِبُ عَذابَ القَبرِ .
يا عَليُّ لا تَحلِف بِاللّه كاذِبا ولا صادِقا مِن غيرِ ضَروُرَةٍ ولا تَجعَلِ اللّه َ عُرضَةً لِيَمينِكَ ۳۲ ، فَإنَّ اللّه َ لا يَرحمُ ولا يَرعى مَن حَلَفَ بِاسمِه كاذِبا .
يا عليُّ لا تَهتَمَّ لِرِزقِ غَدٍ ، فَإنَّ كُلَّ غدٍ يأتي رِزقُهُ .
يا عليُّ إيّاكَ وَاللَّجاجَةَ ، فإنَّ أوَّلَها جَهلٌ وآخِرَها نَدامَة .
يا عليُّ عَلَيكَ بِالسِّواكِ ، فَإنَّ السِّواكَ مَطهَرةٌ لِلفَمِ وَمَرضاةٌ لِلرَّبِّ ومَجلاةٌ لِلعَين ؛ وَالخِلالُ يُحَبِّبُكَ إلَى الملائِكَة ، فَإنَّ الملائِكَةَ تَتأذّى بِريحِ فَمِ مَن لا يَتَخلَّلُ بَعدَ الطَّعام .
يا عَليُّ لا تَغضَب ، فَإذا غَضِبتَ فاقعُد وَتَفَكَّر في قُدرَةِ الرَّبِّ عَلَى العِبادِ وَحِلمِه عَنهُم ، وَإذا قيلَ لَكَ : اتَّقِ اللّه َ فَانبِذ غَضَبَكَ وَراجِع حِلمَكَ .
يا عَليُّ احتَسِب بِما تُنفِقُ عَلى نَفسِكَ تَجِدهُ عِندَ اللّه ِ مَذخُورا .
يا عَليُّ أحسِن خُلقَكَ مَعَ أهلِكَ وَجِيرانِكَ وَمَن تُعاشِرُ وَتُصاحِبُ مِنَ النّاسِ تُكتَب عِندَ اللّه ِ في الدَّرَجاتِ العُلى .
يا عَليُّ ما كَرِهتَهُ لِنَفسِكَ فَاكرَه لِغَيرِكَ وَما أحبَبتَهُ لِنَفسِكَ فَأَحبِبهُ لِأَخيكَ ، تَكُن عادِلاً في حُكمِكَ ، مُقسِطا في عَدلِكَ ، مُحَبّا ۳۳ في أهلِ السَّماءِ ، مَودُودا ۳۴ في صُدورِ أهلِ الأَرضِ ؛ احفَظ وَصِيَّتي إن شاءَ اللّه ُ تَعالى . ۳۵

1. الأعود : الأنفع .

2. المظاهرة : المعاونة ، وفي المحاسن : ج ۱ ص ۸۱ ح ۴۷ «أوثق من المشاورة» بدل «أحسن من المشاورة» .

3. زاد في المحاسن : ج ۱ ص ۸۱ ح ۴۷ «ولا ورع كالكف» قبل «ولا حسب كحسن الخلق» .

4. الفترة : الانكسار والضعف وأيضا الهدنة .

5. زاد في المحاسن : ج ۱ ص ۸۱ ح ۴۷ «وآفة الظرف الصلف» قبل «وآفة السماحة المنّ» . والسماحة : الجود .

6. زاد في المحاسن : ج ۱ ص ۸۱ ح ۴۷ «يا علي إنك لا تزال بخير ما حفظت وصيتي أنت مع الحق والحق معك» بعد «وآفة الحسب الفخر» .

7. كذا في المصدر .

8. الحلل : جمع الحلة ـ بالضم ، كقلل وقلة - وهي الثوب الساتر لجميع البدن .

9. زوره : اي زائره وقاصده .

10. تضعضع له : أي ذل وخضع له . وإنما ذلك إذا كان خضوعه لغناه .

11. كذا وسقطت لفظة «يا عليّ» من صدر الكلام . والاستيثار : الاستبداد ، يقال استأثر بالشيء : استبد به وخص به نفسه .

12. سهر : كَفرَحَ أي بات ولم ينم ليلاً . أي تركت النوم قدرا معتمدا به زيادة عن العادة في طاعة اللّه كالصلاة وتلاوة القرآن والدعاء ومطالعة العلوم الدينيّة أو في طريق الجهاد والحج والزيارات وكل طاعة للّه سبحانه .

13. المحارم جمع محرم على بناء المصدر الميمي أي ما حرم اللّه النظر إليه . وعين فاضت اي سال دمعها بكثرة .

