49
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد ششم

۱۶۰۰.مقاتل الطالبيّينـ به نقل از حرث بن كعب ، از امام زين العابدين عليه السلام ـ: به خدا سوگند ، در شب عاشورا با پدرم نشسته بودم ، و من ، بيمار بودم و او ، به تعمير و پرداختِ تيرهايش ، مشغول بود و جَون ، غلام ابو ذر غِفارى ، در پيشِ پاى او بود كه پدرم ، اين رَجَزها را خواند :

اى روزگار ! اُف بر دوستى ات!چه قدر بامدادها و شامگاه هايى داشته اى
كه در آنها ، همراه و يا بزرگى ، كشته شده استكه روزگار ، از آوردن همانندش ، ناتوان است!
و كار ، با [ خداى ] بزرگ استو هر زنده اى ، اين راه را مى پيمايد» .
من كه اينها را شنيدم ، جلوى گريه خودم را گرفتم ؛ امّا از بين زنان ، فقط عمّه ام اينها را شنيد . دلش سوخت و بى تاب شد و گريبانْ چاك كرد و به صورت خود زد و حيرت زده ، به بيرون دويد و گفت : وا مصيبتا ! چه غم بزرگى ! كاش مُرده بودم . اى حسين من ! اى سَرور من ! و اى تنها باقى مانده خانواده ام ! خود را آماده كشته شدن كرده اى و از زندگى ، مأيوس گشته اى . امروز ، [ گويى ] مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن ، در گذشته اند ! اى جانشينِ گذشتگان و پناه باقى ماندگان !
حسين عليه السلام به او فرمود : «اى خواهر من ! اگر مرغ سنگخواره را آزاد بگذارند ، مى خوابد» .
زينب عليهاالسلام گفت : همين كه چنين سخت در زير فشارى ، غمم را بيشتر و دلم را ريش تر مى كند .
سپس بيهوش شد و افتاد . حسين عليه السلام ، پيوسته او را سوگند مى داد و او را آورد تا به داخل خيمه رساند .


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد ششم
48

۱۶۰۰.مقاتل الطالبيّين عن الحرث بن كعب عن عليّ بن الحسين [زين العابدين] عليه السلام :إنّي وَاللّهِ لَجالِسٌ مَعَ أبي في تِلكَ اللَّيلَةِ ، وأنَا عَليلٌ ، وهُوَ يُعالِجُ سِهاما لَهُ ، وبَينَ يَدَيهِ جَونٌ مَولى أبي ذَرٍّ الغِفارِيِّ ، إذِ ارتَجَزَ الحُسَينُ عليه السلام :

يا دَهرُ اُفٍّ لَكَ مِن خَليلِكَم لَكَ بِالإِشراقِ وَالأَصيلِ
مِن صاحِبٍ و ماجِدٍ قَتيلِوَالدَّهرُ لا يَقنَعُ بِالبَديلِ
وَالأَمرُ في ذاكَ إلَى الجَليلِوكُلُّ حَيٍّ سالِكُ السَّبيلِ
قالَ : وأمّا أنَا فَسَمِعتُهُ ورَدَدتُ عَبرَتي .
وأمّا عَمَّتي فَسَمِعَتهُ دونَ النِّساءِ ، فَلَزِمَتهَا الرِّقَّةُ وَالجَزَعُ ، فَشَقَّت ثَوبَها ، ولَطَمَت وَجهَها ، وخَرَجَت حاسِرَةً تُنادي : وَاثُكلاه ! واحُزناه ! لَيتَ المَوتَ أعدَمَنِي الحَياةَ ، يا حُسَيناه! يا سَيِّداه ! يا بَقِيَّةَ أهلِ بَيتاه ! استَقَلتَ ۱ ويَئِستَ مِنَ الحَياةِ ، اليَومَ ماتَ جَدّي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله واُمّي فاطِمَةُ الزَّهراءُ وأبي عَلِيٌّ وأخِي الحَسَنُ ! يا بَقِيَّةَ الماضينَ وثِمالَ الباقينَ .
فَقالَ لَها الحُسَينُ عليه السلام : يا اُختي! لَو تُرِكَ القَطا لَنامَ .
قالَت : فَإِنَّما تُغتَصَبُ نَفسُكَ اغتِصابا ، فَذاكَ أطوَلُ لِحُزني ، وأشجى لِقَلبي ! وخَرَّت مَغشِيّا عَلَيها ، فَلَم يَزَل يُناشِدُها ، وَاحتَمَلَها حَتّى أدخَلَهَا الخِباءَ . ۲

1.كذا في المصدر ، والظاهر أنّ الصواب : «استقتَلتَ» ، كما في بعض النقول .

2.مقاتل الطالبيّين : ص ۱۱۳ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد ششم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6162
صفحه از 444
پرینت  ارسال به