357
دانشنامه احاديث پزشكي - جلد دوّم

۱۷۹۸.امام كاظم عليه السلام :سه چيز است كه هيچ زيانى ندارد : انگور رازقى ، نيشكر و سيب لبنانى . ۱

ر . ك : ج۱ ، ص۳۴۱ (آنچه براى درمان سرفه ، سودمند است).

۳۲ / ۲

خواصّ شكر طَبَرزَد

۱۷۹۹.امام رضا عليه السلام :شكرِ طبرزد ۲ ، بلغم را به كلّى از ميان مى برد .

1.در المحاسن و مكارم الأخلاق ، واژه «لبنانى» نيامده است . ناگفته نماند كه علاّمه مجلسى لبنان را كوهى در شام دانسته است (ر .ك : بحار الأنوار : ج ۶۶، ص ۱۴۷).

2.[فيروزآبادى] در القاموس گفته است : «سُكَّر ، معرَّب واژه شِكَر پارسى است و اسم واحد آن را سُكَّره گويند . خرماى خوب يا انگورى را كه آبى بِدان هست و در نتيجه فرو مى پاشد ـ كه خود ، از بهترين انواع شكرينه است ـ نيز شكر گويند» . در المصباح هم آمده است : «شِكر ، چيزى شناخته شده است . برخى گفته اند : نخستين بار ، شِكر در طبرزد ، ساخته شد و از همين روى ، شكر طبرزدى گفته مى شود» . صاحب المصباح ، همچنين افزوده است : «طبرزد (بر وزن سَفَرجَل) واژه اى معرَّب است و سه تلفّظ دارد : به حرف دال (طبرزد) ، به حرف نون (طبرزن) و به حرف لام (طبرزل) . اَزهرى ، تلفّظ نون و لام را روايت كرده ؛ امّا تلفّظ به دال را روايت نكرده است» . ابن جواليقى گفته است : «اصل پارسىِ اين واژه ، تبرزد بوده است ، يعنى آنچه از اطراف ، با تبر ، تراشيده شده است . بنا بر اين ، طبرزد ، صفتى است كه در اِعراب ، از واژه «سُكّر» تبعيّت مى كند . برخى از عالمان هم گفته اند : طبرزد ، همان شِكر بلوچ است» . در بحر الجواهر نيز آمده است : «اُبلوج به معناى شكر سفيد است» . ابن بيطار نيز گفته است : «طبرزد ، معرَّب است ، به معناى چيزى سخت ، نه سست و نرم» . او همچنين افزوده است : «نمك طبرزد ، نمكى است سخت كه داراى شفافيّت نيست» . [علاّمه مجلسى در ادامه مى گويد :] مى گويم : «از برخى از سخنان عالمان ، چنين برمى آيد كه مقصود از طبرزد ، همان چيزى است كه به نبات ، ناموَر شده است ؛ امّا از بيشتر سخنان عالمان ، اين گونه به دست مى آيد كه مقصود ، همان قند است» . بغدادى نيز در الجامع خويش گفته است : «شكر در اوايل ، خشك ، و در نخست ، مرطوب است . ممكن است تلخه را تصفيه كند . گونه هاى مختلفى از آن ، ساخته مى شود كه روشن ترين ، شفّاف ترين و پاكيزه ترينِ آنها را در اصطلاح ، نبات گويند . نوع پايين تر را كه تيره رنگ ، خشن تر و پاكيزه ، امّا غيرشفاف است ، اُبلوج گويند . نوع پايين تر را كه شيره باشد ، قلم نامند ؛ زيرا به صورت رشته هاى دراز به مانند انگشت ، ساخته مى شود . نبات ، كمترين حرارت را مى طلبد ، پس از آن ، ابلوج ، پس از آن ، قلم ، و پس از آن ، شيره پخته . لطيف ترينِ انواع شكر نيز همان نبات است ، در درجه بعد ، ابلوج ، و فروتر از آن ، قلمى كه سفيدىِ كمترى داشته باشد . نوع سخت همين ابلوج را طبرزد مى نامند» .


دانشنامه احاديث پزشكي - جلد دوّم
356

۱۷۹۸.عنه عليه السلام :ثَلاثَةٌ لا تَضُرُّ : العِنَبُ الرّازِقِيُّ ، وقَصَبُ السُّكَّرِ ، وَالتُّفّاحُ اللُّبنانِيُّ . ۱

راجع : ج۱ ، ص ۳۴۰ (ما ينفع لعلاج السعال).

۳۲ / ۲

خَواصُّ السُّكَّرِ الطَّبَرزَدِ

۱۷۹۹.الإمام الرضا عليه السلام :السُّكَّرُ الطَّبَرزَدُ يَأكَلُ البَلغَمَ أكلاً . ۲

۱۸۰۰.الإمام الباقر عليه السلامـ لِزُرارَهَ ـ: وَيحَكَ يا زُرارَةُ ، ما أغفَلَ النّاسَ عَن فَضلِ السُّكَّرِ الطَّبَرزَدِ ! وهُوَ يَنفَعُ مِن سَبعينَ داءً ، وهُوَ يَأكُلُ البَلغَمَ أكلاً ويَقلَعُهُ بِأَصلِهِ . ۳

1.الخصال ، ص ۱۴۴ ، ح ۱۶۹ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۶ ، ح ۲۱۵۳ كلاهما عن منصور بن يونس ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۶۳ ، ح ۱۱۹۰ وليس فيهما «اللبناني» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۱۸ ، ح ۵ .

2.الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۳ ، ح ۴ وص ۴۳۴ ، ح ۱۰ عن ياسر ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۳ ، ح ۲۰۰۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۷ ، ح ۱ .

3.طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۰ ، ح ۱۱ .

  • نام منبع :
    دانشنامه احاديث پزشكي - جلد دوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي خوش نصيب، محمّد تقي سبحاني نيا، رسول افقي، احمد سعادت فر، حسين صابري
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    02/01/1383
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7723
صفحه از 568
پرینت  ارسال به