199
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد هفتم

۱۹۰۱.الملهوف :راوى مى گويد : آن گاه حسين عليه السلام ، دشمن را به نبردِ تن به تن فرا خواند و همه كسانى را كه به جنگش مى آمدند ، از ميان بر مى داشت تا آن جا كه تعداد فراوانى از آنها را كُشت و در اين حال ، مى فرمود :

«مرگ ، از ننگ ، بهتر استو ننگ ، از ورود به آتش» .
يكى از راويان مى گويد : به خدا سوگند ، تا كنون شكست خورده اى را نديده بودم كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده باشند ؛ امّا اين گونه استوار و پُردل مانده باشد . پيادگان ، بر او يورش مى بُردند واو هم بر آنان ، يورش مى بُرد و آنان ، مانند فرار بُزها به هنگام حمله گرگ ، از هم شكافته مى شدند .
او بر آنان ، حمله مى بُرد و در حالى كه آنان ، بالغ بر سى هزار نفر بودند ، از پيشِ پاى او ، مانند ملخ هاى پراكنده ، مى گريختند و او ، دوباره به جاى خويش ، باز مى گشت و مى گفت : «هيچ نيرو و توانى ، جز از جانب خداوندِ والامرتبه بزرگ ، نيست» .

۱۹۰۲.تاريخ الطبرىـ به نقل از ابو مِخنَف ـ: حَجّاج ، از عبد اللّه بن عمّار بن عبدِ يَغوث بارِقى برايم نقل كرد كه : بعدها ، عبد اللّه بن عمّار را به خاطر حضورش در جنگ با حسين عليه السلام ، سرزنش كردند . عبد اللّه بن عمّار گفت : من بر بنى هاشم ، دستِ احسانى دارم .
به او گفتيم : چه احسانى بر آنها كرده اى ؟
گفت : با نيزه ، بر حسين حمله بُردم و به او رسيدم و - به خدا سوگند ـ اگر مى خواستم ، او را زخمى مى كردم ! سپس كمى از او فاصله گرفتم و [ با خود ] گفتم : با كُشتن او ، مى خواهم چه كار كنم ؟ [ بگذار ] كسى جز من ، او را بكُشد .
پيادگانى از چپ و راست ، به او حمله بُردند و حسين عليه السلام هم به سمت راستِ خود ، يورش بُرد و آنان را پراكنده كرد . همچنين به سمت چپش حمله كرد و آنان نيز متفرّق شدند ؛ و او پيراهنى از خَز [ بر تن ] داشت و عمامه اى بر سر داشت .
به خدا سوگند ، تا كنون شكست خورده اى را كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده باشند و اين گونه استوار و پُردل و جسور مانده باشد ، نديده بودم و ـ به خدا سوگند ـ پيش از او و پس از او نيز نديده ام . پيادگان ، از چپ و راست او مى گريختند و مانند فرار بُزها به هنگام حمله گرگ ، از هم شكافته مى شدند ... .
نيز صَقعَب بن زُهَير ، از حُمَيد بن مسلم برايم نقل كرد كه گفت : رَدايى از خَز بر [ تن ]حسين عليه السلام بود و عمامه [بر سر ]داشت و مويش را رنگ كرده بود .
همچنين شنيدم كه پيش از شهادتش و در حالى كه هنوز مانند سواران دلاور ، سرِ پا بود و مى جنگيد و از تيرها ، خود را دور مى داشت و ضعف هاى دشمن را مى جُست و به لشكر ، حمله مى برد ، مى فرمود : «آيا به كشتن من ، تحريك مى كنيد ؟ هان ! به خدا سوگند ، ديگر پس از من ، نمى توانيد بنده اى از بندگان خدا را بكُشيد . خدا به خاطر كُشتن من ، بر شما خشم خواهد گرفت .
به خدا سوگند ، من اميد مى بَرَم كه خدا ، با خوار كردن شما ، مرا گرامى بدارد و سپس ، انتقام مرا از شما ، از جايى كه نمى دانيد ، بگيرد . هان! به خدا سوگند ، اگر مرا بكُشيد ، خداوند ، ميان شما درگيرى مى اندازد و خون هايتان را مى ريزد و سپس ، برايتان ، جز به اين رضايت نمى دهد كه عذاب دردناكِ شما را دوچندان كند» .


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد هفتم
198

۱۹۰۱.الملهوف :قالَ الرّاوي : ثُمَّ إنَّ الحُسَينَ عليه السلام دَعَا النّاسَ إلَى البِرازِ ، فَلَم يَزَل يَقتُلُ كُلَّ مَن بَرَزَ إلَيهِ ، حَتّى قَتَلَ مَقتَلَةً عَظيمَةً ، وهُوَ في ذلِكَ يَقولُ :

القَتلُ أولى مِن رُكوبِ العارِوَالعارُ أولى مِن دُخولِ النّارِ
قالَ بَعضُ الرُّواةِ : وَاللّهِ ما رَأَيتُ مَكثورا قَطُّ ، قَد قُتِلَ وُلدُهُ ، وأهلُ بَيتِهِ وأصحابُهُ ، أربَطَ جأشا مِنهُ ، وإنَّ الرِّجالَ كانَت لَتَشُدُّ عَلَيهِ فَيَشُدُّ عَلَيها بِسَيفِهِ ، فَتَنكَشِفُ عَنهُ انكِشافَ المِعزى إذا شَدَّ فيهَا الذِّئبُ ، ولَقَد كانَ يَحمِلُ فيهِم وقَد تَكَمَّلوا ثَلاثينَ ألفا ، فَيُهزَمونَ بَينَ يَدَيهِ كَأَنَّهُمُ الجَرادُ المُنتَشِرُ ، ثُمَّ يَرجِعُ إلى مَركَزِهِ وهُوَ يَقولُ : لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ . ۱

