49
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پنجم

۱۳۵۸.تذكرة الخواصّـ به نقل از واقدى ـ: هنگامى كه حسين عليه السلام وارد مكّه شد ، يزيد به ابن عبّاس نوشت: «امّا بعد، پسرعمويت حسين، و دشمن خدا، فرزند زبير ، از بيعت با من سر باز زده و به مكّه رفته اند و در صدد فتنه انگيزى اند و خود را در معرض نابودى نهاده اند. امّا پسر زبير ، به راستى كه او به زودى ، در گرداب نابودى وارد و كشته شمشير خواهد شد . و امّا در باره حسين ، دوست دارم كه توبيخ او را به خاطر رفتارى كه از وى سر زده ، به شما اهل بيت ، واگذار كنم .
شنيده ام كسانى از پيروان او از مردم عراق ، با او نامه نگارى مى كنند و او هم به آنها نامه مى نويسد . به او وعده خلافت مى دهند و او را به آرزوى زمامدارى مى اندازند . شما از پيوند ميان من و خودتان و حرمت ها و خويشاوندى[مان ]آگاهيد ؛ ولى حسين ، آن را گسسته و جدا كرده است.
تو ، پيشواى اهل بيتِ خود و سَرور مردم شَهرت هستى . با او ديدار كن و او را از كوشش براى جدايى باز دار و اين امّت را از [راهِ] فتنه باز گردان. پس اگر از تو پذيرفت و به سوى تو باز گشت، او نزد من ، ايمن است و از احترام گسترده ، برخوردار خواهد بود و به او همان حقوقى را پرداخت خواهم كرد كه پدرم به برادرش مى پرداخت و اگر بيش از اين هم خواست ، آن گونه كه خود [مصلحت ]مى دانى ، برايش تضمين كن، كه من ضمانت تو را اجرا مى كنم و آن را برايش انجام مى دهم . سوگندهاى سخت و سندهاى تأكيد شده اى كه مايه اطمينان او باشد و آنچه در همه كارها بر آن تكيه كند، بر عهده من است. در پاسخ دادن به نامه ام و هر نيازى كه به من دارى ، شتاب كن . و السّلام .
هشام بن محمّد مى گويد : يزيد در زير نامه اين گونه نوشت :

هان ، اى سوارى كه بامدادان ، به قصدىبر شتر تنومند خود ، چنين شتابان ، ره مى سپارى!
به قريش ـ كه از آن ، دور افتاده ام ـ ، پيام مرا برسان كه :ميان من و حسين، خدا و پيوند خويشاوندى ، داور است .
او را به جايگاهى كه در كنار كعبه جاى دارد ، سوگند مى دهمكه عهد خداوند و آنچه را كه بايد بر آن وفا شود ، نگه دارد .
شما ، با افتخار به مقام مادرتان ، قوم خود را به زحمت مى اندازيدآرى ! سوگند به جان خودم كه او ، مادرى پارسا و گرامى و عفيف است .
او كسى است كه هيچ كس در والايى و فضيلت ، به او نمى رسد؛دختر پيامبر صلى الله عليه و آله و بهترينِ مردم است كه همه مى دانند .
من به خوبى مى دانم ، يا گمان نزديك به دانايى دارمـ و گاه ، گمان ، راست و سامان دهنده است ـ
كه به زودى ، چيزى كه مدّعىِ آن هستيد، شما راكُشتگانى قرار مى دهد كه عقابان و كركسان ، به يكديگر هديه خواهند داد .
اى خويشان ما ! اينك كه جنگ ، آرام گرفته است، آن را بر ميفروزيدو به رشته هاى آشتى در آويزيد و چنگ زنيد .
جنگ ، اقوامى را كه پيش از شما بودند ، فريفتو ملّت هايى را نابود ساخت .
پس نسبت به خويشان خود ، انصاف روا داريد و با گردن كشى ، آنان را به نابودى نيفكنيد .چه بسا گردن كشانى كه پايشان ، لغزيده است» .
ابن عبّاس به او نوشت: «امّا بعد، نامه ات كه در آن از پيوستن حسين و زبير به مكّه ياد كرده بودى ، رسيد . امّا زبير ، از نظر موضع و گرايش ، از ما جداست. علاوه بر آن كه كينه هايى از ما در سينه اش نهفته دارد كه شعله هايش را از ما مى پوشانَد . خدا ، اسيرش را آزاد نكند ! در مورد او ، هر نظرى كه دارى ، انجام بده.
و امّا حسين ، چون به مكّه رسيد و حرم جدّ و خانه هاى پدرانش را وا نهاد، از آمدنش پرسيدم. به من خبر داد كه كارگزارانت در مدينه ، با او بدى كرده و سخن زشت به او گفته اند و به حرم خدا ، پناه جسته است . در باره آنچه بِدان اشاره كرده اى، با او ديدار خواهم كرد و از خيرخواهى در آنچه باعث وحدت شود و آتش را خاموش كند و فتنه را فرو نشاند و خون هاى امّت را محفوظ بدارد ، فروگذار نخواهم كرد.
پس ، از خدا ، در نهان و آشكار، پروا كن و شب را اين چنين سپرى مكن كه در پىِ بدى براى مسلمانى ، يا در صدد ستم رساندن به او يا حفر گودالى براى او باشى . چه بسا كسى كه براى ديگرى ، چاهى مى كَنَد و خود در آن مى افتد ، و چه بسيار آرزومندى كه به آرزويش دست نمى يابد. از تلاوت قرآن و گسترش سنّت، بهره گير. بر تو باد روزه و شب زنده دارى ، و سرگرمى ها و ياوه هاى دنيا ، تو را از آنها باز ندارد ؛ چون هر چه تو را از خدا باز دارد ، زيانبار و تباه كننده است و به هر يك از كارهاى آخرت، چنگ زنى، سودمند و ماندگار است. با درود».


