55
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پنجم

۱۳۵۹.الفتوح :نامه يزيد بن معاويه از شام ، با پيك براى مردم مدينه (اعم از قريش و جز آنان از بنى هاشم) رسيد . در آن ، اين اشعار بود :

هان ، اى سوارى كه بامدادان ، به قصدىبر شتر تنومند خود ، چنين شتابان ، ره مى سپارى!
به قريش ـ كه از آن دور افتاده ام ـ ، پيام مرا برسان كه :ميان من و حسين، خدا و پيوند خويشاوندى ، داور است .
او را به جايگاهى كه در كنار كعبه جاى دارد ، سوگند مى دهمكه عهد خداوند و آنچه را كه بايد بر آن وفا شود ، نگه دارد .
شما ، با افتخار به مقام مادرتان ، قوم خود را به زحمت مى اندازيد .آرى ! سوگند به جان خودم كه او ، مادرى پارسا و گرامى و عفيف است .
او كسى است كه هيچ كس در والايى و فضيلت ، به او نمى رسد ؛دختر پيامبر صلى الله عليه و آله و بهترينِ مردم است كه همه مى دانند .
فضيلت او ، براى شما فضيلت است ، و نيز براى ديگرافراد قوم شما ، از فضيلت او، بهره اى است .
من به خوبى مى دانم ، يا گمان نزديك به دانايى دارمـ و گاه ، گمان ، راست و سامان دهنده است ـ
كه به زودى ، چيزى كه مدّعىِ آن هستيد، شما راكُشتگانى قرار مى دهد كه عقابان و كركسان ، به يكديگر هديه خواهند داد .
اى خويشان ما ! اينك كه جنگ ، آرام گرفته است، آن را بر ميفروزيدو به رشته هاى آشتى در آويزيد و چنگ زنيد .
جنگ ، اقوامى را كه پيش از شما بودند ، فريفتو ملّت هايى را نابود ساخت .
پس نسبت به خويشان خود ، انصاف روا داريد و با گردن كشى ، آنان را به نابودى نيفكنيد .چه بسا گردن كشانى كه پايشان ، لغزيده است .
مردم مدينه ، به اين ابيات نگريستند و آن گاه ، ابيات و نامه را براى حسين بن على عليه السلام فرستادند . ايشان ، چون در آن نگريست ، دانست كه نامه يزيد بن معاويه است.
حسين عليه السلام پاسخ را بدين ترتيب نگاشت: «به نام خداى بخشنده مهربان. «و اگر تو را تكذيب كردند ، بگو : عمل من ، به من اختصاص دارد و عمل شما ، به شما اختصاص دارد . شما ، از آنچه من انجام مى دهم ، [بيزار و ]جدا هستيد و من از آنچه شما انجام مى دهيد ، [بيزار و ]جدا هستم» . والسّلام !».


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پنجم
54

۱۳۵۹.الفتوح :كِتابُ يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ قَد أقبَلَ مِنَ الشّامِ إلى أهلِ المَدينَةِ عَلَى البَريدِ ، مِن قُرَيشٍ وغَيرِهِم مِن بَني هاشِمٍ ، وفيهِ هذِهِ الأَبياتُ :

يا أيُّهَا الرّاكِبُ الغادي لِطِيَّتِهِعَلى عُذافِرَةٍ في سَيرِهِ قُحَمُ
أبلِغ قُرَيشا عَلى نَأيِ المَزارِ بِهابَيني وبَينَ الحُسَينِ اللّهُ وَالرِّحِمُ
ومَوقِفٌ بِفِناءِ البَيتِ يُنشِدُهُعَهدَ الإِلهِ وما توفى بِهِ الذِّمَمُ
غَنيتُمُ قَومَكُم فَخرا بِاُمِّكِمُاُمٌّ لَعَمري حَصانٌ بَرَّةٌ كَرَمُ
هِيَ الَّتي لا يُداني فَضلَها أحَدٌبِنتُ الرَّسولِ وخَيرُ النّاسِ قَد عَلِموا
وفَضلُها لَكُم فَضلٌ وغَيرُكُمُمِن يَومِكُم لَهُم في فَضلِها قَسَمُ
إنّي لَأَعلَمُ حَقّا غَيرُ ما كَذِبٍوَالطَّرفُ يَصدُقُ أحيانا ويَقتَصِمُ
أن سَوفَ يُدرِكُكُم ما تَدَّعونَ بِهاقَتلى تَهاداكُمُ العُقبانُ وَالرَّخَمُ
يا قَومَنا لا تَشُبُّوا الحَربَ إذ سَكَنَتتَمَسَّكوا بِحِبالِ الخَيرِ وَاعتَصِموا
قَد غَرَّتِ الحَربُ مَن قَد كانَ قَبلَكُمُمِنَ القُرونِ وقَد بادَت بِهَا الاُمَمُ
فَأَنصِفوا قَومَكُم لا تَهلِكوا بَذَخافَرُبَّ ذي بَذَخٍ زَلَّت بِهِ القَدَمُ
قالَ : فَنَظَرَ أهلُ المَدينَةِ إلى هذِهِ الأَبياتِ ، ثُمَّ وَجَّهوا بِها وبِالكِتابِ إلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام ، فَلَمّا نَظَرَ فيهِ عَلِمَ أنَّهُ كِتابُ يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ .
فَكَتَبَ الحُسَينُ عليه السلام الجَوابَ : بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ «وَ إِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّى عَمَلِى وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُم بَرِيـئونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِى ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ » ۱ وَالسَّلامُ . ۲

1.يونس : ۴۱ .

2.الفتوح : ج ۵ ص ۶۸ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5226
صفحه از 450
پرینت  ارسال به