293
دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل

۴۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مُحرم چشمش درد گرفت ، بر آن مرهم گياه سبر بنهد.

۴۴۸.طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از ذُريح ـ: مردى نزد امام باقر عليه السلام از سفيدى اى در چشمش اظهار ناراحتى كرد. فرمود: «قدرى توتياى هندى ، قدرى جوش كوره (ريم) سيم و زر ، و قدرى سنگ سرمه مرغوب بردار و سهمى هليله زرد و سهمى نيز نمك تركى (نمك بلور) [همراه آن] بردار و هر يك از آنها را جداگانه در آب باران ، خوب بساب و سپس ، همه را پس از سابيدن به هم درآميز و از آن سرمه ساز . اين [كار] ، به اذن خداوند عز و جل ، سفيدى عارض بر چشم را از ميان مى بَرَد ، گوشت چشم را تصفيه مى كند و از هر بيمارى اى مى پالايد».

۴۴۹.الكافىـ به نقل از جميل بن صالح: به امام صادق عليه السلام گفتم: دختر جوانى داريم كه ستاره را به سانِ كهكشان مى بيند.
فرمود: «خوب! و گاه نيز آن را به سان يك دانه مى بيند». ۱
گفتم: چشمش ضعيف شده است.
فرمود: «آن را به گياه سبر و تلخه ۲ و كافور ، به سهم هاى برابر ، سرمه كن».
وى را بدان چيزها سرمه كرديم و برايش سودمند افتاد.

۴۵۰.الكافىـ به نقل از ابن محبوب ، از راوى ديگرى: مردى كه چشم درد داشت ، بر امام صادق عليه السلام وارد شد. امام عليه السلام به او فرمود: «چرا از اين سه چيز: گياه سبر ، كافور و تلخه ، غافلى؟» .
مرد ، آن كار را انجام داد و چشم دردِ او از ميان رفت.

1.علاّمه مجلسى ، در شرح عبارت «و گاه نيز آن را به سانِ يك دانه مى بيند» ، دو تفسير آورده است. يكى آن كه آن دختر اگر درمان نشود ، بعدها آن را به سانِ يك دانه خواهد ديد. ديگرى آن كه در همان حال كه ستاره را به سان كهكشان مى بيند ، آن را همانند يك دانه نيز مى بيند . مترجم ، ترجمه را بر پايه وجه دوم ، انجام داده است .

2.واژه عربى متن ، «مُرّ» است و در اين باره ، چند احتمال وجود دارد: ـ يكى آن كه اين واژه به معناى گياه «تلخه» باشد كه بوته اى است با رنگ سبز مايل به سياه و برگ هاى متوسط . اين گزيده كنونى مترجم است . ـ ديگرى آن كه اين واژه ، به معناى گياه يا درخت مير يا مور باشد . ـ ديگرى آن كه واژه ، شكل تغيير يافته مور باشد كه در هندى به معناى توتياست . ـ آنچه در اين باره در النهاية (ج ۴ ، ص ۳۱۶) آمده اين است كه آن را دارويى چون سبر دانسته اند.م.


دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل
292

۴۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ المُحرِمَ إذَا اشتَكى عَينَهُ ضَمَّدَها بِالصَّبِرِ . ۱

۴۴۸.طبّ الأئمّة عن ذريح :شَكا رَجُلٌ إلى أبي جَعفَرٍ الباقِرِ عليه السلام بَياضا في عَينِهِ ، فَقالَ : خُذ توتيا هِندِيٍّ جُزءا وإقليميَا الذَّهَبِ جُزءا ، وإثمِد[ ا] جَيّدا جُزءا [ وَ ] ۲ ليَجعَل جُزءا مِنَ الهَليلَجِ الأَصفَرِ ، وجُزءا مِن مِلحٍ أندَرانِيٍّ ، وَاسحَق كُلَّ واحِدٍ مِنها عَلى حِدَةٍ بِماءِ السَّماءِ ، ثُمَّ اجمَعهُ بَعدَ السَّحقِ ۳ فَاكتَحِل بِهِ ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ البَياضَ ، ويُصَفّي لَحمَ العَينِ ويُنَقّيهِ مِن كُلِّ عِلَّةٍ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل . ۴

۴۴۹.الكافي عن جميل بن صالح :قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام : إنَّ لَنا فَتاةً كانَت تَرَى الكَوكَبَ مِثلَ الجَرَّةِ .
قالَ : نَعَم ، وتَراهُ مِثلَ الحُبِّ .
قُلتُ : إنَّ بَصَرَها ضَعُفَ .
فَقالَ : اُكحُلها بِالصَّبِرِ وَالمُرِّ وَالكافورِ أجزاءً سَواءً .
فَكَحَلناها بِهِ فَنَفَعَها . ۵

۴۵۰.الكافي عن ابن محبوب عن رجل :دَخَلَ رَجُلٌ عَلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وهُوَ يَشتَكي عَينَيهِ .
فَقالَ لَهُ : أينَ أنتَ عَن هذِهِ الأَجزاءِ الثَّلاثَةِ : الصَّبرِ ، وَالكافورِ ، وَالمُرِّ؟
فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذلِكَ فَذَهَبَت عَنهُ . ۶

1.صحيح ابن حبّان ، ج ۹ ، ص ۲۶۹ ، ح ۳۹۵۴ عن عثمان ، كنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۴۰ ، ح ۱۱۹۶۳.

2.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار.

3.في المصدر : «بالسحق» ، والتصويب من بحار الأنوار .

4.طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۷ ، ح ۱۷.

5.الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۳ ، ح ۵۸۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۹ ، ح ۲۱.

6.الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۳ ، ح ۵۸۰ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۳ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۸ ، ح ۲۰.

  • نام منبع :
    دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي خوش نصيب، محمّد تقي سبحاني نيا، رسول افقي، احمد سعادت فر، حسين صابري
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    02/01/1383
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 9949
صفحه از 712
پرینت  ارسال به