فصل سى و ششم: سَيا (سَنا)
۱۸۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :با سَيا ۱ درمان كنيد ؛ زيرا اگر بنا بود چيزى مرگ را برگرداند ، سَيا بود كه آن را دفع مى كرد .
۱۸۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از شُبْرُمْ (گاو كُشَك) حذر كنيد ؛ چرا كه سرد و بار ۲ است ، و بر شما باد سَيا . با آن ، درمان كنيد ؛ چرا كه اگر بنا بود چيزى مرگ را دور كند ، سَيا آن را دور مى كرد .
۱۸۲۴.امام صادق عليه السلام :اگر مردم از آنچه در گياه سَيا هست ، آگاهى داشتند ، هر مثقالِ آن را با دو مثقال طلا به چنگ مى آوردند . زنهار كه اين گياه ، مايه ايمنى از : بهك ، پيسى ، جذام ، ديوانگى ، سست اندامى و كژْدهانى است .
ر .ك : ج۱ ، ص۴۸۵ (بهداشت پوست / گياه سنا) .
1.سيا : سَنا را گويند و آن ، دارويى است كه در مُسهلات به كار برند . اسم فارسى سناست و گفته اند عصاره آن است ، و گفته اند عصاره نبات ديگر است (لغت نامه دهخدا) .
سَنا ، چوبى باشد كه بِدان ، مسواك كنند . گياهى است مُسهل و بهترينِ آن ، مكّى است . گياهى است از تيره پروانه داران كه داراى چند گونه است و از گياهان بومىِ نواحى گرم سودان و آسياى صغير و عربستان و جنوب ايران مى باشد . برگ هايش متناوب و مركّب ، بدون برگچه انتهايى است . گل هايش زردرنگ و ميوه اش نياك و محتوى چند دانه است (ر . ك : لغت نامه دهخدا) .
2.در متن ، چنين آمده است ؛ امّا محدّث نورى ، معتقد است شايد چنان كه در النهايةى ابن اثير و در حديث اُمّ سلمه آمده ، اين واژه «جار» باشد (مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۴۶۰) . در چنين صورتى ، معنا، «جريان يابنده» خواهد بود.
امّا علاّمه مجلسى ، به نقل از الفائق ، اين واژه را «يار» و از نوع توابع لفظى دانسته است كه معنايى جز تأكيدِ همان واژه پيشين ندارد. همين گونه است در مستدرك سفينة البحار (ج ۵ ص ۳۳۷) .