437
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد سوّم

۹۸۱.تاريخ الطبرىـ به نقل از ابو مخنف ـ: پسر زبير گفت: «هم اينك نزد شما مى آيم» و سپس به خانه اش رفت و پنهان شد. وليد ، كسى را در پى او فرستاد و او را در جمع يارانش ـ كه آماده[ى جنگ] بودند ـ يافتند. وليد ، يكسره افراد را به دنبال او مى فرستاد.
حسين عليه السلام فرمود: «دست برداريد تا ببينيد و ببينيم چه مى شود».
پسر زبير نيز گفت: شتاب نكنيد . به من فرصت دهيد ؛ نزد شما خواهم آمد» .
حكومتى ها، آن روز و قسمتى از آن شب را يكسره در حال اصرار و سختگيرى بر آن دو بودند و اين اصرار ، به حسين عليه السلام بيشتر بود.
وليد ، دوستانش را به سراغ پسر زبير فرستاد و او را دشنام دادند و بر سرش فرياد زدند كه : اى فرزند زن كاهلى ! به خدا سوگند ، يا نزد امير مى آيى ، يا تو را مى كشد .
پسر زبير با همين وضع ، تمام روز و اوّل شب را پشت سر گذارد ، در حالى كه مى گفت: الآن مى آيم.
وقتى اصرارها فراوان شد، گفت: از اين پيگيرى و پيك فرستادن هاى بسيار ، به شك افتاده ام. شتاب نكنيد تا كسى را نزد امير بفرستم و رأى و نظر امير را برايم بياورد.
آن گاه برادرش جعفر بن زبير را فرستاد و او [به وليد] گفت : خدا تو را رحمت كند ! از عبد اللّه دست بردار . به راستى كه او را با فرستادن پيك فراوان ، بى تاب و وحشت زده كرده اى . او فردا به خواست خدا ، نزد تو خواهد آمد . به فرستادگانت دستور بده از او دست بر دارند . وليد هم پيغام داد كه باز گردند.
پسر زبير ، همان شب از طريق روستاى فُرع ۱ و در حالى كه تنها برادرش جعفر به همراه او بود ، بيرون رفت و از راه اصلى، اجتناب كرد ـ كه مبادا كسانى در پى آنان باشند ـ و به سمت مكّه ره سپار شد.
چون صبح شد، وليد در پى او فرستاد ؛ ولى دريافتند كه از مدينه خارج شده است. مروان گفت: به خدا سوگند ، اگر بتواند به مكّه پا بگذارد ! مردانى در پى او بفرست.
وليد ، گروهى هشتاد نفره را در جستجوى او فرستاد ؛ ولى او را نيافتند و باز گشتند . حكومتى ها كه گرفتار گريختن عبد اللّه بن زبير بودند، در آن روز ، از حسين عليه السلام غافل شدند تا شب شد. [وليد] شب هنگام ، مردانى را نزد حسين عليه السلام فرستاد و [حسين عليه السلام ]فرمود: «صبح شود ؛ ببينيم و ببينيد چه مى شود».
آنان شب [از حسين عليه السلام ] دست برداشتند و اصرار نكردند. حسين عليه السلام همان شب، يعنى شب يكشنبه، دو روز مانده به پايان ماه رجب سال شصت ، از مدينه بيرون رفت و پسر زبير ، يك شب قبل ، يعنى شب شنبه ، بيرون رفته بود.

1.فُرْع: روستايى در اطراف مدينه در مسير مكّه (ر.ك: نقشه شماره ۳ در پايان جلد ۵).