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پنجم
48

۱۳۵۸.تذكرة الخواصّ عن الواقدي :لَمّا نَزَلَ الحُسَينُ عليه السلام مَكَّةَ ، كَتَبَ يَزيدُ بنُ مُعاوِيَةَ إلَى ابنِ عَبّاسٍ : أمّا بَعدُ ، فَإِنَّ ابنَ عَمِّكَ حُسَينا ، وعَدُوَّ اللّهِ ابنَ الزُّبَيرِ التَوَيا بِبَيعَتي ، ولَحِقا بِمَكَّةَ مُرصِدَينِ لِلفِتنَةِ ، مُعَرِّضَينِ أنفُسَهُما لِلهَلَكَةِ ، فَأَمَّا ابنُ الزُّبَيرِ ، فَإِنَّهُ صَريعُ الفِناءِ وقَتيلُ السَّيفِ غَدا ، وأمَّا الحُسَينُ ، فَقَد أحبَبتُ الإِعذارَ إلَيكُم ـ أهلَ البَيتِ ـ مِمّا كانَ مِنهُ .
وقَد بَلَغَني أنَّ رِجالاً مِن شيعَتِهِ مِن أهلِ العِراقِ يُكاتِبونَهُ ويُكاتِبُهُم ، ويُمَنّونَهُ الخِلافَةَ ويُمَنّيهِمُ الإِمرَةَ ، وقَد تَعلَمونَ ما بَيني وبَينَكُم مِنَ الوُصلَةِ ، وعَظيمِ الحُرمَةِ ، ونَتايِجِ الأَرحامِ ، وقَد قَطَعَ ذلِكَ الحُسَينُ وبَتَّهُ . ۱
وأنتَ زَعيمُ أهلِ بَيتِكَ ، وسَيِّدُ أهلِ بِلادِكَ ، فَالقَهُ فَاردُدهُ عَنِ السَّعيِ فِي الفُرقَةِ ، ورُدَّ هذِهِ الاُمَّةَ عَنِ الفِتنَةِ ، فَإِن قَبِلَ مِنكَ وأنابَ إلَيكَ ، فَلَهُ عِندِي الأَمانُ وَالكَرامَةُ الواسِعَةُ ، واُجري عَلَيهِ ما كانَ أبي يُجريهِ عَلى أخيهِ ، وإن طَلَبَ الزِّيادَةَ فَاضمَن لَهُ ما أراكَ اللّهُ ، اُنفِذُ ضَمانَكَ وأقومُ لَهُ بِذلِكَ ، ولَهُ عَلَيَّ الأَيمانُ المُغَلَّظَةُ وَالمَواثيقُ المُؤَكَّدَةُ ، بِما تَطمَئِنُّ بِهِ نَفسُهُ ، ويَعتَمِدُ في كُلِّ الاُمورِ عَلَيهِ ، عَجِّل بِجَوابِ كِتابي ، وبِكُلِّ حاجَةٍ لَكَ إلَيَّ وقِبَلي ، وَالسَّلامُ .
قالَ هِشامُ بنُ مُحَمَّدٍ : وكَتَبَ يَزيدُ في أسفَلِ الكِتابِ :

