فصل چهارم : گـوش
۴ / ۱
اشاره به حكمت نهفته در آن
۴۹۹.امام على عليه السلام :از [آفرينش] اين انسان ، در شگفت آييد! با تكّه اى پيه مى بيند ، با پاره گوشتى سخن مى گويد ، با قطعه استخوانى مى شنود، [و] از سوراخى نفس مى كشد .
۵۰۰.امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضل! بينديش . . . كه چرا درونِ گوش ، به سان يك زندان ۱ پيچ درپيچ است؟ مگر جز براى آن است كه صدا در آن ، پياپى روان شود و سرانجام ، به شنوايى برسد ، و نيز براى آن كه شتاب باد را درهم شكند و به گوش ، صدمه نرساند .
۴ / ۲
حكمت موجود در مايعِ گوش
۵۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ـ تبارك و تعالى ـ . . . تلخى را در دو گوش ، مانعى براى حفاظت مغز ، قرار داد . هيچ جنبده اى نيست كه در آن بيفتد ، مگر اين كه راه خروج را مى جويد ؛ امّا اگر اين نبود ، آن جنبنده به مغز مى رسيد .