۱۸۲۹.عمدة الطالب :در يادكردِ فرزندان عبّاس بن امير مؤمنان ، على بن ابى طالب عليه السلام كه كنيه اش ، ابو الفضل و لقبش سقّا بود ؛ زيرا در واقعه عاشورا ، براى برادرش آب آورد و قبل از آن كه آن را به او برسانَد ، كشته شد و قبرش نيز نزديك شريعه (راهْ آب) فرات ، يعنى همان شهادتگاه اوست .
در آن روز ، پرچمدار حسين عليه السلام ، برادرش [ عبّاس عليه السلام ] بود .
شيخ ابو نصر بخارى ، از مُفَضّل بن عمر ، از جعفر بن محمّد صادق عليه السلام ، روايت كرده است كه فرمود : «عمويمان عبّاس بن على عليه السلام ، تيزبين بود و ايمانى استوار داشت . همراه ابا عبد اللّه عليه السلام جنگيد و آزمونى نيكو داد و به شهادت رسيد» .
خون عبّاس عليه السلام ، به گردن بنى حَنيفه است . او به هنگام شهادت ، ۳۴ سال داشت .
مادر او و برادرانش : عثمان ، جعفر و عبد اللّه ، اُمّ البنين فاطمه ، دختر حِزام بن خالد بن ربيعة بن وحيد بن كعب بن عامر بن كِلاب بن ربيعة بن عامر بن صَعصَعة بن معاوية بن بَكر بن هوازِن بود . مادر اُمّ البنين هم ليلى ، دختر سُهَيل بن مالك بود و او ، پسر ابو بَرّه عامِر نيزه باز ، پسر مالك بن جعفر بن كِلاب بود و مادر آن دو ، عَمْره ، دختر طُفَيل بن عامر بود و مادر عَمرَه نيز كَبْشه ، دختر عُروه رَحّال بن عُتبة بن جعفر بن كِلاب و مادر كَبْشه هم فاطمه ، دختر عبد شمس بن عبد مناف بوده است .
همچنين روايت شده كه امير مؤمنان على عليه السلام ، به برادرش عقيل ـ كه نسب شناس و در انساب و اخبار عرب ، دانا بود ـ ، فرمود : «بنگر و برايم همسرى بياب كه زاده دلاوران عرب باشد تا جوانى دلير [ و جنگجو ] برايم بياورد» .
عقيل گفت : با اُمّ البنين از قبيله كِلاب ، ازدواج كن كه در عرب ، شجاع تر از پدران او نيست .
امام عليه السلام نيز با او ازدواج كرد . هنگامى كه واقعه كربلا پيش آمد ، شمر بن ذى الجوشن كِلابى ، به عبّاس عليه السلام و برادرانش گفت : خواهرزادگان من ، كجا هستند ؟
امّا آنان ، پاسخش را ندادند . حسين عليه السلام به برادرانش فرمود : «پاسخ او را بدهيد . هر چند فاسق است ؛ امّا يكى از دايى هاى شماست» . ۱
آنان به او گفتند : چه مى خواهى ؟
گفت : به سوى من بياييد كه شما ، در امان هستيد . خود را با برادرتان ، به كُشتن ندهيد .
آنان به او گفتند : رويت زشت باد و آنچه آورده اى نيز ، زشت باد ! آيا سَرور و برادرمان را رها كنيم و به امان تو در آييم ؟ !
عبّاس عليه السلام و سه برادرش ، در آن روز ، كشته شدند . اين شعر ، چه قدر مناسب حال آنان است كه :
گروهى كه چون براى دفع پيشامدها ، فرا خوانده شوندلشكر [ مقابلشان ] يا نيزه خورده اند و يا قامتْ شكسته شده اند .
آنان ، قلب هايشان را روى زره هايشان پوشيده اند وگويى براى رفتن جان هايشان [ از بدن هايشان ] ، شتاب مى كنند .
در اين كه عبّاس عليه السلام بزرگ تر بود و يا برادرش عمر ، اختلاف است . ابن شهاب عُكبَرى و ابوالحسن اُشنانى و ابن خِداع ، روايت كرده اند كه : عمر ، بزرگ تر بوده است .
شيخ شرف عُبَيدلى ، بغداديان و ابو غنائم عَمْرى ، روايت كرده اند كه : عمر ، كوچك تر از عبّاس عليه السلام بوده است و فرزندان عبّاس عليه السلام را بر فرزندان او مقدّم مى دارند .
نسل عبّاس عليه السلام اندك و از طريق پسرش عبيد اللّه هستند .