يا أيُّهَا الرّاكِبُ الغادي لِطِيَّتِهِ ۲عَلى عُذافِرَةٍ في سَيرِها قُحَمُ
أبلِغ قُرَيشا عَلى نَأيِ المَزارِ بِهابَيني وبَينَ الحُسَينِ اللّهُ وَالرَّحِمُ
ومَوقِفٌ بِفِناءِ البَيتِ أنشُدُهُعَهدَ الإِلهِ غَدا يوفى بِهِ الذِّمَمُ
هنيتُمُ قَومَكُم فَخرا بِاُمِّكُمُاُمٌّ لَعَمري حَسانٌ عَفَّةٌ كَرَمُ
هِيَ الَّتي لا يُداني فَضلَها أحَدٌبِنتُ الرَّسولِ وخَيرُ النّاسِ قَد عَلِموا
إنّي لَأَعلَمُ أو ظَنّا لِعالِمِهِوَالظَّنُّ يَصدُقُ أحيانا فَيَنتَظِمُ
أن سَوفَ يَترُكُكُم ما تَدَّعونَ بِهِقَتلى تَهاداكُمُ العُقبانُ وَالرَّخَمُ
يا قومَنا لا تَشُبُّوا الحَربَ إذ سَكَنَتوأمسِكوا بِحِبال السِّلمِ وَاعتَصِموا
قَد غَرَّتِ الحَربُ مَن قَد كانَ قَبلَكُمُمِنَ القُرونِ ۳ وقَد بادَت بِهَا الاُمَمُ
فَأَنصِفوا قَومَكُم لا تَهلِكوا بَذَخافَرُبَّ ذي بَذَخٍ زَلَّت بِهِ القَدَمُ
فَكَتَبَ إلَيهِ ابنُ عَبّاسٍ : أمّا بَعدُ ، فَقَد وَرَدَ كِتابُكَ تَذكُرُ فيهِ لَحاقَ الحُسَينِ عليه السلام وَابنِ الزُّبَيرِ بِمَكَّةَ ، فَأَمَّا ابنُ الزُّبَيرِ فَرَجُلٌ مُنقَطِعٌ عَنّا بِرَأيِهِ وهَواهُ ، يُكاتِمُنا مَعَ ذلِكَ أضغانا يُسِرُّها في صَدرِهِ ، يوري عَلَينا وَريَ الزِّنادِ ۴ ، لا فَكَّ اللّهُ أسيرَها ، فَارأَ في أمرِهِ ما أنتَ راءٍ . ۵
وأمَّا الحُسَينُ عليه السلام ، فَإِنَّهُ لَمّا نَزَلَ مَكَّةَ ، وتَرَكَ حَرَمَ جَدِّهِ ومَنازِلَ آبائِهِ ، سَأَلتُهُ عَن مَقدَمِهِ ، فَأَخبَرَني أنَّ عُمّالَكَ فِي المَدينَةِ أساؤوا إلَيهِ ، وعَجَّلوا عَلَيهِ بِالكَلامِ الفاحِشِ ، فأقبَلَ إلى حَرَمِ اللّهِ مُستَجيرا بِهِ ، وسَأَلقاهُ فيما أشَرتَ إلَيهِ ، ولَن أدَعَ النَّصيحَةَ فيما يَجمَعُ اللّهُ بِهِ الكَلِمَةَ ، ويُطفِئُ بِهِ النّائِرَةَ ، ويُخمِدُ بِهِ الفِتنَةَ ، ويَحقُنُ بِهِ دِماءَ الاُمَّةِ .
فَاتَّقِ اللّهَ فِي السِّرِّ وَالعَلانِيَةِ ، ولا تَبيتَنَّ لَيلَةً وأنتَ تُريدُ لِمُسلِمٍ غائِلَةً ۶ ، ولا تَرصُدهُ بِمَظلَمَةٍ ، ولا تَحفِر لهُ مَهواةً ، فَكَم مِن حافِرٍ لِغَيرِهِ حَفرا وَقَعَ فيهِ ، وكَم مِن مُؤَمِّلٍ أمَلاً لَم يُؤتَ أمَلَهُ . وخُذ بِحَظِّكَ مِن تِلاوَةِ القُرآنِ ونَشرِ السُّنَّةِ ، وعَلَيكَ بِالصِّيامِ وَالقِيامِ ، لا تَشغَلكَ عَنهُما مَلاهِي الدُّنيا وأباطيلُها ، فَإِنَّ كُلَّ ما شُغِلتَ بِهِ عَنِ اللّهِ يَضُرُّ ويَفنى ، وكُلَّ مَا اشتَغَلتَ بِهِ مِن أسبابِ الآخِرَةِ يَنفَعُ ويَبقى ، وَالسَّلامُ . ۷

1.البَتُّ : القطع (الصحاح : ج ۱ ص ۲۴۲ «بتت») .

2.في المصدر : «لمطيَّتهِ» ، وهو تصحيف ، والصواب ما أثبتناه ، وقد تقدّم شرحه .

3.في المصدر : «المقرون» ، وهو تصحيف ، والصّواب ما أثبتناه كما في مصادر اُخرى .

4.ورَتِ الزِّنادُ إذا خرجت نارُها (لسان العرب : ج ۱۵ ص ۳۸۸ «وري») .

5.في المصدر : «ما أنت رآه» ، والصواب ما أثبتناه .

6.الغائلة ، أي الشرّ ، والغوائل : الدواهي (الصحاح : ج ۵ ص ۱۷۸۸ «غيل») .

7.تذكرة الخواصّ : ص ۲۳۷ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5470
صفحه از 450
پرینت  ارسال به