14. الشّح : البخل والحرص .

15. لا يخفى أن الكذب حرام وارتكابه من المعاصي كسائر المحرمات ولا فرق في ذلك بينه وبين سائر المحرمات ولكن اذا دار الامر بينه وبين الاهمّ فليقدم الاهمّ حينئذ لان العقل مستقل بوجوب ارتكاب أقل القبيحين عند التزاحم كما إذا ال الأمر بانقاذ غريق إلى ارتكاب معصية مثلاً أو تزاحم الأمر بينه وبينه واجب أخر فليقدّم الاهمّ منهما وقد دلّت الادلة الاربعة ـ الكتاب والسنة والاجماع والعقل ـ عليها وهذا الكلام وما بعده من تلك الموارد .

16. في بعض نسخ الحديث (ضياعا) والمراد منهما الاتلاف والاهمال .

17. السبخة : أرض ذات ملح . يعلوها الملوحة ولا يكاد ينبت فيها نبات .

18. الصنيعة : الإحسان .

19. المتكلف : المتصنّع والمتدلّس والذي هولا يتّصف بما يترائى به في نفس الأمر .

20. أي يعاونهم . والظلمة : جمع ظالم .

21. المرائي أصله من الرياء اى المتظاهر بخلاف ما هو عليه . ونشط كسمع نشاطا ـ بالفتح ـ طابت نفسه للعمل وغيره . والكسل ـ محركة ـ التثاقل عن الشيء والفتور . وقد يكون النشاط قبل العمل وباعثا له وتارة يكون بعده وسببا لتطويله وتجويده .

22. التفريط : التقصير والتضييع ؛ كما أن الافراط تجاوز الحد من جانب الزيادة .

23. «شاخصا» أي ذاهبا . والمرمّة مصدر من رم الشي يرمّه اي أصلحه .

24. الهلال : غرّة القمر اولليلتين أو إلى ثلاث او إلى سبع ، قال الشيخ البهائى قدس سره : يمتد وقت قراءة الدعاء بامتداد وقت التسمية هلالا والاولى عدم تأخيره عن الليلة الاولى عملاً بالمتيقن المتفق عليه لغة وعرفا ، فان لم يتيسّر فعن الليلة الثانية لقول اكثر اهل اللغة بالامتداد إليها ، فان فاتك فعن الثالثة لقول كثير منهم بانها آخر لياليه .

25. ميسان : كورة معروفة بين البصرة وواسط والنسبة ميساني ـ كما في القاموس . ولعل ذكر هذه المواضع كناية عن بعد المسافة بينها .

26. كما يمكن حمل هذا الحديث والذي قبله على أنواع الحيّة وأقسامها ، كذلك يمكن حملهما على حالاتها المختلفة ولعل البيان في الحديث إشارة الى أن خبائثها مستندة إلى ذاتها الخبيثة .

27. أما لاجل التنظيف او لخواصه الطبيعية أو لغير ذلك من الامور التى خفيت علينا وعلمها عنداللّه سبحانه .

28. لما كان القمر يؤثر في الكرة الأرضية تأثيرا طبيعيا موجبا لبروز آثار في مواد الأرض فيمكن أن يؤثر في المزاج أيضا على نحو يظهر آثاره في الأولاد والاعقاب .

29. وقد وردت به السنة ويتأكد به كما فعل النبيّ صلى الله عليه و آله للحسنين عليهماالسلام حين ولادتهما .

30. المئزر : إزار يلتحف به ، الجمع مآزر .

31. نهيه صلى الله عليه و آله لأجل التشبّه وهذا العنوان أحد موجبات الحرمة في الإسلام فكل عمل كان مثل ذلك فهو حرام مادام هذا العنوان صادقا عليه وإذا لم يصدق عليه لم يكن من هذه الجهة كما سئل عن عليّ عليه السلام عن قول رسول اللّه صلى الله عليه و آله : «غيّروا الشيب ولا تشبّهوا باليهود» فقال عليه السلام : «إنّما قال صلى الله عليه و آله ذلك والدين قلّ ؛ فالآن قد اتّسع نطاقه وضرب بجرانه فامرؤ وما اختار» (نهج البلاغة : الحكمة ۷۱) . والخنصر : الإصبع الصغرى .

32. العرضة : فعلة بمعنى المفعول كالقبضة يطلق لما يعرض دون الشيء .

33. في بعض النسخ : («محبّبا») .

34. مودودا أي محبوبا .

35. تحف العقول : ص ۶ ـ ۱۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهاردهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7919
صفحه از 594
پرینت  ارسال به