۴۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مُحرم چشمش درد گرفت ، بر آن مرهم گياه سبر بنهد.
۴۴۸.طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از ذُريح ـ: مردى نزد امام باقر عليه السلام از سفيدى اى در چشمش اظهار ناراحتى كرد. فرمود: «قدرى توتياى هندى ، قدرى جوش كوره (ريم) سيم و زر ، و قدرى سنگ سرمه مرغوب بردار و سهمى هليله زرد و سهمى نيز نمك تركى (نمك بلور) [همراه آن] بردار و هر يك از آنها را جداگانه در آب باران ، خوب بساب و سپس ، همه را پس از سابيدن به هم درآميز و از آن سرمه ساز . اين [كار] ، به اذن خداوند عز و جل ، سفيدى عارض بر چشم را از ميان مى بَرَد ، گوشت چشم را تصفيه مى كند و از هر بيمارى اى مى پالايد».
۴۴۹.الكافىـ به نقل از جميل بن صالح: به امام صادق عليه السلام گفتم: دختر جوانى داريم كه ستاره را به سانِ كهكشان مى بيند.
فرمود: «خوب! و گاه نيز آن را به سان يك دانه مى بيند». ۱
گفتم: چشمش ضعيف شده است.
فرمود: «آن را به گياه سبر و تلخه ۲ و كافور ، به سهم هاى برابر ، سرمه كن».
وى را بدان چيزها سرمه كرديم و برايش سودمند افتاد.
۴۵۰.الكافىـ به نقل از ابن محبوب ، از راوى ديگرى: مردى كه چشم درد داشت ، بر امام صادق عليه السلام وارد شد. امام عليه السلام به او فرمود: «چرا از اين سه چيز: گياه سبر ، كافور و تلخه ، غافلى؟» .
مرد ، آن كار را انجام داد و چشم دردِ او از ميان رفت.
1.علاّمه مجلسى ، در شرح عبارت «و گاه نيز آن را به سانِ يك دانه مى بيند» ، دو تفسير آورده است. يكى آن كه آن دختر اگر درمان نشود ، بعدها آن را به سانِ يك دانه خواهد ديد. ديگرى آن كه در همان حال كه ستاره را به سان كهكشان مى بيند ، آن را همانند يك دانه نيز مى بيند . مترجم ، ترجمه را بر پايه وجه دوم ، انجام داده است .
2.واژه عربى متن ، «مُرّ» است و در اين باره ، چند احتمال وجود دارد:
ـ يكى آن كه اين واژه به معناى گياه «تلخه» باشد كه بوته اى است با رنگ سبز مايل به سياه و برگ هاى متوسط . اين گزيده كنونى مترجم است .
ـ ديگرى آن كه اين واژه ، به معناى گياه يا درخت مير يا مور باشد .
ـ ديگرى آن كه واژه ، شكل تغيير يافته مور باشد كه در هندى به معناى توتياست .
ـ آنچه در اين باره در النهاية (ج ۴ ، ص ۳۱۶) آمده اين است كه آن را دارويى چون سبر دانسته اند.م.