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد سوّم
436

۹۸۱.تاريخ الطبري عن أبي مخنف :أمَّا ابنُ الزُّبَيرِ فَقالَ : الآنَ آتيكُم ، ثُمَّ أتى دارَهُ فَكَمَنَ فيها ، فَبَعَثَ الوَليدُ إلَيهِ فَوَجَدَهُ مُجتَمِعا في أصحابِهِ مُتَحَرِّزا ، فَأَلَحَّ عَلَيهِ بِكَثرَةِ الرُّسُلِ وَالرِّجالِ في أثَرِ الرِّجالِ .
فَأَمّا حُسَينٌ عليه السلام فَقالَ : كُفَّ حَتّى تَنظُرَ ونَنظُرَ ، وتَرى ونَرى . وأمَّا ابنُ الزُّبَيرِ فَقالَ : لا تُعجِلوني ؛ فَإِنّي آتيكُم ، أمهِلوني . فَأَلَحّوا عَلَيهِما عَشِيَّتَهُما تِلكَ كُلَّها وأوَّلَ لَيلِهِما، وكانوا عَلى حُسَينٍ عليه السلام أشَدَّ إبقاءً .
وبَعَثَ الوَليدُ إلَى ابنِ الزُّبَيرِ مَوالِيَ لَهُ فَشَتَموهُ وصاحوا بِهِ : يَابنَ الكاهِلِيَّةِ ، وَاللّهِ لَتَأتِيَنَّ الأَميرَ أو لَيَقتُلَنَّكَ . فَلَبِثَ بِذلِكَ نَهارَهُ كُلَّهُ وأوَّلَ لَيلِهِ ، يَقولُ : الآنَ أجيءُ ، فَإِذَا استَحَثّوهُ قالَ : وَاللّهِ لَقَدِ استَرَبتُ بِكَثرَةِ الإِرسالِ وتَتابُعِ هذِهِ الرِّجالِ ، فَلا تُعجِلوني حَتّى أبعَثَ إلَى الأَميرِ مَن يَأتيني بِرَأيِهِ وأمرِهِ . فَبَعَثَ إلَيهِ أخاهُ جَعفَرَ بنَ الزُّبيرِ ، فَقالَ : رَحِمَكَ اللّهُ كُفَّ عَن عَبدِ اللّهِ ؛ فَإِنَّكَ قَد أفزَعتَهُ وذَعَرتَهُ بِكَثرَةِ رُسُلِكَ وهُوَ آتيكَ غَدا إن شاءَ اللّهُ ، فَمُر رُسُلَكَ فَليَنصَرِفوا عَنّا . فَبَعَثَ إلَيهِم فَانصَرَفوا .
وخَرَجَ ابنُ الزُّبَيرِ مِن تَحتِ اللَّيلِ ، فَأَخَذَ طَريقَ الفُرعِ ۱ هُوَ وأخوهُ جَعفَرٌ لَيسَ مَعَهُما ثالِثٌ ، وتَجَنَّبَ الطَّريقَ الأَعظَمَ مَخافَةَ الطَّلَبِ ، وتَوَجَّهَ نَحوَ مَكَّةَ .
فَلَمّا أصبَحَ بَعَثَ إلَيهِ الوَليدُ فَوَجَدَهُ قَد خَرَجَ ، فَقالَ مَروانُ : وَاللّهِ إن أخطَأَ مَكَّةَ فَسَرِّح في أثَرِهِ الرِّجالَ . فَبَعَثَ راكِبا مِن مَوالي بَني اُمَيَّةَ في ثَمانينَ راكِبا فَطَلَبوهُ فَلَم يَقدِروا عَلَيهِ فَرَجَعوا ، فَتَشاغَلوا عَن حُسَينٍ عليه السلام بِطَلَبِ عَبدِ اللّهِ يَومَهُم ذلِكَ حَتّى أمسَوا .
ثُمَّ بَعَثَ الرِّجالَ إلى حُسَينٍ عليه السلام عِندَ المَساءِ ، فَقالَ : أصبِحوا ثُمَّ تَرَونَ ونَرى . فَكَفّوا عَنهُ تِلكَ اللَّيلَةَ ولَم يُلِحّوا عَلَيهِ ، فَخَرَجَ حُسَينٌ عليه السلام مِن تَحتِ لَيلَتِهِ وهِيَ لَيلَةُ الأَحَدِ لِيَومَينِ بَقِيا مِن رَجَبٍ سَنَةَ سِتّينَ ، وكانَ مَخرَجُ ابنِ الزُّبَيرِ قَبلَهُ بِلَيلَةٍ ؛ خَرَجَ لَيلَةَ السَّبتِ. ۲

1.الفُرْعُ : قرية من نواحي المدينة ... بينها وبين المدينة ثمانية بُرُد على طريق مكّة (معجم البلدان : ج ۴ ص ۲۵۲) وراجع: الخريطة رقم ۳ في آخر مجلّد ۵ .

2.تاريخ الطبري : ج ۵ ص ۳۴۰ ، الكامل في التاريخ : ج ۲ ص ۵۳۰ وراجع : الأخبار الطوال : ص ۲۲۸ و تذكرة الخواصّ : ص ۲۳۶ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7945
صفحه از 456
پرینت  ارسال به