۱۹۰۲.تاريخ الطبري عن أبي مخنف عن الحجّاج عن عبد اللّه بن عمّار بن عبد يغوث البارقي :عُتِبَ عَلى عَبدِ اللّهِ ابنِ عَمّارٍ بَعدَ ذلِكَ مَشهَدُهُ قَتلَ الحُسَينِ عليه السلام ، فَقالَ عَبدُ اللّهِ بنُ عَمّارٍ : إنَّ لي عِندَ بَني هاشِمٍ لَيَدا ، قُلنا لَهُ : وما يَدُكَ عِندَهُم ؟ قالَ : حَمَلتُ عَلى حُسَينٍ بِالرُّمحِ فَانتَهَيتُ إلَيهِ ، فَوَاللّهِ لَو شِئتُ لَطَعَنتُهُ ، ثُمَّ انصَرَفتُ عَنهُ غَيرَ بَعيدٍ ، وقُلتُ : ما أصنَعُ بِأَن أتَوَلّى قَتلَهُ ؟ يَقتُلُهُ غَيري .
قالَ : فَشَدَّ عَلَيهِ رَجّالَةٌ مِمَّن عَن يَمينِهِ وشِمالِهِ ، فَحَمَلَ عَلى مَن عَن يَمينِهِ حَتَّى
ابذَعَرّوا ۲ ، وعَلى مَن عَن شِمالِهِ حَتَّى ابذَعَرّوا ، وعَلَيهِ قَميصٌ لَهُ مِن خَزٍّ وهُوَ مُعتَمٌّ .
قالَ : فَوَاللّهِ ما رَأَيتُ مَكسورا قَطُّ ، قَد قُتِلَ وُلدُهُ ، وأهلُ بَيتِهِ وأصحابُهُ ، أربَطَ جَأشا ولا أمضى جَنانا ولا أجرَأَ مَقدَما مِنهُ ، وَاللّهِ ما رَأَيتُ قَبلَهُ ولا بَعدَهُ مِثلَهُ ، إن كانَتِ الرَّجّالَةُ لَتَنكَشِفُ مَن عَن يَمينِهِ وشِمالِهِ انكِشافَ المِعزى إذا شَدَّ فيهَا الذِّئبُ... .
قالَ أبو مِخنَفٍ : حَدَّثَنِي الصَّقعَبُ بنُ زُهَيرٍ ، عَن حُمَيدِ بنِ مُسلِمٍ ، قالَ : كانَت عَلَيهِ جُبَّةٌ مِن خَزٍّ ، وكانَ مُعتَمّا ، وكانَ مَخضوبا بِالوَسمَةِ .
قالَ : وسَمِعتُهُ يَقولُ قَبلَ أن يُقتَلَ ، وهُوَ يُقاتِلُ عَلى رِجلَيهِ قِتالَ الفارِسِ الشُّجاعِ ، يَتَّقِي الرَّمِيَّةَ ، ويَفتَرِصُ ۳ العَورَةَ ، ويَشُدُّ عَلَى الخَيلِ وهُوَ يَقولُ : أعَلى قَتلي تَحاثّونَ ۴ ؟ أما وَاللّهِ لا تَقتُلونَ بَعدي عَبدا مِن عِبادِ اللّهِ ، اللّهُ أسخَطُ عَلَيكُم لِقَتلِهِ مِنّي ، وَايمُ اللّهِ ، إنّي لَأَرجو أن يُكرِمَنِيَ اللّهُ بِهَوانِكُم ، ثُمَّ يَنتَقِمُ لي مِنكُم مِن حَيثُ لا تَشعُرونَ ، أما وَاللّهِ أن لَو قَد قَتَلتُموني ، لَقَد ألقَى اللّهُ بَأسَكُم بَينَكُم ، وسَفَكَ دِماءَكُم ، ثُمَّ لا يَرضى لَكُم حَتّى يُضاعِفَ لَكُمُ العَذابَ الأَليمَ . ۵

1.الملهوف : ص ۱۷۰ ، مثير الأحزان : ص ۷۲ نحوه وفيه «عبد اللّه بن عمّار بن عبد يغوث» بدل «بعض الرواة» ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۵۰ وراجع : شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۶۳ ح ۱۰۹۱ .

2.اِبْذَعَرُّوا : أي تفرّقوا (الصحاح : ج ۲ ص ۵۸۸ «بذعر») .

3.فَرَصَ : انتهز فلان الفُرصة ، أي اغتنمها وفاز بها (الصحاح : ج ۳ ص ۱۰۴۸ «فرص») .

4.الحَثُّ : الإعجال في اتّصال (لسان العرب : ج ۲ ص ۱۲۹ «حثث») .

5.تاريخ الطبري : ج ۵ ص ۴۵۲ ، الكامل في التاريخ : ج ۲ ص ۵۷۲ نحوه وراجع : أنساب الأشراف : ج ۳ ص ۴۰۸ ومقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۲ ص ۳۸ والبداية والنهاية : ج ۸ ص ۱۸۸ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5650
صفحه از 445
پرینت  ارسال به