۴۳.امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام :قابله ، امين ۱ دانسته شود.
۲ / ۷
جايز بودن درمان به شرط شناخت بيمارى، با وجود احتمال مرگ
۴۴.الكافىـ به نقل از اسماعيل بن حسن كه پيشه طبابت داشت ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : من مردى از عرب هستم و به طبابت ، آگاهى اى دارم . طبّ من طبّى عربى است و بر اين كار خويش ، مزدى نمى گيرم .
فرمود : «اشكالى ندارد» .
گفتم : ما دُمَل ها و غدّه ها را نيشتر مى زنيم و با آتش ، داغ مى نهيم .
فرمود : «اشكالى ندارد» .
گفتم : و اين زهرهاى اسمحيقون ۲ و غاريقون ۳ را به مردم مى خورانيم .
فرمود : «اشكالى ندارد» .
گفتم : شايد شخص بميرد.
فرمود : «هر چند كه بميرد» .
۴۵.الكافىـ به نقل از يونس بن يعقوب: به امام صادق عليه السلام گفتم : كسى دارويى مى نوشد يا رگ مى زند. شايد كه بدين كار ، سود برد و شايد هم اين كار ، او را بكشد .[حكم چيست؟]
فرمود : «بزند و بنوشد» .
1.علاّمه مجلسى مى گويد: «از همين روست كه در بسيارى از امور مربوط به ولادت و فرزند ، سخن قابله پذيرفته مى شود ، و اگر كسى بر ضدّ وى دعوىِ تقصير كند ، باز هم آنچه قاعدتا [و از مواضع انكار] پذيرفته مى شود ، همان سخن قابله است» (مرآة العقول ، ج ۲۱ ، ص ۹۱).
2.نوعى دارو است كه براى درمان به كار مى رود. مجلسى در اين باره گفته است: «اين نام را در كتاب هاى طب و لغت نيافته ايم. آنچه در كتب طب يافته ام ، اسطمحيقون است كه دانه اى است مُسهِل و براى سودا و بلغَم مفيد است. شايد هم آنچه در نسخه هاى متون آمده ، تصحيف همين كلمه باشد» .
3.غاريقون يا اغاريقون: ريشه يك گياه يا چيزى است كه در درخت هاى درونْ تهى شده ساخته مى شود و درمان زهرهاست. گشاينده، به جريان اندازنده اخلاط كدر. اين دارو شادى آور و براى سياتيك و مفاصل كارآمد است و هر كه آن را بر خود آويخته باشد ، كژدم ، نيشش نمى زند .